خلاصه داستان: در شب هالووین، «مکس» نوجوان با دلقکی شوم به نام «جِستر» روبهرو میشود که جادویش واقعی و مرگبار است. مکس که استعداد شعبدهبازی دارد، باید از زیرکی و خلاقیت خود استفاده کند تا از دست این قاتل ماورایی جان سالم به در ببرد و راز تاریک او را کشف کند.
خلاصه داستان: پس از یک دهه غیبت از دنیای تبهکاران بمبئی، رئیس مافیا، اوجاس گامبیر، دوباره ظاهر میشود — هراسانگیز، شکستناپذیر، و با هدفی واحد: بازپسگیری امپراتوریاش و انتقام از ستمگر کنونی، اومی بهاو. با فروپاشی وفاداریها و تغییر اتحادها، او.جی. آتشی تازه در جنگی خونین میان باندهای جنایت میافروزد و همزمان با دشمنان بیرونی و خیانتهای مدفون گذشته روبهرو میشود.
خلاصه داستان: کیارا، نویسندهای با مدرک دکترا در زمینه معنویت آفریقایی، و مایلز، مبارز سابق MMA که حالا مربی شده، در آستانهی پایان ازدواجشان هستند. آنها با نیروهای ماورایی روبهرو میشوند و از جنگیدن با یکدیگر، به جنگیدن برای نجات جانشان میرسند. برای بقا، باید با نیروی عشق بر تاریکی غلبه کنند.
خلاصه داستان: وقتی یک موشک تنها و بدون مشخصات به سمت ایالات متحده شلیک میشود، یک بحران بینالمللی تمامعیار آغاز میگردد. مقامات ارشد دولت، ارتش و سازمانهای اطلاعاتی باید در حالی که هر دقیقه به آستانهی یک درگیری بزرگتر نزدیک میشوند، پاسخ دهند: چه کسی این موشک را شلیک کرده است؟ آیا این یک حملهی عمدی است، یک اشتباه فاجعهبار، یا آغاز یک جنگ تمامعیار؟ در میان اتاقهای جنگ پر از تنش، جلسات اضطراری و رایزنیهای دیپلماتیک، افرادی با دیدگاههای متفاوت دربارهی خطر و پاسخ، باید تصمیماتی بگیرند که میتواند سرنوشت میلیونها نفر را تغییر دهد. فیلم با نگاهی بیواسطه به پیچیدگیهای تصمیمگیری در بحران، لایههای پنهان سیاست، ارتش و ترس را آشکار میسازد و این سؤال را پیش میکشد که در لحظهی اوج تهدید، عقل سلیم تا کجا پیش میرود.
خلاصه داستان: در تاریخ ۸ ژانویهٔ ۲۰۱۵، مردی با یک چتر سیاه در ساعت ۳:۳۸ بامداد وارد خانهای در شمارهٔ ۸۱۸ خیابان هیلتاپ شد و دست به قتل دو نفر زد. تحقیقات بعدی ثابت کرد که بعضی قتلها بهتر است هرگز حل نشوند. این رویداد مرموز، سرآغاز روایتی تاریک و معمایی است که در آن حقیقت در لایههایی از ابهام و راز پیچیده شده است. فیلم «مردی با چتر سیاه» داستان تلاش برای کشف هویت این مرد و انگیزههای اوست؛ کاوشی در تاریکیهای روح انسانی و عواقب پنهان کاری که نباید فاش میشد.
خلاصه داستان: دو دهه پس از رویدادهای هولناک در «جاتیجاجر»، روح خبیث «جین امالصبیان» بار دیگر سر برمیآورد؛ این بار در روستای «گیریتیرتو». پس از مشاجرهای داغ که به دنبال یک مسابقه فوتبال میان کودکان رخ میدهد، آنها ناآگاهانه در هنگام غروب، نفرینی باستانی را بیدار میکنند و وحشت از نو آغاز میشود. تسخیر ارواح، رازهای تاریک و تلاش برای نجات، محور اصلی این فیلم ترسناک اندونزیایی است.