خلاصه داستان: در یک ماجراجویی تازه، سوپرگرل، زن شگفتانگیز و بتگرل با حافظهای پاکشده از گذشته مواجه میشوند و هیچ خاطرهای از کارهای بدی که مسئول آنها بودهاند ندارند. این سه قهرمان جوان در تلاشاند تا حقیقت پنهان رمز و رازهایشان را کشف کنند. در این مسیر، آنها با دوستان و دشمنان قدیمی روبرو میشوند و باید به یکدیگر اعتماد کنند. داستان پر از پیچوخم، دوستی و لحظات طنز است و نشان میدهد که حتی ابرقهرمانها هم میتوانند اشتباه کنند و برای جبران تلاش نمایند. آنها با کمک هم، سعی در بازگرداندن خاطرات از دسترفته و نجات شهر از تهدیدهای جدید دارند.
خلاصه داستان: پس از وقایع بخش اول، شیوا، پسر باهوبالی، به دنبال یافتن حقیقت درباره گذشته پدرش و دلیل سقوط او از تخت پادشاهی راهی سفری حماسی میشود. او در این مسیر با دشمنان قدرتمند و اسرار خانوادگی روبرو میشود و سرانجام برای بازپسگیری حق خود و ملت ماهیشماتی به نبردی سرنوشتساز وارد میگردد. داستان پر از پیچشهای عاطفی و اکشن خیرهکننده است.
خلاصه داستان: تارا مارکوو، دختری با توانایی کنترل زمین و سنگها، به عنوان جدیدترین عضو به گروه ابرقهرمانی تایتانهای نوجوان میپیوندد. اما رازهای تاریکی در پشت ظاهر معصوم او نهفته است. او در حقیقت یک جاسوس برای دشمن قدیمی تایتانها، یعنی برادر بلاد، است. برادر بلاد با استفاده از تارا قصد دارد تا انتقام خود را از تایتانها بگیرد و نقشهای شوم برای نابودی آنها طراحی کرده است. در این میان، اعضای تایتان از جمله ریون، سایبورگ، بیست بوی و استارفایر باید با چالشهای جدیدی روبرو شوند و به دنبال حقیقت پشت پرده این خیانت باشند. داستان پر از پیچشهای احساسی و نبردهای مهیج است که وفاداری و اعتماد را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: دام و لتی پس از سالها ماجراجویی، زندگی آرامی را آغاز کردهاند. اما ظهور زنی مرموز و قدرتمند به نام سایفر، همه چیز را تغییر میدهد. سایفر با استفاده از گذشته تاریک دام، او را مجبور به خیانت به تیم خود میکند. دام در برابر تیمی که سالها با آنها جنگیده و عشق زندگیاش قرار میگیرد. حالا باقی تیم به رهبری هابز و دکارد شاو باید برای نجات دام و جلوگیری از نقشههای سایفر که تهدیدی برای تمام جهان است، دست به هر کاری بزنند. این قسمت از سری فیلمهای سریع و خشن، پر از صحنههای اکشن خیرهکننده، تعقیب و گریزهای نفسگیر و پیچشهای داستانی غیرمنتظره است.
خلاصه داستان: فیلم آنسوی ابرها روایتی تأثیرگذار از زندگی دو خواهر و برادر در حاشیه شهر بمبئی است. امیر، جوانی خلافکار و بیپروا، با خواهرش تارا زندگی میکند که درگیر ماجرایی تلخ و غیرمنتظره میشود. تارا به اتهام قتل دستگیر میشود و امیر برای نجات او دست به هر کاری میزند. در این مسیر، او با دختری به نام آکشارا آشنا میشود که زندگیاش را دگرگون میکند. این فیلم با نگاهی انسانی و شاعرانه، به موضوعاتی چون فقر، عشق، امید و پیوندهای خانوادگی میپردازد. کارگردانی مجید مجیدی، فضایی واقعگرایانه و در عین حال پراحساس خلق کرده است که تماشاگر را تا انتها همراه میکند.
خلاصه داستان: تیم تمپلتون پسر باهوش هفت سالهای است که با والدینش زندگی میکند و از عشق و توجه آنها برخوردار است. اما یک روز بچهای کوچک با کت و شلوار و کراوات وارد خانه میشود و زندگی تیم را زیر و رو میکند. این بچه که خود را «بچه رئیس» مینامد، در واقع یک مأمور مخفی از شرکت کودکسازی است که برای مأموریتی به خانه تمپلتون آمده است. بچه رئیس برای جلوگیری از رونمایی یک توله سگ جدید که تهدیدی برای عشق و محبت انسانها نسبت به کودکان است، از تیم کمک میخواهد. در ابتدا تیم از دست این بچه عصبانی است اما به تدریج با او همکاری میکند و در طی ماجراجوییهایشان، برادری و اهمیت خانواده را یاد میگیرد.