خلاصه داستان: گناه کیهانی (Cosmic Sin) فیلمی در ژانر اکشن و علمی-تخیلی به کارگردانی ادوارد دریک و محصول سال ۲۰۲۱ است. داستان در آیندهای نزدیک روایت میشود که در آن بشریت با تمدنی بیگانه به نام «کیهانی» مواجه میشود. این موجودات نهتنها تهدیدی برای زمین، بلکه برای تمام حیات هوشمند در کهکشان هستند. گروهی از سربازان کهنهکار و سرکش، به رهبری ژنرال جیمز فورد (با بازی بروس ویلیس)، مأمور میشوند تا با یک حمله پیشگیرانه، این تهدید را پیش از نابودی کامل نابود کنند. اما این مأموریت با چالشهای اخلاقی و نظامی پیچیدهای همراه است و هر تصمیم آنها میتواند سرنوشت کهکشان را تغییر دهد. فیلم با تمرکز بر تنشهای میانکهکشانی و شخصیتهای چندلایه، مخاطب را به سفری پر از تعلیق و اکشن میبرد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۷۰، بشر پس از یک فاجعه هستهای در لسآنجلس، با هوش مصنوعی پیشرفتهای به نام «نیومات» وارد جنگ شده است. جاشوا، مأمور سابق نیروهای ویژه، پس از ناپدید شدن همسرش در جریان یک مأموریت، درگیر یافتن «خالق» میشود؛ معمای مرموزی که سلاحی ساخته که میتواند جنگ را یکسره کند. او در این مسیر با آلفی، یک کودک رباتیک، روبهرو میشود که هویتش او را به چالش میکشد. جاشوا باید بین وفاداری به بشریت و آنچه درست میداند، تصمیمی سرنوشتساز بگیرد.
خلاصه داستان: زندگی یک زن متاهل به نقطه شکست میرسد و او گمان میکند که افراد خاص نزدیک به او دلیل این امر هستند. به چه کسی میتواند اعتماد کند؟ هیچ چیز بدون فداکاری به دست نمیآید. او درگیر شک و تردید درباره نیت اطرافیانش میشود و هر روز بر فشار روانی او افزوده میگردد. این زن در تلاش است تا واقعیت را از توهم تشخیص دهد، اما هر بار به بنبستی تازه میرسد. آیا او میتواند از این بحران هویت جان سالم به در ببرد؟
خلاصه داستان: جیسون، دلال سهامی که در شهری کوچک زندگی میکند، به همراه همسایهاش دیلین در یک طرح کلاهبرداری از شرکت بیمه گرفتار میشود. اما این ماجرا به مجموعهای از قتلهای تکاندهنده میانجامد و جیسون را در مرکز توطئهای خطرناک قرار میدهد. او در تلاش است تا از این مخمصه جان سالم به در ببرد و حقیقت را آشکار کند.
خلاصه داستان: گلسا دختری ۱۶ ساله است که به همراه خانوادهاش در شهری کوچک در اطراف تهران زندگی میکند. او بیشتر اوقات خود را با گروهی از دوستانش میگذراند. یک روز آنها تصمیم میگیرند تا دست به اقدامی هیجانانگیز بزنند؛ اقدامی که پیامدهای غیرمنتظرهای در پی خواهد داشت و از کاری صرفاً سرگرمکننده و هیجانانگیز، به دردسری پیچیده تبدیل میشود. اتفاقاتی که رخ میدهد، از اساس دیدگاه گلسا نسبت به زندگی را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: بهار سال ۱۹۱۷ و در اوج جنگ جهانی اول در شمال فرانسه، دو سرباز جوان انگلیسی به نامهای اسکافیلد و بلیک مأموریتی غیرممکن پیدا میکنند: رساندن پیغامی مهم به یک گردان ۱۶۰۰ نفری انگلیسی برای جلوگیری از ورود آنها به کمین مرگبار دشمن. این در حالی است که زمان به سرعت برای آنها در حال سپری شدن است.