خلاصه داستان: محسن نوجوانی است که در کنار بچههای خیابانی همسن و سال خود، در میان خیابانهای شلوغ شهر گلفروشی میکند. او آرزوی داشتن یک وجب آسمان را در سر دارد. خواسته او محقق میشود؛ در ابتدا هیچکس تحقق چنین آرزویی را باور نمیکند اما با دیدن آن، ماجراهای گوناگونی آغاز میشود...
خلاصه داستان: سم (سیلوستر استالون) یک ابرقهرمان بازنشسته به نام سامری است که ۲۵ سال پیش پس از نبردی حماسی ناپدید شد. پسر جوانی به نام سم کلیری (جیون والتون) به او نزدیک میشود و متوجه میشود که سامری هنوز زنده است و در انزوا زندگی میکند. سم کلیری تلاش میکند تا سامری را متقاعد کند که دوباره به شهر بازگردد و از آن در برابر تهدیدهای جدید محافظت کند. سامری در ابتدا تمایلی ندارد، اما با وقوع حوادث خطرناک، مجبور میشود گذشته خود را بپذیرد و قدرتهایش را برای نجات مردم به کار گیرد. این فیلم داستانی از مسئولیت، فداکاری و امید است.
خلاصه داستان: فیلم بانوی انتقام سومین بخش از سهگانه انتقام پارک چان-ووک است. داستان حول زنی به نام لی گوم جا میچرخد که پس از تحمل سیزده سال زندان به جرم قتلی که مرتکب نشده، آزاد میشود. او با استفاده از هوش و جذابیت خود، نقشهای دقیق برای انتقام از مردی طراحی میکند که زندگی او را نابود کرده است. اما در این مسیر با حقایق تلخی مواجه میشود که مرز بین خوب و بد را محو میسازد. فیلم به مضامین گناه، رستگاری و عدالت میپردازد و با پایانی غافلگیرکننده، مخاطب را به تفکر وا میدارد.
خلاصه داستان: سایروس ویتاکر، رهبر یک گروه بینالمللی سرقت، به همراه همکارانش مأموریتی غیرممکن را آغاز میکند: سرقت ۵۰۰ میلیون دلار طلا از یک هواپیمای مسافربری در ارتفاع ۴۰ هزار پایی. این گروه که در هنر خنثیکردن سیستمهای امنیتی و جابهجایی محمولههای حساس مهارت دارند، با یک فرصتطلبی وسوسهانگیز روبهرو میشوند. اما پیچیدگی مأموریت وقتی بیشتر میشود که عوامل پنهانی و رقبای خطرناک وارد میدان میشوند. هر یک از اعضای تیم مهارتهای منحصربهفردی دارند، اما اعتماد در این گروه همیشه شکننده است. در حالی که برنامهها در حال شکلگیری است، خیانتها و حوادث پیشبینینشده، مسیر را پر از خطر میکند. آیا آنها میتوانند در این عملیات جسورانه موفق شوند و طلا را از زیر دید مأموران و رقبا خارج کنند؟ این فیلم ترکیبی از اکشن، تعلیق و طنز موقعیت است.
خلاصه داستان: یک خواهر و برادر که عاشق یکدیگر هستند اما به یکدیگر اعتماد ندارند، با یک گروه کوچک به سفر قایقرانی رفتینگ در رودخانههای خروشان میروند. یکی از دوستان آنها از دوران کودکی...
خلاصه داستان: فردیناند گاو نر جوانی است که برخلاف همنوعان خود، علاقهای به مبارزه در رینگ گاوبازی ندارد. او عاشق گلها، طبیعت و آرامش است و ترجیح میدهد زیر درخت بلوط بنشیند و عطر شکوفهها را استشمام کند. زمانی که فردیناند به اشتباه توسط مأموران به یک مرکز آموزش گاوبازی برده میشود، باید راهی برای فرار از این سرنوشت و بازگشت به خانه پیدا کند. در این مسیر، او با دوستان جدیدی آشنا میشود و یاد میگیرد که تفاوتها میتوانند به قدرت تبدیل شوند. فردیناند با تکیه بر مهربانی و شجاعت خود، تلاش میکند تا ثابت کند که یک قهرمان واقعی لزوماً خشن نیست. داستان او درباره پذیرش خود، دوستی و ایستادگی در برابر ظلم است.