خلاصه داستان: مکس، سگ خوشحال و خوشبختی است که زندگی آرامی را در کنار صاحبش کیتی در منهتن میگذراند. اما آرامش او با آمدن سگی ولگرد و بزرگجثه به نام دوک به هم میخورد. دوک که تازه به خانه آورده شده، حسادت مکس را برمیانگیزد و این دو سگ درگیر رقابت و مشاجره میشوند. در یک پیادهروی، دعوای آنها باعث میشود که هر دو به دام مأموران کنترل حیوانات بیفتند و از خانه دور شوند. در این میان، خرگوشی باهوش و خلافکار به نام اسنوبال که رهبر گروهی از حیوانات رها شده است، نقشهای برای انتقام از انسانها میکشد. مکس و دوک برای بازگشت به خانه باید با یکدیگر همکاری کنند و از ماجراهای خطرناک و خندهداری عبور کنند. در همین حال، دوستان مکس در ساختمان، از جمله گربهای به نام کلویی و طوطیای به نام تیدلز، برای نجات او دست به کار میشوند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۷ میلادی، اد و لورن وارن، محققان پدیدههای فراطبیعی، عازم لندن میشوند و با زنی به نام پگی هاجسون ملاقات میکنند که معتقد است یک شبح اهریمنی در خانهاش حضور دارد. در ادامه، نشانههایی از تسخیرشدگی شیطانی در رفتارهای دختر کوچک پگی نمایان میشود و خانوادهها درگیر وقایع ترسناکی میشوند که واقعیت آنها را به چالش میکشد. وارنها باید با کمک شواهد و ایمان خود، با موجودی قدرتمند روبرو شوند که هویت واقعیاش را پنهان کرده است.
خلاصه داستان: اورکها از سرزمین در حال نابودی خود «درائنور» برای یافتن خانهای تازه پا به دنیای خیالی «آزروث» میگذارند. در آن سوی دروازه، پادشاهی انسانها با تهدیدی بیسابقه روبهرو میشود. آندوین لوثار، فرماندهٔ شجاع ارتش انسانها، و گارونا، یک جادوگر جوان، در برابر موج عظیم اورکها صفآرایی میکنند. در همین حال، دوئروتان، رهبر قبیلهٔ فراستولف، به دنبال راهی برای همزیستی مسالمتآمیز است و با اورکهای دیگر درگیر میشود. نبرد بزرگترین قهرمانان دو قوم، سرنوشت آزروث را رقم میزند و دوستیهایی شکل میگیرد که مرزهای نژادی را در هم میشکند.
خلاصه داستان: اسپارک، میمونی نوجوان و ماجراجو، در سیارهای دور زندگی میکند که توسط ژنرال جونگ ظالم و ارتش رباتیک او به تسخیر درآمده است. اسپارک به همراه دوستان وفادارش، ویکس و چانک، تصمیم میگیرد با وجود ترسهایش، سفر خطرناکی را آغاز کند تا سیارهی بانا را آزاد کند. در این مسیر پرمخاطره، او نه تنها با دشمنان قدرتمندی روبهرو میشود، بلکه رازهایی از گذشتهی خود و هویت واقعیاش را کشف میکند. اسپارک میآموزد که شجاعت واقعی از دل دوستی، ایمان به خود و ارادهای پولادین سرچشمه میگیرد و برای نجات دنیایش باید به تواناییهایش اعتماد کند.
خلاصه داستان: رعنا و عماد زن و شوهری جوان هستند که در حال اجرای تئاتری بر اساس نمایشنامه مرگ فروشنده نوشته آرتور میلر میباشند. آنها به علت نشست زمین مجبور میشوند به اجبار خانه خود را ترک کنند و به اصرار یکی از دوستانشان به نام بابک به خانهای اسبابکشی میکنند که پیشتر زنی بدنام به نام «آهو» در آن ساکن بودهاست. ابتدا همه چیز خوب پیش میرود ولی وقایع بعدی به بحرانی غیرقابل کنترل ختم میشود...
خلاصه داستان: زمانی که یک ویروس مرگبار زامبی در کره جنوبی شیوع پیدا میکند، مسافران قطار سریعالسیر سئول به بوسان برای زنده ماندن با موانع متعددی دست و پنجه نرم میکنند. گروهی از مسافران، از جمله یک مدیر صندوق سرمایهگذاری و دخترش، در واگنهای به دام افتاده با موجی از وحشت و خشونت روبهرو میشوند. آنها باید با یکدیگر همکاری کنند و از هر ایستگاه و تونلی عبور کنند تا به تنها شهر امن، بوسان، برسند. اما در این میان، آزمون واقعی انسانیت و ایثار در مواجهه با بحران آشکار میشود.