خلاصه داستان: شبی هنگام طوفان، ستارهای از آسمان فرو میافتد و در جنگلی دورافتاده فرود میآید. لِنا، زن جوانی که در نزدیکی همان جنگل زندگی میکند، ستاره را مییابد و درمییابد که موجودی زنده و آسیبپذیر است. او برای بازگرداندن ستاره به آسمان، از یک غریبهٔ مرموز به نام کایان کمک میگیرد. اما نیروهای تاریکی که در پی تصاحب قدرت ستاره هستند، آنها را تعقیب میکنند. لنا و کایان در سفری پرمخاطره، با موانع طبیعی و دشمنانی ناشناخته روبهرو میشوند و در این مسیر، رازهایی از گذشتهٔ خودشان نیز آشکار میگردد.
خلاصه داستان: در یک شهر ساحلی آرام، زندگی روزمره مردم با هشدار طوفانی سهمگین درجهٔ ۵ در هم میریزد. موج عظیم و ویرانگری که از طوفان برمیخیزد، سیل و خرابی را به همراه میآورد، اما خطر اصلی چیزی نیست که از آسمان میبارد. در میان آبهای متلاطم و خیابانهای زیر آب، دستهای کوسههای گرسنه به کمین نشستهاند. گروهی از بازماندگان که در تلاش برای فرار و نجات عزیزانشان هستند، ناگهان خود را در محاصرهٔ موجوداتی مرگبار مییابند. هر لحظه نبرد برای بقا سختتر میشود؛ آنها باید هم از خشم طبیعت و هم از آروارههای مرگبار کوسهها فرار کنند. آیا میتوانند از این فاجعهٔ طبیعی دوچندان جان سالم به در ببرند؟ تلاطم مرگبار داستانی است از ترس، هیجان و ارادهای انسانی در برابر غیرممکنها.
خلاصه داستان: آرجون موریا، یک سوبدار بازنشستهٔ ارتش که از اندوه فقدان رنج میبرد و رابطهاش با دخترش رو به فاصله رفتن است، در زندگی تازهٔ غیرنظامی خود با یک اقدام نسنجیده دچار بحرانی ناگهانی میشود. با باز شدن دوبارهٔ زخمهای قدیمی، او مجبور میشود روح جنگجوی درونش را دوباره بیدار کند تا با نوع تازهای از جنگ روبهرو شود؛ نبردی که این بار بیش از هر زمان دیگری به قلبش نزدیک است.
خلاصه داستان: بکت ردفلو، کارگر یقهآبی که از بدو تولد توسط خانوادهی بهشدت ثروتمندش طرد شده است، برای بازپسگیری ارث و میراثش از هیچ کاری دریغ نمیکند، مهم نیست چند نفر از اقوام سر راهش قرار بگیرند. او که سالها در حاشیه زندگی کرده، حالا تصمیم گرفته است تا با هر وسیلهای که شده، جایگاه واقعی خود را در خانواده بازیابد. اما این مسیر پر از موانع، خیانتها و رقابتهای مرگبار است. بکت باید بین ارزشهای اخلاقی و میل سیری ناپذیرش به انتقام، یکی را انتخاب کند. هر قدم او را به جنایتی تازه نزدیکتر میکند و مرز بین قربانی و قاتل را محو میسازد.
خلاصه داستان: توماس مالون، مأمور سابق پلیس، بهخاطر جنایتی که مرتکب نشده به زندان افتاده است. پس از آزادی مشروط، او فقط میخواهد با دخترش زندگی آرامی داشته باشد، اما پیشنهاد عجیبی دریافت میکند: شرکت در یک شکار مرگبار در جزیرهای دورافتاده که در آن افراد ثروتمند برای تفریح، انسانها را شکار میکنند. مالون که برای نجات خود و بازگشت به خانوادهاش چارهای ندارد، وارد این بازی وحشیانه میشود. او در جزیره با شکارچیان بیرحم و خطرناکی روبهرو میشود که رهبری آنها را مردی مرموز به نام منینگ بر عهده دارد. حالا مالون باید از مهارتهای رزمی و ذهن تیز خود استفاده کند تا از این کابوس زنده بیرون بیاید و عدالت را برقرار کند.
خلاصه داستان: «ژانگ چی» که عنوان پرافتخار «پادشاه بایانبولاک» را با خود دارد، بار دیگر سفر مسابقهای خود را آغاز میکند. او اینبار نهتنها به دنبال پیروزی در رقابت است، بلکه هدفی فراتر از خود مسابقه را نیز دنبال میکند. در این قسمت از مجموعه، ژانگ چی با چالشهای تازهای روبهرو میشود که او را به مرزهای تواناییهایش میکشاند. مسیر او پر از رقبای سرسخت، موانع غیرمنتظره و تصمیمهای دشوار است. در حالی که او تلاش میکند جایگاه خود را در دنیای مسابقات اتومبیلرانی تثبیت کند، روابط شخصیاش نیز دستخوش تغییر میشود. سفر او نهتنها درباره سرعت و مهارت در رانندگی است، بلکه درباره یافتن معنا و هدف در زندگی است. آیا ژانگ چی میتواند بر موانع غلبه کند و دوباره ثابت کند که شایسته لقب «پادشاه» است؟ «اسب بالدار 3» روایتی از تلاش، امید و ارادهای شکستناپذیر است که مخاطب را با شخصیتهایش همراه میکند.