خلاصه داستان: پس از سالها دوری، پدر خانواده به خانه بازمیگردد تا خانهاش را از پسر، عروس و نوهاش پس بگیرد. اما پسرش که در زیرزمین خانه مشغول پرورش زالو و رویای ثروتمند شدن است، تلاش میکند والدینش را آشتی دهد تا همه زیر یک سقف بمانند. در این میان، مادر خانواده قصد ازدواج با مردی دیگر را دارد و این تصمیم، تعارضات تازهای را در خانه برمیانگیزد. فیلم آستیگمات با نگاهی طنزآمیز به روابط خانوادگی، تقابل نسلها و چالشهای زندگی مدرن شهری میپردازد.
خلاصه داستان: فرشته، همسرش سعید را در یک سانحه تصادف از دست میدهد. پدرشوهرش حاج صفدر، مردی ثروتمند و بانفوذ است. او به فرشته میگوید حالا که سعید مرده، دیگر با خانواده آنها نسبتی ندارد و چون حاج صفدر دو پسر مجرد در خانه دارد و فرشته هم به آنها نامحرم است، باید خانه آنها را ترک کند. فرشته که با فرزند خردسالش جایی برای رفتن ندارد، از حاج صفدر درخواست کمک میکند، اما او بیاعتنا به وضعیت او، خواستهاش را رد میکند. فرشته پس از تلاشهای ناموفق برای یافتن پناهگاه، به ناچار دست به اقدامی میزند که زندگی همه را تغییر میدهد. او برای احقاق حق خود و حفظ آینده فرزندش، تصمیمی سرنوشتساز میگیرد که واکنشهای متفاوتی را در اطرافیان برمیانگیزد. این درام اجتماعی به موضوعاتی مانند عدالت، قدرت، و حقوق زنان در جامعه میپردازد و روایتگر کشمکشهای درونی و بیرونی شخصیت اصلی است.
خلاصه داستان: شاهین، شکور و شهروز سه برادر هستند که در یک حلبیآباد زندگی میکنند. شکور، برادر بزرگتر، سردسته باند مواد مخدر است که علاوه بر تولید و فروش مواد، به کودکان بیسرپرست سرپناه میدهد و آنها را برای عضویت در باند آماده میکند. پس از حمله پلیس و دستگیری شکور، شاهین فرصت را برای تصاحب رهبری باند مناسب میبیند و تلاش میکند جایگاه برادرش را به دست آورد. این فیلم به تلاش برای بقا، رقابتهای خانوادگی و فساد اجتماعی میپردازد.
خلاصه داستان: آریانه، زن جوانی که پس از جدایی به شهر کوچک زادگاهش بازگشته است، برای تأمین زندگی خود به عنوان مترجم در یک کارخانه فرآوری مواد غذایی مشغول به کار میشود. او مسئول برقراری ارتباط بین مدیران و کارگران مهاجر فصلی است که عمدتاً از آمریکای لاتین آمدهاند. آریانه به تدریج شاهد بیعدالتیها، سوءاستفادهها و نقض حقوق کارگران است؛ از کاهش ساعات استراحت تا اعمال فشار برای افزایش بهرهوری بدون در نظر گرفتن سلامت آنها. او که ابتدا سعی دارد فقط نقش یک مترجم بیطرف باشد، با بحران وجدان مواجه میشود. در حالی که کارگران برای اعتراض و اتحادیهسازی تلاش میکنند، آریانه باید میان حفظ شغل خود، روابط با مدیران و احساس مسئولیت در برابر ستمدیدگان، یکی را برگزیند. این فیلم درام به تدریج به یک دلهرهآور اخلاقی تبدیل میشود و نشان میدهد که سکوت در برابر بیعدالتی تا چه حد میتواند گران تمام شود.
خلاصه داستان: رونا، زنی جوان که پس از سالها زندگی پرآشوب و پرفرازونشیب در لندن با اعتیاد دستوپنجه نرم کرده، تصمیم میگیرد برای بهبودی به زادگاهش، جزایر دورافتاده و بادگیر ارکنی در شمال اسکاتلند، بازگردد. او در میان صخرههای خشن و دریای طوفانی، به دنبال آرامش و بازسازی زندگیاش است. اما خاطرات گذشته و زخمهای کهنه، او را رها نمیکنند. رونا در این سفر دشوار، با طبیعت بیرحم و زیبای جزیره روبهرو میشود و در تلاش است تا با هویت واقعی خود و ریشههایش آشتی کند. این بازگشت، سفری درونی است به ژرفای وجود او، جایی که سرنوشت و انتخاب در هم میآمیزند.
خلاصه داستان: یک بازیگر زن پس از سالها دوری از صحنه، تصمیم میگیرد به دنیای بازیگری بازگردد. او در مسیر آمادهسازی برای نقش جدیدش، درگیر یک حادثه غیرمنتظره میشود که زندگیاش را به کلی دگرگون میکند. در حالی که تلاش میکند میان هویت واقعی خود و شخصیتی که باید ایفا کند تعادل ایجاد کند، مرز میان واقعیت و توهم برایش کمرنگ میشود. این درگیری درونی او را به مسیری پر از تنش و خطر میکشاند و او باید تصمیم بگیرد که آیا میتواند از پس این چالش برآید یا نه. فیلم «جنون» داستانی پرتعلیق درباره هویت، وسواس و پیامدهای جبرانناپذیر انتخابهای انسانی است.