خلاصه داستان: سرهنگ ابراهیم علیاصغرلو، افسر چترباز، طی عملیاتی در کردستان به دست اعضای کومله دستگیر میشود. او چند بار اقدام به فرار میکند، اما هر بار دستگیر و به «اتاق یک» منتقل میشود، اتاقی که ویژه نگهداری محکومان به اعدام است. در این اتاق، چهار زندانی دیگر نیز نگهداری میشوند. ابتدا بین سرهنگ و دو مسئول ایدئولوژیک گروه، بحث و جدل درمیگیرد، اما به تدریج هر پنج نفر به هم نزدیک میشوند و با نقشهای که سرهنگ طرحریزی میکند، از زندان میگریزند.
خلاصه داستان: گیلانه، مادری روستایی، در سال ۱۳۶۷ و در بحبوحه جنگ ایران و عراق، دختر باردارش مایگل را از روستای اسپیلی به تهران میآورد تا همسر غایب او، رحمان، را بیابد. این سفر پرمشقت، آنها را با ویرانیهای جنگ و ناامیدی روبهرو میکند. پانزده سال بعد، گیلانه با خاطرات تلخ و زخمهای کهنهاش درگیر است و تلاش میکند معنای تازهای برای زندگی پیدا کند. فیلم روایتی ساده و انسانی از عشق مادرانه، فداکاری و تأثیرات ماندگار جنگ بر نسلهاست.
خلاصه داستان: فیلم کوروش به کارگردانی کمال تبریزی، روایتی سینمایی از زندگی کوروش بزرگ، بنیانگذار امپراتوری هخامنشی، ارائه میدهد. داستان از تولد و جوانی او آغاز میشود و تلاشهایش برای اتحاد قبایل پارس و فتح بابل و ایجاد امپراتوری پهناور را به تصویر میکشد. فیلم با نگاهی انسانی و حماسی، چالشها، جنگها و سیاستهای کوروش را در مسیر بنیانگذاری یکی از بزرگترین تمدنهای تاریخ دنبال میکند. بازیگرانی چون بهناز نازی، سروش کریمینژاد و عاطفه رضوی در این اثر تاریخی به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره یک خلبان عراقی است که در جریان جنگ تحمیلی، هواپیمایش توسط ارتش ایران سرنگون میشود و او با چتر نجات در کوههای کانی مانگا در کردستان فرود میآید. دو گروه به دنبال دستگیری او هستند: نیروهای ایرانی و گروهی از کردها که با ایرانیها مخالفند. در این میان، یک چوپان کرد او را پیدا میکند و به خانهاش میبرد. تعامل میان خلبان اسیر و چوپان و خانوادهاش، به تدریج به رابطهای انسانی تبدیل میشود که مرزهای دشمنی و جنگ را زیر سؤال میبرد. فیلم با نگاهی انسانی به پیامدهای جنگ و مفهوم میهماننوازی، فضایی تأملبرانگیز خلق میکند.
خلاصه داستان: وقتی یک موشک تنها و بدون مشخصات به سمت ایالات متحده شلیک میشود، یک بحران بینالمللی تمامعیار آغاز میگردد. مقامات ارشد دولت، ارتش و سازمانهای اطلاعاتی باید در حالی که هر دقیقه به آستانهی یک درگیری بزرگتر نزدیک میشوند، پاسخ دهند: چه کسی این موشک را شلیک کرده است؟ آیا این یک حملهی عمدی است، یک اشتباه فاجعهبار، یا آغاز یک جنگ تمامعیار؟ در میان اتاقهای جنگ پر از تنش، جلسات اضطراری و رایزنیهای دیپلماتیک، افرادی با دیدگاههای متفاوت دربارهی خطر و پاسخ، باید تصمیماتی بگیرند که میتواند سرنوشت میلیونها نفر را تغییر دهد. فیلم با نگاهی بیواسطه به پیچیدگیهای تصمیمگیری در بحران، لایههای پنهان سیاست، ارتش و ترس را آشکار میسازد و این سؤال را پیش میکشد که در لحظهی اوج تهدید، عقل سلیم تا کجا پیش میرود.
خلاصه داستان: یک تفنگدار دریایی جوان به نام کولتر پس از مجروحیت در افغانستان، به بیمارستان جانبازان در مونتانا منتقل میشود. او در آنجا با دیک، یک دامپزشک مسن جنگ ویتنام آشنا میشود. دیک که خود با زخمهای روحی دستوپنجه نرم میکند، کولتر را با هنر ماهیگیری با مگس آشنا میکند. این پیوند غیرمنتظره، مسیری تازه برای التیام آسیبهای جسمی و روحی هر دو فراهم میآورد و آنها را به سفری درونی و بیرونی در دل طبیعت بکر مونتانا میبرد.