خلاصه داستان: کارول دنورز، خلبان نیروی هوایی ایالات متحده، پس از برخورد با یک دستگاه باستانی کری، به قدرتهای کیهانی دست مییابد. او که حافظهاش از گذشته مخدوش شده، در میان درگیری کهکشانی بین نژاد کری و اسکرالها گرفتار میشود. کارول با بازگشت به زمین، با نیک فیوری جوان و مأموران شیلد همکاری میکند تا راز هویت واقعی خود و تهدید پنهان اسکرالها را کشف کند. در این مسیر، او یاد میگیرد که قدرت واقعی در پذیرش نقصها و ایستادگی برای عدالت است.
خلاصه داستان: در سومین قسمت از مجموعه محبوب «مربی اژدها»، هیکاپ اکنون رئیس دهکده برک است و به همراه اژدهای وفادارش بیدندان، رویای ایجاد جهانی آرمانی برای انسانها و اژدهایان را در سر میپروراند. اما آرامش آنها با ظهور یک شکارچی بیرحم اژدها به نام گریمل که اهداف شومی دارد، به هم میریزد. همزمان، بیدندان با یک اژدهای مادهٔ نوری مرموز به نام لایتفیوری آشنا میشود که او را به سوی سرنوشتی تازه سوق میدهد. هیکاپ برای محافظت از مردم و اژدهایان، باید به دنبال سرزمین اسطورهای جهان پنهان بگردد، جای افسانهای که گمان میرود تمام اژدهایان در آن سکونت دارند. این جستجو، هیکاپ را با چالشی بزرگ روبهرو میکند: انتخاب میان آنچه برای آیندهٔ قبیلهاش بهترین است و آنچه برای رهایی اژدهایان لازم است. در این میان، پیوند عمیق و دوستی هیکاپ و بیدندان برای آخرین بار در برابر بزرگترین تهدید تاریخشان آزمایش میشود.
خلاصه داستان: فرخ، یک کارآگاه ساده و خوشبرخورد، به دلیل یک سوءتفاهم از اداره پلیس اخراج میشود و درگیر مشکلات خانوادگی، از جمله تأمین جهیزیه خواهر و مهریه همسرش میشود. در میانه این کشمکشها، دختر دوست قدیمی و پولدارش، بهمن، ربوده میشود. فرخ که هنوز روحیه پلیسی دارد، تصمیم میگیرد به تنهایی و با وجود همه مشکلات، راز این آدمربایی را کشف کند. او در این مسیر با ماجراهای طنزآمیز و موقعیتهای غیرمنتظرهای روبهرو میشود که او را بین انجام وظیفه و رسیدگی به زندگی شخصیاش سرگردان میکند. «قانون مورفی» روایتی از تلاش برای حفظ تعادل در زندگی، با نگاهی طنز به قانون شانس و اتفاقاتی است که همیشه برخلاف انتظار پیش میروند.
خلاصه داستان: در شهر سانفرانسیسکو، در پشت یک ساختمان قدیمی، یک بچه گربه خیابانی در میان زبالهها زندگی میکند. او روزها به دنبال غذا میگردد و شبها در یک جعبه مقوایی میخوابد. روزی یک سگ پیتبول به همان مکان منتقل میشود. در ابتدا گربه از سگ میترسد و از او دوری میکند، اما پس از مدتی، این دو حیوان با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و دوستی عمیقی بین آنها شکل میگیرد. این دوستی به آنها کمک میکند تا بر ترسها و تنهایی خود غلبه کنند و در نهایت زندگی بهتری پیدا کنند.
خلاصه داستان: سال ۱۳۴۶، زندان قصر در آستانه تخلیه است تا به فرودگاه جدید تهران تبدیل شود. سرگرد نعمت جاهد، رئیس زندان، و مأمورانش مشغول انتقال زندانیان به زندان قزلقلعه هستند و قرار است تا عصر محل را ترک کنند. در این میان، سرهنگ مدبر به جاهد خبر میدهد که او ترفیع گرفته و جانشین او خواهد شد. اما جاهد متوجه میشود که یکی از زندانیان به نام احمد سرخپوست در زندان پنهان شده است. همزمان، سوسن کریمی، مددکار زندان، به او اطلاع میدهد که حکم سرخپوست از حبس به اعدام تغییر یافته است. جاهد که ترفیع خود را در خطر میبیند، به همراه نیروهایش جستوجویی همهجانبه را در زندان آغاز میکند. این جستوجو پرده از رازهایی برمیدارد که او را با گذشته، وجدان و مسئولیتهایش روبهرو میسازد.
خلاصه داستان: داستان این فیلم درباره سرباز جوانی به نام اندرو بریگمن است که برای مأموریتی به افغانستان اعزام میشود. او در آنجا شاهد رفتارهای غیرانسانی و خشونتآمیز فرمانده گروهان خود، گروهبان دیکرز، قرار میگیرد. دیکرز به سربازانش دستور میدهد تا غیرنظامیان بیگناه را به بهانه تهدید، به قتل برسانند و این اقدامات را به عنوان بخشی از جنگ معرفی میکند. بریگمن که با وجدان خود درگیر است، بین اطاعت از فرمانده و پایبندی به اصول اخلاقی گیر میکند. او تصمیم میگیرد علیه این جنایتها مقاومت کند، اما در این مسیر با فشارهای زیادی مواجه میشود. داستان بر پایه رویدادهای واقعی و با تمرکز بر معضل اخلاقی سربازان در جنگ ساخته شده است.