خلاصه داستان: در زمان جنگ جهانی اول، گروهی از سربازان در یک پناهگاه زیرزمینی گرفتار میشوند. آنها به تدریج با یک نیروی شیطانی و ناشناخته روبرو میشوند که ذهنشان را تحت تأثیر قرار میدهد و آنها را به سمت جنون و خشونت سوق میدهد. این نیروی مرموز باعث میشود سربازان به یکدیگر شک کنند و در مقابل هم قرار گیرند. فیلم پناهگاه داستانی تنشآمیز و ترسناک را در فضایی بسته و تاریک روایت میکند.
خلاصه داستان: دکتر رز کوتر، روانپزشکی موفق، شاهد مرگ هولناک یکی از بیماران خود به نام لورا وید است که با لبخندی ترسناک و ناگهانی خودکشی میکند. این حادثه ضربه روحی عمیقی به رز وارد میکند و به زودی او متوجه میشود که موجودی مرموز و ناشناس به شکل افرادی با لبخند وحشتناک، او را تعقیب میکند. رز برای فرار از این کابوس، به دوستپسر سابقش و پلیس مراجعه میکند اما هیچکس باور نمیکند. او باید با گذشته تاریک خود روبرو شود تا این نفرین را شکست دهد.
خلاصه داستان: در یک شب تاریک و ترسناک، گروهی مخفی از شکارچیان هیولا پس از مرگ رهبر خود در قلعه بلادستون دور هم جمع میشوند. اما این گروه به زودی درگیر رقابتی مرموز و مرگبار برای یافتن یک اثر قدرتمند میشوند که آنها را با هیولایی خطرناک روبرو میکند و رازهای تاریکی را فاش میسازد.
خلاصه داستان: نوجوانی که به دروغگویی و داستانسرایی شهرت دارد میبیند که نامادری جدیدش در یک پارکینگ خالی، مردی را به قتل میرساند. او باید تلاش کند تا به دیگران ثابت کند که دروغ نمیگوید و نامادریاش نقشههای شومی در سر دارد و...
خلاصه داستان: در جریان ضیافت رسمی روز استقلال فنلاند، گروهی مسلح به کاخ ریاستجمهوری حمله کرده و مهمانان از جمله رئیسجمهور را به گروگان میگیرند. مکس تانر، مأمور پلیس امنیت، به عنوان مذاکرهکننده وارد عمل میشود. او بهزودی درمییابد که این حمله صرفاً یک اقدام تروریستی ساده نیست، بلکه بخشی از یک توطئه بزرگتر برای بیثباتکردن امنیت در سراسر اروپاست. تانر باید در حالی که زمان رو به پایان است و جان گروگانها در خطر است، پرده از این نقشه بردارد و مانع از وقوع فاجعهای بزرگتر شود.
خلاصه داستان: در آستانه جشن سنتی بلاندربری، همه ساکنان شهر بلوبری بیصبرانه منتظر رسیدن این روز شاد هستند. اما وقتی بَری، مسئول رساندن کیک مخصوص این جشن، آن را فراموش میکند، برگزاری جشن به خطر میافتد. چیکو بون بون و دوستانش با ابزارهای خلاقانه و تلاش گروهی تلاش میکنند تا کیک را به موقع برسانند و جشن را نجات دهند. این ماجرای شیرین درباره همکاری، مسئولیتپذیری و اهمیت دوستی است.