خلاصه داستان: پریناز، دختری جوان که به تازگی مادرش را از دست داده، برای یافتن پناهگاهی امن به خانه خالهاش میرود؛ اما خاله که زنی سرد و بیاعتناست، ابتدا از پذیرش او سر باز میزند. پریناز که راه دیگری ندارد، ناگزیر به ماندن در کنار خالهاش میشود. در همین گیرودار، آشناییها و اتفاقاتی رخ میدهد که مرزهای سکوت و بیگانگی میان آن دو را درهم میشکند. پریناز کمکم رازهای تلخ خانواده را کشف میکند و با واقعیتهایی روبهرو میشود که تصورش را نمیکرد. درامی انسانی درباره تنهایی، دلبستگی و بخشش، که مسیر تازهای را پیش روی هر دو شخصیت میگذارد.
خلاصه داستان: نگار، نامزد اصلان، بدون اطلاع او و به صورت غیرقانونی ایران را ترک میکند تا در خارج از کشور زندگی کند. اصلان که مصمم به بازگرداندن اوست، برای گرفتن ویزای یک کشور اروپایی دست به اقدامات عجیب و غیرمنتظرهای میزند. این مسیر پر از موانع و موقعیتهای طنزآمیز و در عین حال تأملبرانگیز است.
خلاصه داستان: فرزاد شخصیت اصلی فیلم هتتریک، مردی است با شخصیت پیچیده و غیرقابل پیشبینی. همسرش و دوست صمیمیاش کیوان تنها کسانی هستند که میتوانند او را تحمل کنند. یک شب پس از مهمانی، آنها تصمیم میگیرند دستهجمعی به خانه برگردند، اما هیچکس نمیداند این بار فرزاد چه مشکلی ایجاد خواهد کرد. این فیلم روایتی از تنشهای عاطفی و موقعیتهای غیرمنتظره است که زندگی شخصیتها را تحت تأثیر قرار میدهد. داستان با چرخشهای ناگهانی و لحظات پرتنش، تماشاگر را تا انتها درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک برنامهنویس افسرده و یک مدل جوان به دنبال فرصتی برای بهبود زندگیشان، به یک پیشنهاد شغلی وسوسهانگیز در خارج از کشور پاسخ میدهند. اما به محض ورود، متوجه میشوند که در دام یک سازمان کلاهبرداری اینترنتی پیچیده و بیرحم افتادهاند. آنها که اکنون گروگان هستند، مجبور میشوند در یک طرح پانزی عظیم که قربانیانش افراد عادی و آسیبپذیر هستند، مشارکت کنند. در این میان، یک کارآگاه مصمم تلاش میکند این باند را شناسایی و نابود کند، در حالی که زندگی قربانیان و عاملان به طرز غمانگیزی به هم گره میخورد. این فیلم با نگاهی تیزبینانه به جنبههای تاریک دنیای دیجیتال، روایتی مهیج و تکاندهنده از طمع، فریب و عواقب ویرانگر آن ارائه میدهد.
خلاصه داستان: مایا و یان به جزیرهی دورافتاده و بیحاصل استورمسکری نقل مکان میکنند، جایی که بقا تبدیل به یک مبارزه روزانه میشود. در حالی که در دنیای ارزشهای سنتی بزرگ میشود، مایا به تدریج متوجه میشود که دورهی جدیدی در حال آغاز است؛ حالا زن میتواند شریک برابر باشد، نه تنها یک ناظر. این زوج صاحب فرزند میشوند و زندگی به خوبی پیش میرود تا اینکه مشکلات از راه میرسد: جنگ به جزیره میرسد، یان مجبور میشود از نیروهای انگلیسی فرار کند، و مایا و بچهها به اسارت گرفته میشوند. خانواده با مشکلات مالی و مرگهای زیادی مواجه میشود. سالها میگذرد، اما مایا با وجود تمام سختیها و مشکلات قوی میماند و در استورمسکری باقی میماند.
خلاصه داستان: منوئل، یک ماهیگیر جوان، به دلیل مشکلات جدی در زادگاهش انچوتنگو، مجبور میشود برای یافتن کار و زندگی بهتر به کشتی باری سنت آنتونی در بندر مونامبام بپیوندد. اما او بهزودی متوجه میشود که این کشتی تحت کنترل یک گروه تبهکار محلی است که از طریق زور و ارعاب بر ملوانان حکومت میکنند. منوئل با دیدن بیعدالتیها و ظلمهای این گروه، تصمیم میگیرد در برابر آنها بایستد و روحیه مقاومت را در میان خدمه زنده کند. درگیریهای شدید و تنشهای فزاینده، او را در مسیری خطرناک قرار میدهد که زندگیاش و سرنوشت همه سرنشینان کشتی را دگرگون میسازد.