خلاصه داستان: جهانگیر گلستانه، داستاننویس جوانی است که با همسرش رعنا و پسر ششسالهشان نیما زندگی میکند. او سه کتاب منتشر کرده اما هیچکدام موفقیت مالی چندانی به همراه نداشته است. خانواده در خانهای اجارهای متعلق به دوست قدیمی جهانگیر سکونت دارند و اجاره کمی میپردازند. روزی آن دوست تماس میگیرد و اعلام میکند که قصد دارد در خانه خود ساکن شود. این خبر آرامش زندگی جهانگیر را بر هم میزند و او را با چالشهای تازهای روبهرو میکند. او در تلاش برای یافتن راهحل، با مسائل پیچیدهای از جمله فشارهای مالی و روابط انسانی دستوپنجه نرم میکند. فیلم به بازتاب زندگی قشر متوسط جامعه و دغدغههای آنان میپردازد.
خلاصه داستان: دخترک کوچکی در خواب و خیال، آرزوی خانهای دارد که از غولهای سیاه و تاریکی در امان باشد. اما پدرش، که خود اسیر این غولها شده، توانایی محافظت از او را ندارد. این فیلم کوتاه با نگاهی شاعرانه و نمادین، از زبان یک کودک، رؤیاها، ترسها و امیدهایش را روایت میکند.
خلاصه داستان: پاتریشیو گوزمان، مستندساز برجسته شیلیایی، پس از دههها دوری از وطن، در این اثر به قلب کوههای آند بازمیگردد؛ همان ستون فقرات جغرافیایی که تاریخ پرآشوب شیلی را در دل خود جای داده است. او در سفری شاعرانه و ژرف، لایههای حافظه جمعی ملتی را واشکافی میکند که زخمهای دیکتاتوری نظامی را هنوز بر تن دارد. گوزمان با گفتگو با روشنفکران، دانشجویان و مردم عادی، و با تلفیق تصاویر آرشیوی و نماهای خیرهکننده از قلههای پوشیده از برف، پرسشی بنیادین مطرح میکند: آیا یک ملت میتواند بدون التیام زخمهای گذشتهاش، آیندهای روشن بسازد؟ این فیلم، بخش پایانی سهگانهای است که با «نوستالژی برای نور» و «دکمه مروارید» آغاز شد؛ سهگانهای درباره حافظه، تاریخ و جغرافیای یک کشور.
خلاصه داستان: در سرزمین خیابانی بایالا، دو خواهر دوقلوی اژدهاسوار به نامهای سوره و سرا زندگی میکنند. آنها از کودکی با اژدهایان خود پیوندی عمیق برقرار کردهاند و در آرامش و صلح با طبیعت همزیستی دارند. اما این صلح با نقشهی شوم ملکهای تاریک که به دنبال تسخیر قدرت جادویی بایالاست، به خطر میافتد. ملکه قصد دارد با استفاده از جادوی سیاه، اژدهایان را تحت کنترل خود درآورد و تعادل طبیعت را بر هم بزند. سوره و سرا که از این تهدید آگاه میشوند، مأموریتی خطیر را آغاز میکنند تا از سرزمینشان محافظت کنند. آنها در این سفر پرماجرا با موجودات جادویی، جنگلهای اسرارآمیز و کوهستانهای یخزده روبهرو میشوند و باید بر ترسهای خود غلبه کنند. در طول مسیر، خواهران یاد میگیرند که اتحاد، شجاعت و اعتماد به یکدیگر تنها راه نجات بایالاست. اما آیا آنها میتوانند بر نیروهای اهریمنی غلبه کنند و سرزمینشان را به آرامش بازگردانند؟
خلاصه داستان: چوتا بیم و دوستانش برای شرکت در مسابقه سالانه هنرهای رزمی راهی چین میشوند. در این سفر ماجراجویانه، آنها با دیو شروری به نام زوهو روبرو میشوند که شاهزاده کشور را ربوده است. بیم و گروهش باید با استفاده از مهارتهای کونگ فو و دوستی خود، شاهزاده را نجات دهند و بر نیروهای اهریمنی پیروز شوند.
خلاصه داستان: گروهی از ایرانیها کشته میشوند وقتی که پالایشگاه حلب توسط داعش سقوط میکند، اما لیلا معتقد است که همسرش، محمد، زنده است و تلاش میکند او را پیدا کند.