خلاصه داستان: مائو، دختر نوجوانی که از یک فرقه مرموز و خطرناک در اوهایو گریخته است، به بیمارستانی محلی پناه میبرد. سوزان ماتیس، روانپزشک دلسوزی که در همان بیمارستان کار میکند، تصمیم میگیرد به طور موقت از مائو در خانه خود مراقبت کند. اما حضور مائو به تدریج رازهای تاریک و پیچیدهای را در خانواده ماتیس و جامعه کوچک شهر آشکار میسازد. سوزان در تلاش برای محافظت از مائو و خانواده خود، با تهدیدهای فزایندهای از سوی فرقه و همچنین بحرانهای درونی روبرو میشود. این سریال دلهرهآور به بررسی تأثیر فرقهها بر افراد و خانوادهها میپردازد.
خلاصه داستان: زبل خان یک سریال کارتونی قدیمی و بسیار نوستالژیک است در مورد یک شکارچی که به واسطه نامه هایی که به دستش میرسد به شکار حیوانات درخواستی در جنگل می رود
خلاصه داستان: کلتون بریگز، تفنگچی سابق و بیاحساس، سالها پیش همسرش را از دست داده و اکنون با دختر جوانش بروکلین زندگی میکند. او و دخترش در سفری به شهر کوچکی میرسند و با گروهی از راهزنان به رهبری مردی بیرحم درگیر میشوند. این درگیری به طرز غمانگیزی به کشته شدن همسر جدید بریگز میانجامد و بروکلین که شاهد ماجرا بوده، مصمم میشود انتقام مادرش را بگیرد. کلتون که در گذشته به خاطر بیاحساسی و روشهای بیرحمش شهرت داشته، حالا باید با همراهی دخترش راهی سفری خطرناک شود تا قاتلان را بیابد و حساب قدیمی را تسویه کند. در این مسیر، او با خاطرات گذشته و احساساتی که سالها سرکوب کرده روبهرو میشود.
خلاصه داستان: کیم دوکجا، مردی معمولی در دههی بیست زندگیاش، تنها خوانندهی یک رمان وبی گمنام به نام «سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان» است. پس از آنکه آخرین فصل رمان را میخواند، داستان ناگهان به واقعیت تبدیل میشود و قهرمان قدرتمند آن، یو جونگهیوک، در برابرش ظاهر میگردد. اکنون، کیم که تنها کسی است که میداند چگونه میتوان در این جهان زنده ماند، همراه با یارانش میکوشد تا با نوشتن پایانی تازه، جهان را نجات دهد.
خلاصه داستان: در تلاش ناامیدانه برای بازپسگیری حرفهاش، «سامانتا لیک» بازیگر محبوب سابق، جذب دنیای پرزرقوبرق «زویی شانون» — غول دنیای سلامتی — میشود؛ اما خیلی زود حقیقتی هولناک را زیر این ظاهر بینقص کشف میکند.
خلاصه داستان: یک مدیر اجرایی موفق برای نهاییکردن خرید یک برند مشهور شامپاین، در آستانه کریسمس عازم فرانسه میشود. اما در پاریس، برنامههای حسابشده او با آشنایی با یک مرد جذاب پاریسی کاملاً به هم میریزد. این عشق پرهیجان، زمانی پیچیدهتر میشود که او متوجه میشود این مرد، پسر بنیانگذار همان برند شامپاین است. حالا او باید بین عشق و موفقیت شغلی یکی را انتخاب کند.