خلاصه داستان: اریک و شلی عاشق یکدیگر میشوند و زندگیشان پر از امید است، اما گذشته تاریک اریک دوباره سر برمیآورد و آن دو به شکلی وحشیانه به قتل میرسند. اریک که مرگ را تجربه کرده، فرصتی دوباره مییابد تا با فداکاری خود، عشق واقعیاش را نجات دهد. او با راهنمایی یک کلاغ اسرارآمیز، از دنیای مردگان بازمیگردد تا انتقامی بیرحمانه از قاتلان بگیرد و در این مسیر، میان دنیای زندگان و مردگان سفر میکند تا بیعدالتیها را اصلاح کند. اما هر قدم او را به بهایی سنگین نزدیکتر میکند و او باید تصمیم بگیرد که تا کجا برای عشق پیش خواهد رفت.
خلاصه داستان: در گرمای طاقتفرسای تابستان، ابرهای مرموزی در آسمان فرانسه ظاهر میشوند و بارانهای اسیدی ویرانگری را به راه میاندازند. این باران مرگبار هر چیزی را در مسیر خود نابود میکند و شهرها را به جهنمی خاموش تبدیل میکند. در میان این هرجومرج، دختری جوان به همراه والدین جداافتادهاش تلاش میکنند تا اختلافات گذشته را کنار بگذارند و برای بقا در این فاجعه زیستمحیطی متحد شوند. آنها باید در میان ترس و نابودی، راهی برای فرار بیابند و با یکدیگر برای محافظت از خانوادهشان بجنگند.
خلاصه داستان: آواز قو روایتگر زندگی یک زوج جوان است که پس از اخراج ناعادلانه از دانشگاه، به خانه بازمیگردند. اما والدینشان با ازدواج آنها مخالفت میکنند. پس از دستگیری پسر جوان و فرار او از زندان، آن دو تصمیم میگیرند با هم فرار کنند. در این مسیر، پلیس در هر قدم به دنبالشان است و آنها از عمق مشکلاتی که در آن گرفتار شدهاند بیخبرند. آیا این زوج میتوانند سرانجام خوشی برای خود رقم بزنند؟
خلاصه داستان: یونا، اینفلوئنسر مشهور یوتیوب، به جشن رونمایی یک برند لوازم آرایشی دعوت میشود، اما آن شب برایش به کام تلخ میگذرد. او پس از مشاجره با حاضران و تحقیر دیگران، خسته و مضطرب سوار بر خودروی شخصیاش میشود و در صندلی عقب به خواب میرود. ناگهان با به صدا درآمدن صدای درب صندوق عقب از خواب میپرد و متوجه میشود که در صندوق عقب ماشین خودش زندانی شده است. آدمربا با او تماس میگیرد و باجگیری عجیبی را مطرح میکند: او نه تنها پول نقد، بلکه درخواست پخش زنده اینترنتی «آدمربایی» را دارد تا بینندگان برای آزادی یونا پول بفرستند. اما یوتیوبیها و دنبالکنندگانش فکر میکنند که این یک سناریوی خودساخته برای جلب توجه است و به جای کمک، او را مسخره میکنند. یونا در این گیرودار باید راهی برای نجات خود بیابد و ثابت کند که این بار همهچیز واقعی است.
خلاصه داستان: داستان فیلم پرواز 404 درباره زنی به نام «غاده» است که چند روز پیش از سفر به مکه برای حج، با یک وضعیت اضطراری روبهرو میشود و به مبلغ زیادی پول نیاز دارد. او مجبور میشود به سراغ افرادی از گذشتهاش برود که سالها پیش آنها را ترک کرده بود. هر یک از این ملاقاتها خاطراتی را زنده میکند که او سعی داشت آنها را فراموش کند. غاده در این مسیر با واقعیتهایی درباره خودش و زندگیای که ساخته روبهرو میشود و باید بین آرامش معنوی و پذیرش گذشتهاش یکی را انتخاب کند. این فیلم روایتی انسانی درباره گناه، توبه و تصمیمهای دشوار است.
خلاصه داستان: دختری هفده ساله به نام گرچن پس از مرگ مادرش، مجبور میشود برای زندگی با پدرش به یک شهر کوهستانی دورافتاده در آلمان نقل مکان کند. او که با پدر و نامادریاش رابطهای سرد دارد، در هتل عجیب و تاریکی که محل کار پدرش است، با ساکنان مرموزی آشنا میشود. به زودی، گرچن متوجه صداها و پدیدههای غیرعادی میشود که او را به سمت رازی شوم و ترسناک درباره ماهیت این مکان و مردمانش میکشاند. هرچه بیشتر در این راز فرو میرود، درمییابد که زندگیاش در خطر است و باید با هوش و شجاعت خود از این کابوس فرار کند. فیلم فاخته ترکیبی از تعلیق روانشناختی و وحشت است که با فضاسازی تاریک و شخصیتهای پیچیده، مخاطب را تا پایان درگیر خود میکند.