خلاصه داستان: در پی وقوع فاجعهای بزرگ، بخش عمدهای از جمعیت جهان به موجوداتی وحشی و بیرحم تبدیل میشوند. در این هرجومرج، گروهی از غریبهها که هیچ شناختی از یکدیگر ندارند، برای بقا مجبور به همکاری میشوند. مادر جوانی به نام رز در تلاش است تا دخترش را در میان این آشوب پیدا کند. او در این مسیر با افراد مختلفی روبرو میشود که هرکدام انگیزهها و اسرار خود را دارند. سریال تابستان سیاه داستانی پرتعلیق و نفسگیر را روایت میکند که در آن اعتماد کمیابترین کالاست.
خلاصه داستان: جاش ویلر، نوجوانی که در شهر گلندیل کالیفرنیا زندگی میکند، پس از وقوع یک آخرالزمان مرموز که بیشتر بزرگسالان را به موجوداتی وحشی تبدیل کرده، به دنبال دوست گمشدهاش سام میگردد. او در این مسیر با آنجلیکا، یک مبارز خیابانی، و وسلی، یک نابغه کامپیوتری، همراه میشود. این گروه ناهمگون در میان ویرانههای دبیرستان و شهر، با گروههای مختلفی از نوجوانان بازمانده روبرو میشوند که هرکدام قوانین خاص خود را دارند. جاش در تلاش است تا ضمن بقا، راز این فاجعه را کشف کند و دوستش را پیدا کند. این سریال ترکیبی از کمدی سیاه، درام نوجوانانه و عناصر پساآخرالزمانی است.
خلاصه داستان: ریک گرایمز، افسر پلیس شهرستان کینگ، پس از تیر خوردن در حین انجام وظیفه به کما میرود. وقتی از خواب بیدار میشود، بیمارستان متروکه و جهان را در هرجومرجی کامل مییابد. مردگان دوباره راه میروند و تمدن فروپاشیده است. ریک به دنبال خانوادهاش راهی آتلانتا میشود و در این مسیر با گروهی از بازماندگان آشنا میشود. او بهتدریج رهبری این گروه را بر عهده میگیرد و آنها برای بقا در برابر تهدیدهای مرگبار از جمله زامبیها و انسانهای خطرناک مبارزه میکنند. داستان سریال بر تلاش برای حفظ انسانیت در شرایط غیرممکن تمرکز دارد.
خلاصه داستان: در یک زندان امنیتی ویژه که محل نگهداری خطرناکترین مجرمان روانی است، شبی طوفانی آغاز میشود. گروهی از مردان مسلح و سازمانیافته با نقشهای دقیق به زندان حمله میکنند تا یک قاتل زنجیرهای را آزاد کنند. اما آنچه در پشت دروازههای زندان در انتظارشان است، فراتر از تصورشان است. کارکنان زندان به رهبری یک روانشناس باتجربه و یک نگهبان مصمم، برای محافظت از زندانیان و جلوگیری از فرار قاتل، دست به مقاومتی همهجانبه میزنند. درگیریهای شدید، تنشهای روانی و تصمیمهای مرگبار، شب را به طولانیترین شب زندگی همه تبدیل میکند.
خلاصه داستان: دبیرستانی در کره جنوبی به محل شیوع یک ویروس مرموز تبدیل میشود که دانشآموزان را به موجوداتی زامبیمانند تبدیل میکند. گروهی از دانشآموزان که در مدرسه گیر افتادهاند، برای زنده ماندن و یافتن راهی برای فرار تلاش میکنند. در این میان، روابط عاطفی، دوستیها و رقابتهای پیشین به چالش کشیده میشود و هر کس باید تصمیمهای سختی بگیرد. داستان سریال ما همه مردهایم بر پایه وبتونی با همین نام ساخته شده و با نگاهی تازه به ژانر زامبی، بحران نوجوانی و بقا را در هم میآمیزد.
خلاصه داستان: در یک مسافرخانه دورافتاده، حراجی مخفیانه اعضای بدن انسان برگزار میشود. شرکتکنندگان که هر یک به دلایلی در این مزایده مرگبار حاضر شدهاند، ناگهان با زلزلهای مهیب روبرو میشوند. ساختمان فرومیریزد و همه در میان آوار گرفتار میشوند. حالا دیگر خرید و فروش مطرح نیست؛ مسئله بقاست. هر کس باید برای زنده ماندن با دیگران همکاری کند یا به غریزه بقا تن دهد. در این هرجومرج، رازهای تاریک هر یک از شخصیتها کمکم آشکار میشود و مرز میان قربانی و متهم از بین میرود.