خلاصه داستان: مینو که به تازگی با موسی ازدواج کرده، در حال جابجا کردن جهیزیه خود در خانه جدید است. موسی طی نامهای باخبر میشود که باید دکل ققنوس در جزیرهٔ مینو را جمع کنند، اما موسی حاضر نیست این کار را بکند و دوست دارد حالا که جنگ تمام شده، او دیگر به خاطراتش برنگردد و برای ماه عسل به اصفهان برود. اما ...
خلاصه داستان: مریم زنی است که سالهاست همسرش در جنگ اسیر شده و او به تنهایی دخترش را بزرگ کرده است. زندگی آرام آنها با تماسهای تلفنی مرموز برهم میخورد و مریم ناگهان شروع به خروج از خانه میکند. دخترش که از این رفتوآمدها شگفتزده شده، به ارتباط او با مرد دیگری مشکوک میشود. این سوءظن، فاصلهای عمیق میان مادر و دختر ایجاد میکند و مریم را در برابر تصمیمی دشوار قرار میدهد: فاش کردن حقیقت یا حفظ راز. فیلم با نگاهی انسانی به تأثیرات جنگ بر خانوادهها و مفهوم وفاداری، روایتی احساسی و تأملبرانگیز ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در یک صبح معمولی، کارگران یک پروژه ساختمانی در قلب لندن با کشف یک بمب عملنکرده از دوران جنگ جهانی دوم، شهر را در آستانه یک فاجعه بزرگ قرار میدهند. نیروهای نظامی و پلیس بلافاصله عملیات تخلیه گستردهای را آغاز میکنند، اما پیچیدگیهای ترافیکی، شلوغی مرکز شهر و مقاومت برخی شهروندان، کار را دشوار میکند. در حالی که زمان بهسرعت میگذرد و هر لحظه ممکن است انفجار رخ دهد، یک تیم ویژه برای خنثیسازی بمب تلاش میکند و در همین حین، رازهایی از گذشته این مکان آشکار میشود. این فیلم دلهرهآور با فضاسازی تعلیقی، تلاش انسانها را برای بقا در یک شرایط بحرانی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: زینال پس از بیست سال اسارت آزاد میشود و به وطن بازمیگردد. او که در آغاز جنگ همسرش هانیه را از دست داده بود، به همراه یحیی گروه مقاومت محلی تشکیل میدهد. در جریان حملات هوایی و زمینی دشمن، مسئولیت انتقال گاوصندوقی به او سپرده میشود که تصور میرود اسناد مهمی در آن است. زینال با وجود از دست دادن یارانش، گاوصندوق را به دست میرساند، اما در نهایت یحیی برای حفظ آن جان خود را فدا میکند و زینال به اسارت عراقیها درمیآید. این فیلم روایتی حماسی از مقاومت، ایثار و عشق در بستر جنگ تحمیلی است.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ تحمیلی، ارتباط خط کمین با نیروهای خودی توسط دشمن قطع شده و احتمال سقوط منطقه بسیار زیاد است. مقابله و مقاومت نیروها در مقابل دشمن نیازمند حضور دیدهبانی است که بتواند آتش سنگین توپخانه را هدایت کند. عارفی برای پیوستن به خط کمین و انجام این مأموریت حیاتی، باید از مسیری عبور کند که زیر آتش شدید دشمن عراقی قرار دارد. او با وجود خطرات فراوان، عازم این سفر پرمخاطره میشود تا با جانفشانی، راه را برای نجات نیروهای خودی باز کند. فیلم دیده بان روایتی از ایثار و شجاعت در شرایط دشوار جنگی است.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ، گروهی از سربازان ایرانی و عراقی پس از درگیریای سنگین، خسته و تشنه در منطقهای بیآب و علف گرفتار میشوند. تنها منبع آب، جویباری است که میان خطوط دو طرف قرار دارد و رسیدن به آن مستلزم عبور از منطقه خطر است. هر دو گروه با احتیاط و نگرانی به سمت آب حرکت میکنند و لحظههای پرتنشی رقم میخورد که میتواند به درگیری دوباره یا آشتیای موقت منجر شود. در این میان، روابط انسانی، ترس، امید و حس همدردی در موقعیتهای غیرمنتظره شکل میگیرد. فیلم با نگاهی انسانی به جنگ، تلاش میکند چهرهای متفاوت از سربازان نشان دهد.