خلاصه داستان: فیلم «هبوط» روایتی است از یک خلبان جنگی که در جریان یکی از عملیاتهای حساس در منطقهای مرزی با مشکل فنی مواجه شده و مجبور به فرود اضطراری در خاک دشمن میشود. او که به تنهایی و بدون تجهیزات کافی در این شرایط دشوار گرفتار شده، تلاش میکند با تکیه بر دانش و تجربه خود، جان سالم به در ببرد و به مواضع نیروهای خودی بازگردد. در این مسیر، او با غیرنظامیان و افراد مختلفی روبهرو میشود که هر کدام تأثیری بر سرنوشت او دارند. داستان در فضایی پرتنش و با نگاهی به مفاهیمی چون ایثار، شجاعت و تعهد میگذرد و تصویری از سختیهای جنگ و تأثیر آن بر روح و روان انسانها به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: در مزرعهای دورافتاده در کالیفرنیا، پس از مرگ ناگهانی پدر خانوادهای که بر اثر سقوط یک سکه از آسمان جان میسپارد، خواهر و برادری به نامهای اوج و امرالد تلاش میکنند تا راز موجودی ناشناس را که در آسمان بالای مزرعهشان پرسه میزند، کشف کنند. آنها برای ثبت تصویر این پدیده مرموز که منبع صداهای عجیب و قطعی برق است، دست به اقدامی خطرناک میزنند و با همکاری یکی از کارکنان فروشگاه لوازم الکترونیکی، نقشهای پیچیده میچینند تا شاهد این رویداد باشند. اما در این مسیر با رازهایی روبهرو میشوند که پای زندگیشان به میان میکشد و هر لحظه ممکن است این موجود عجیب آنها را هدف قرار دهد. آنها باید تصمیم بگیرند که آیا ارزش دارد برای ثبت این تصویر تاریخی جانشان را به خطر بیندازند.
خلاصه داستان: «صفدر کوکبی» اهل آبادان، مرد سادهای است که با رؤیای دستیابی به زندگی بهتر تلاش میکند. روزی تحت تعقیب عدهای ناشناس قرار میگیرد. آنها او را پس از کتک زدن به نقطهای نامعلوم میبرند. صفدر وقتی به هوش میآید خود را در مکان تازهای مییابد و میبیند که آدمربایان او را با شخص دیگری اشتباه گرفتهاند. او سعی میکند خود را از دام آنها برهاند، اما راه گریزی نمییابد. در این میان، هویت واقعی او و راز پشت این اشتباه هولناک آشکار میشود. صفدر باید میان حقیقت و بقا دست به انتخابی دشوار بزند و با استفاده از هوش و شجاعتش، سرنوشت خود را تغییر دهد. فیلم «بدل» روایتی پرتنش از یک اشتباه مرگبار است که مرز میان هویت و توهم را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی آرچر مونرو، پدر خانوادهای ثروتمند و بانفوذ، دخترش لورن در مقام شهردار نیویورک با وصیتنامهای غیرمنتظره روبهرو میشود. او درمییابد که پدرش یک زیرزمین مخفی در ملک خانوادگی داشته و در آن مردی را زندانی کرده است. این راز تاریک، لورن را وارد بازی خطرناکی میکند که گذشتهی پدرش و آیندهی خانواده را زیر سؤال میبرد. او باید بین حفظ میراث پدر و کشف حقیقت، یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: اقامت تفریحی آخر هفته کبیر و خانوادهاش زمانی که یک غریبه دوستانه اما مرموز را به خانهشان راه میدهند، تبدیل به یک کابوس میشود. با تیک تاک ساعت، خانواده مجبور خواهند شد در این مهیج فراطبیعی گیرا و بینظیر که به عناصر شوم جادوی سیاه هندی میپردازد، با بدترین ترسهای خود مقابله کنند.
خلاصه داستان: مایک اشمیت، نگهبان امنیتی جوانی که برای تأمین هزینهی نگهداری از خواهر کوچکش اَبی به هر کاری تن میدهد، در یک پیتزا فروشی متروکه به نام فردی فازبیر استخدام میشود. این مرکز تفریحی خانوادگی که روزگاری پر از شور و شادی کودکان بود، حالا به مکانی ترسناک و خالی تبدیل شده است. مایک در نخستین شیفت شب متوجه میشود که عروسکهای متحرک و کهنهی رستوران، شبها جان میگیرند و برای یافتن هر موجود زندهای در ساختمان پرسه میزنند. او باید با استفاده از دوربینهای مداربسته، درهای فلزی و چراغهای سالن، از خود در برابر حملات آنها محافظت کند و همزمان به راز تاریکی پی ببرد که پشت داستان این عروسکها و سرگذشت کودکان گمشده پنهان شده است. هر شب، مایک با خطرات جدیدی روبهرو میشود و باید تا طلوع آفتاب زنده بماند.