خلاصه داستان: رضا، سرباز ایرانی، پس از یک عملیات شناسایی اسیر دشمن میشود و زیر شکنجه قرار میگیرد. او را به زندانی میفرستند که کردهای ناراضی در آن نگهداری میشوند و زندانیان تحت آزمایشهای میکروبی قرار میگیرند. رسول، پزشک کرد همسلول رضا، او را معالجه میکند. آن دو در شرایطی خاص موفق به فرار میشوند و از راه کویر به کردستان عراق میروند. در آنجا با شیخ عدنان، از رهبران مبارز کرد، قراری برای آزادسازی زندانیان از زندان مخوف میگذارند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «ملک سلیمان نبی» به کارگردانی شهریار بحرانی، روایتی سینمایی از زندگی حضرت سلیمان (ع) بر اساس منابع اسلامی و سورههای قرآن است. داستان از جایی آغاز میشود که خداوند با نشانههایی به سلیمان میفهماند که برای رسیدن به جامعهای آرمانی باید از سختیهای بزرگی عبور کند. او برای بنای حکومتی عادلانه باید جهان پریان و اجنه را تحت سلطه خود درآورد. در این مسیر، فتنههایی در سه شهر اورشلیم، اریحا و زبولون رخ میدهد که سلیمان با درایت و ایمان خود باید با آنها مقابله کند. این فیلم با تکیه بر جلوههای ویژه و طراحی صحنههای باشکوه، تلاش دارد تصویری حماسی و معنوی از این پیامبر الهی ارائه دهد.
خلاصه داستان: فیلم ملکه روایتگر دیدهبانی به نام سیاوش است که برای اثبات تواناییهای خود، برج پالایشگاهی را برای دیدهبانی انتخاب میکند؛ برجی که بر مهمترین مواضع دشمن اشراف دارد. اما با اولین تلفاتی که به دشمن وارد میکند، شرایط بهکلی تغییر میکند و او با چالشهایی غیرمنتظره روبهرو میشود. این فیلم جنگی با فضاسازی تعلیقبرانگیز، تلاش یک سرباز برای بقا و انجام وظیفه را در بحبوحه درگیریهای مرزی به تصویر میکشد و لایههای انسانی و اخلاقی جنگ را زیر ذرهبین میبرد.
خلاصه داستان: حیدر، رزمندهای که پس از مجروحیت به خانه بازگشته، در جریان بمباران شهر توسط دشمن به شهادت میرسد. امیر، همسر خواهر حیدر، که شاهد این واقعه است، با خود عهد میبندد راه او را ادامه دهد. او راهی جبهه میشود و از فرماندهٔ حیدر، آیت، درخواست میکند تا در کنار همرزمانش بجنگد. فرمانده موافقت میکند و امیر وارد دنیایی میشود که پر از رنج، ایثار و آزمونهای دشوار است. او در مسیر هفت گذرگاه، با واقعیتهای جنگ، دوستی و فداکاری روبرو میشود و در نهایت به درکی تازه از معنا و ارزش زندگی میرسد.
خلاصه داستان: فیلم راجا شیواجی روایتگر زندگی و ماجراجوییهای شیواجی بونسله، جنگجوی جوانی است که در برابر قدرتهای حاکم و امپراتوریهای مستبد ایستادگی میکند. او با شجاعت و تدبیر، مردم خود را علیه ظلم و بیعدالتی متحد میسازد و در نهایت بهعنوان چاتراپاتی (پادشاه) تاجگذاری میشود. داستان پر از نبردهای حماسی، توطئههای سیاسی و لحظات احساسی است که مسیر تاریخ هند را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در دو بازهٔ زمانی متفاوت، زندگی «اِتسوکو»، بیوهای ژاپنی، روایت میشود. نخست در ناکازاکیِ دههٔ ۱۹۵۰، در حالی که هنوز زخمهای جنگ جهانی دوم التیام نیافته، او و همسرش «جیرو» با چالشهای زندگی پس از جنگ دستوپنجه نرم میکنند. در این میان، آشنایی با «ساچیکو» و دخترش «ماریکو» پرده از رازهایی برمیدارد که مرزهای واقعیت و خاطره را درهم میآمیزد. سپس در دههٔ ۱۹۸۰، اتسوکو در انگلستانِ دوران جنگ سرد بههمراه دخترش «نیکو» زندگی میکند؛ نیکو که در آستانهٔ خودکشی است، مادر را وادار میکند تا به گذشتهای که سالها سرکوب کرده بود، بازگردد. این سفر درونی، پیوندهای عمیق میان مادر و دختر، گناه، و حافظه را آشکار میسازد و نشان میدهد که چگونه خاطرات مشترک، هویت ما را در دو سوی مرزها شکل میدهند.