خلاصه داستان: داستان هلن، دختر جوانی است که آرزوی سفر به ایتالیا را در سر دارد. اما گرفتاریهای خانوادگی و مشکلات پیشبینینشده، مسیر زندگی او را به کلی تغییر میدهد. او در این میان با چالشهایی روبهرو میشود که او را به سفری درونی و بیرونی میکشاند. هلن باید میان آرزوهای شخصی و مسئولیتهای خانوادگی یکی را برگزیند. تصمیمی که سرنوشت او و اطرافیانش را برای همیشه دگرگون میکند. این فیلم روایتی احساسی از تلاش برای یافتن راهی در میان پیچیدگیهای زندگی است.
خلاصه داستان: در دنیایی که هیولاها به آن حمله کردهاند، جوئل (دیلان اوبراین)، پسری که از ترس، همیشه در پناهگاه امن پنهان شده است، میفهمد که دوست دوران کودکیاش، اِمی، تنها ۸۰ کیلومتر آن طرفتر از او زندگی میکند. قهرمان درونی جوئل برای بودن با دوستش، سفری خطرناک را آغاز میکند. او در این مسیر پر از خطر، با هیولاهای عجیب و غریب و چالشهای پیشبینینشده روبهرو میشود و با همراهی یک سگ باهوش و دوستان جدید، یاد میگیرد که برای عشق، باید شجاعت داشته باشد. این سفر نهتنها او را به سمت اِمی میبرد، بلکه به کشف تواناییهای واقعیاش و معنای واقعی زندگی نیز ختم میشود.
خلاصه داستان: مگ آلتمن، مادر جوانی که پس از جدایی از همسرش به همراه دختر نوجوانش سارا به خانهای تاریخی در منهتن نقل مکان میکند، در همان شب اول با سه سارق مواجه میشود که هدفشان یافتن گنجی پنهان در طبقات بالاست. مگ و سارا برای نجات جان خود به اتاق امن خانه پناه میبرند، اما این اتاق که برای محافظت ساخته شده، به دام مرگباری تبدیل میشود. در حالی که دزدها برای دستیابی به گنج تلاش میکنند، مگ باید با هوش و شجاعت خود از دخترش محافظت کند. فیلم با تعلیقی نفسگیر، تلاش برای بقا و رابطه مادر و دختری را در دل یک شب پر از خطر به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: پل استرجس، مهندس شرکت نفتی، به همراه همسر و دو فرزندش برای بازدید از سکوی نفتی قدیمی در خلیج مکزیک به شهر بندری دورافتادهای سفر میکند. اما این سفر کاری به سرعت به کابوسی واقعی تبدیل میشود؛ آنها با یک کوسه غولپیکر سفید که اهالی محلی آن را تجسم «ال دمو نیو نگرو» یا اهریمن سیاه میدانند، مواجه میشوند. این موجود افسانهای که گفته میشود انتقامگیرنده دریاهاست، به طور بیرحمانهای به سکو و خانواده پل حمله میکند. پل که خود نیز با گذشته تاریک و مسئولیتهایش در قبال آلودگیهای زیستمحیطی دستوپنجه نرم میکند، باید برای نجات خانوادهاش نقشهای بکشد. در حالی که طوفان شدیدی در راه است و منابع محدود شده، آنها باید با ترس، ناباوری و موجودی روبرو شوند که هیچچیز نمیتواند جلودارش باشد.
خلاصه داستان: در پاریس سال ۱۹۱۰، یک مادر گربهٔ اشرافی به نام دوشس به همراه سه بچهاش در خانهای مجلل با بانوی ثروتمندی زندگی میکند. خدمتکار خانه، ادگار، با شنیدن وصیتنامه که تمام ارث را به گربهها میدهد، نقشه میکشد تا آنها را در حومه شهر رها کند. گربهها پس از این اتفاق تلاش میکنند به خانه بازگردند و در مسیر با گربهٔ خیابانی خوشبرخوردی به نام اومالی آشنا میشوند که به آنها کمک میکند. در این مسیر، ماجراهای طنزآمیز و موزیکالی رخ میدهد که سرانجام با کمک دوستان حیوانی به خانه بازمیگردند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره دان شِرلی، پیانیست بزرگ آمریکایی-آفریقایی است که در سال ۱۹۶۲ برای یک تور کنسرت در جنوب آمریکا استخدام میشود. او برای رانندگی و محافظت، تونی وَلِهلونگا، یک نگهبان ایتالیایی-آمریکایی را استخدام میکند که با وجود تعصباتش، مجبور است با شِرلی همراه شود. آنها در سفری که با کتاب سبز، راهنمای مکانهای امن برای سیاهپوستان، پیش میروند، با تبعیض و خطرات زیادی روبهرو میشوند. در طول این سفر، دو مرد که در ابتدا هیچ شباهتی به هم ندارند، به تدریج به یکدیگر احترام میگذارند و دوستی عمیقی بین آنها شکل میگیرد. این دوستی، هر دو را تغییر میدهد و درسهایی از همدلی و انسانیت به آنها میآموزد.