خلاصه داستان: خانواده اشپنگلر به نیویورک بازمیگردند تا با شکارچیان ارواح اصلی در آتشخانه نمادین شهر متحد شوند. در همین حال، کشف یک مصنوع باستانی، نیرویی شیطانی به نام «گاراکا» را آزاد میکند که قصد دارد جهان را در عصر یخبندانی تازه فرو ببرد. شکارچیان ارواح قدیمی و جدید باید با یکدیگر همکاری کنند تا خانه و سیاره را از این تهدید نجات دهند.
خلاصه داستان: نیک دیلی، پسر نگهبان افسانهای موزه تاریخ طبیعی آمریکا، حالا خودش مسئول شیفت شب است. او که از کودکی با رازهای موزه آشنا شده، میداند که با غروب آفتاب، نمایشگاهها جان میگیرند. اما یک شب، کهمونره، فرعون دیوانهای که قرنها در تبعید به سر میبرده، موفق به فرار از تابلوی نقاشی میشود و قصد دارد دروازه جهان اموات را بگشاید و ارتش مردگان را به دنیای زندگان بیاورد. نیک باید با کمک دوستان جدیدش، از جمله لری پسر خرسی به نام جد، و همراه با شخصیتهای تاریخی موزه، جلوی نقشه شوم کهمونره را بگیرد. این ماجراجویی پر از اتفاقات خندهدار و هیجانانگیز، او را در سفری در دل تاریخ و تخیل قرار میدهد و نشان میدهد که شجاعت و دوستی میتواند بر هر تاریکی غلبه کند.
خلاصه داستان: دووانهوی، زنی از قوم بومی آمریکا، برای رهایی از چنگ یک باند بیرحم هلندی به دل جنگلی تاریک و مرموز به نام بلکوود میگریزد. اما تعقیبکنندگان او که در پی انتقام و خشونت هستند، ناخودآگاه موجودی اهریمنی و باستانی به نام وندیگو را از خواب بیدار میکنند. حالا همه آنها در محاصره جنگلی قرار میگیرند که دیگر امن نیست و هر قدم، ممکن است آخرین قدم باشد. در این میان، دووانهوی باید میان نجات جان خود و کمک به دشمنانش یکی را برگزیند؛ زیرا تنها راه بقا، اتحاد در برابر تهدیدی است که فراتر از درک انسان است.
خلاصه داستان: اما لیدن، نویسندهای که به تازگی همسرش را از دست داده، در کتاب جدیدش «تهاجم» جزئیات دلخراش حملهای را روایت میکند که خانوادهاش را از او گرفت. او برای التیام زخمهای روحیاش و بازسازی خانه، گروهی از غیبگویان را دعوت میکند تا مراسم پاکسازی انجام دهند. اما این مراسم بهظاهر بیآزار، به سرعت به کابوسی ترسناک تبدیل میشود. حضور این افراد ناشناس، پرده از رازهای تاریکی برمیدارد که اما فکر میکرد برای همیشه دفن شدهاند. او درگیر بازی خطرناکی از توهم و واقعیت میشود و باید برای کشف حقیقت و محافظت از خودش با ترسهای عمیقتریناش روبرو شود. هر گوشه خانه، خاطراتی وحشتناک را زنده میکند و اما درمییابد که شاید این غیبگویان آنطور که وانمود میکنند، بیگناه نیستند و در میان آنها نقشهای شوم در جریان است.
خلاصه داستان: زن جوانی که در اولین شیفت شب خود در یک متل دورافتاده کار میکند، به تدریج متوجه میشود که توسط یک شخصیت خطرناک از گذشتهاش تعقیب میشود. با پیشروی شب و رخدادهای مرموز و ماوراء طبیعی، او درمییابد که هیچ چیز آنگونه که به نظر میرسد نیست. او باید با ترسهای خود روبرو شود و راز تاریکی را که در دل متل پنهان است کشف کند.
خلاصه داستان: تیل، دختر هفده ساله، به دلیل مأموریت جدید مادرش در پلیس، به همراه خانواده به آپارتمانی در حومه مادرید نقل مکان میکند. او در اولین روزهای حضور در محله جدید، در یک مهمانی پر سر و صدا شرکت میکند؛ همان شبی که یک دانشآموز به شکلی فجیع به قتل میرسد. تیل که شاهد عینی ماجراست، وحشتزده و مضطرب میشود. او در تلاش برای یافتن حقیقت، به شواهدی برمیخورد که پای یک قاتل زنجیرهای را به میان میکشد. در این میان، رابطه عاطفی او با یک همکلاسی به نام مانوئل، او را در مسیر پرخطری قرار میدهد. تیل باید میان اعتماد به پلیس یا اعتماد به قلب خود یکی را انتخاب کند.