خلاصه داستان: در فیلم به جنگل خوش آمدید، گروهی از کارمندان یک شرکت در یک اردوی تیمسازی به جزیرهای دورافتاده فرستاده میشوند. اما ماجرا از کنترل خارج میشود؛ رئیس آنها، شخصیتی مرموز به نام استورم روتشیلد، آنها را در جنگلی خطرناک رها میکند. در این میان، یک سرباز سابق به نام دریک که قصد تسخیر جزیره را دارد، با کمک یک کارمند زیرک به نام کریس، تلاش میکند تا گروه را نجات دهد. در حالی که افراد گروه با اختلافات و ترسهایشان دستوپنجه نرم میکنند، ناگهان با یک ببر گرسنه و خلافکاران مسلح روبهرو میشوند. آنها باید یاد بگیرند که برای زنده ماندن، به یکدیگر اعتماد کنند و در این مسیر، خندههای بسیاری نیز به همراه دارد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۱، خانوادهی پرون با نقل مکان به خانهای قدیمی در حومهی رود آیلند، با رویدادهای ماورایی وحشتناکی مواجه میشوند. اد و لورین وارن، پژوهشگران معروف امور خارقالعاده، برای کمک به این خانواده فراخوانده میشوند. آنها بهزودی درمییابند که با موجودی بسیار قدرتمند و شیطانی روبهرو هستند که قصد دارد روح اعضای خانواده را تسخیر کند. وارنها که تجربهی پروندههای بسیاری را دارند، این بار با یکی از تاریکترین و خطرناکترین موارد زندگیشان دستوپنجه نرم میکنند و باید برای نجات خانواده و اثبات باورهای خود، وارد نبردی نفسگیر با نیروهای شیطانی شوند.
خلاصه داستان: دو ساعت بعد از سقوط یک هواپیما در نزدیکی مهرآباد، زندگی همسر یکی از مسافران به کلی دگرگون میشود. او که در انزوایی خودخواسته به سوگ نشسته، با پرسشی عمیق درباره عشق، فقدان و معنای زندگی مواجه میگردد. برای یافتن پاسخ، باید سفری طولانی و پرمعنا را در پیش بگیرد؛ سفری که او را به درون خود و روابطش بازمیگرداند. این فیلم با نگاهی شاعرانه به موضوع سوگ و عشق، داستانی احساسی و تفکربرانگیز روایت میکند.
خلاصه داستان: میرهاشم، طلبهای جوان و تازهکار، به همراه همسرش فرشته پس از سالها انتظار توانستهاند خانهای کوچک و ساده برای خود بخرند. اما این خرید خوشحالی را با نگرانی همراه میکند؛ زیرا برای تأمین پول خانه مجبور به استفاده از چک بانکی شدهاند. حالا این چک به دست یک شرخر سنگدل افتاده و مهلت بازپرداخت به پایان رسیده است. میرهاشم که روحیهای آرام و مذهبی دارد، در برابر فشارهای فزاینده و تهدیدهای شرخر قرار میگیرد و آرامش زندگیاش به هم میریزد. او در این مسیر با آزمونهای اخلاقی و انسانی متعددی روبهرو میشود و هر بار باید میان حفظ اصول اخلاقی و یافتن راهی برای نجات خانوادهاش یکی را برگزیند. همسر او فرشته نیز با صبوری و درک شرایط، سعی در همراهی دارد. فیلم حق سکوت روایتی ساده اما تأثیرگذار از زندگی قشر متوسط جامعه ایرانی و فشارهای اقتصادی و اجتماعی است.
خلاصه داستان: آقاخرم، حسابدار بازنشستهای است که برای گذران زندگی به مسافرکشی درونشهری روی آورده است. او که مردی خسیس و محتاط است، روزی با تاجر فرشی آشنا میشود که شیفته خودروی قدیمی و فرسوده او میشود. این آشنایی، ماجراهای شیرین و غیرمنتظرهای را برای آقاخرم رقم میزند و او را در موقعیتهایی قرار میدهد که پیش از این تجربه نکرده است. فیلم «به من نگو قراضه» با نگاهی طنزآمیز به ارزشهای زندگی، روابط انسانی و نگاه جامعه به پدیدههای به ظاهر فرسوده میپردازد.
خلاصه داستان: یک هنرمند تئاتر به نام «بهرام» به دلیل یک تصادف رانندگی ناخواسته، راهی زندان میشود. او که هیچ آشنایی با آداب و رسوم محیط زندان ندارد، با چالشهای متعددی روبهرو میشود. در این مسیر، تلاش او برای حفظ هویت هنری و انسانی خود در فضایی خشن و بیرحم، زمینهساز موقعیتهای طنز و تأملبرانگیزی میشود. او در میان همبندیان خود، شخصیتهای عجیب و گاه خطرناکی پیدا میکند که هر کدام داستانی دارند. بهرام در تلاش است تا از طریق هنر و خلاقیت، راهی برای تحمل این شرایط پیدا کند و شاید حتی تغییری در نگاه دیگران ایجاد کند. «یک اتفاق ساده» روایتی از برخورد دنیای هنر و جامعهای بسته است که در قالب یک کمدی درام اجتماعی، به مفاهیمی چون آزادی، مسئولیت و امید میپردازد.