خلاصه داستان: کیت (لورا برک) به همراه دختر خردسالش بث در یک خانه مزرعهای دورافتاده در دل جنگلهای کانادا زندگی میکند. این مادر مجرد تلاش میکند تا زندگی آرام و امنی برای فرزندش فراهم کند، اما به تدریج نشانههایی از حضور یک نیروی ناشناخته در اطراف خانه ظاهر میشود. کیت که خود با گذشتهای تاریک دستوپنجه نرم میکند، نمیداند که آیا این تهدید واقعی است یا حاصل ذهن پریشان او. با تشدید رویدادهای مرموز، غریزه مادرانه او به اوج میرسد و او مجبور میشود برای محافظت از بث دست به هر کاری بزند. فیلم مادرانه یک تریلر روانشناختی است که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند و نشان میدهد که عشق مادری تا کجا میتواند پیش برود.
خلاصه داستان: سرکانت، مردی مسن و تنها، در بمبئی زندگی میکند. او که از زندگی روزمره خسته شده، ناگهان با شبحی به نام سیدارت مواجه میشود که ادعا میکند روح نوهاش از زندگی قبلی است. این دیدار عجیب، سرکانت را به سفری در زمان و خاطرات میبرد. سیدارت تلاش میکند تا با کمک سرکانت، راز مرگ خود را کشف کند و به آرامش برسد. در این مسیر، پیوندی عمیق بین این دو شکل میگیرد و هر یک درسهای ارزشمندی درباره زندگی، عشق و بخشش میآموزند.
خلاصه داستان: مایا و جیمی، زوج جوانی از لندن، پس از تجربه یک حمله خشونتآمیز در خانه خود، به امید آرامش به یک کلبه روستایی در ایرلند نقل مکان میکنند. اما آرامش آنها دیری نمیپاید زیرا متوجه میشوند که در جنگلهای اطراف، موجودات کوچک و خطرناکی به نام «ردکپ»ها زندگی میکنند. این موجودات که شبیه گابلینهای افسانهای هستند، در ازای محافظت از خانه، انتظار قربانیهای خونین دارند. مایا و جیمی که در ابتدا آنها را افسانه میپندارند، به زودی با واقعیت وحشتناک روبرو میشوند. آنها باید بین پذیرش قوانین این موجودات یا رویارویی با خشم مرگبار آنها یکی را انتخاب کنند. فیلم ناخوانده ترکیبی از ترسناک و فانتزی است که با فضاسازی تاریک و تعلیقآمیز، مخاطب را تا پایان درگیر نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک قاتل محکوم به اعدام معروف به عروسکگردان همچنان خود را بیگناه میداند و ادعا میکند زمانی که قربانبان را به قتل میرسانده، نیرویی شیطانی بدن او را کنترل میکرده است. در این میان دختر او مایکل، زمانی که اطرافیانش به شکلی وحشیانه کشته میشوند، ادعای پدرش را باور میکند. حال مایکل تلاش میکند پیش از کشته شدن همه عزیزانش، نفرین عروسکگردان را متوقف کند اما…
خلاصه داستان: سه برنامهنویس جوان که در یک استارتآپ فناوری مشغول به کار هستند، به طور تصادفی با یک پروژه قدیمی و متروکه مواجه میشوند. این پروژه که سالها پیش توسط یک شرکت ناشناس رها شده، ظاهراً دستگاهی ساخته که قادر به تشخیص و ثبت حضور ارواح و موجودات ماوراء طبیعی است. کنجکاوی و اشتیاق آنها برای کشف ناشناختهها، آنها را به راهاندازی دوباره دستگاه سوق میدهد. اما به زودی متوجه میشوند که این فناوری نه تنها ارواح را تشخیص میدهد، بلکه آنها را به دنیای زندگان فرا میخواند. هر بار که دستگاه فعال میشود، موجودات وحشتناکتری ظاهر میشوند و مرز بین واقعیت و دنیای ارواح کمرنگتر میگردد. آنها برای نجات جان خود و بستن درب باز شده به دنیای دیگر، باید معمای این پروژه را حل کنند و با ترسهای درونی خود روبرو شوند.
خلاصه داستان: تعطیلات آخر هفته کبیر و خانوادهاش وقتی یک غریبه دوستانه اما مرموز را به خانهشان راه میدهند، تبدیل به یک کابوس میشود. با تیک تاک ساعت، خانواده مجبور خواهند شد در این مهیج فراطبیعی گیرا و بینظیر که به عناصر شوم جادوی سیاه هندی میپردازد، با بدترین ترسهای خود مقابله کنند.