خلاصه داستان: سوزی سلمون، دختر چهاردهسالهای که در سال ۱۹۷۳ در حومه پنسیلوانیا زندگی میکند، به طرز فجیعی به قتل میرسد. او پس از مرگ در فضایی میانزمین و بهشت گرفتار میشود و از آنجا به زندگی خانواده و دوستانش نظاره میکند. سوزی در حالی که شاهد فروپاشی تدریجی پدر، مادر و خواهر و برادرش است، با احساسات پیچیدهای از خشم، دلتنگي و میل به عدالت دست و پنجه نرم میکند. او باید میان عطش انتقام و آرزوی آرامش برای عزیزانش تعادل برقرار کند و سرانجام راهی برای رها کردن خود و خانوادهاش از بند تراژدی بیابد. این روایت با در هم آمیختن عناصر فانتزی و درام، به کاوش در مفاهیم فقدان، سوگ، بخشش و امید میپردازد.
خلاصه داستان: آرتور پس از گذراندن امتحاناتی سخت، به عنوان حامی طبیعت برگزیده میشود. او پیغامی حاوی درخواست کمک از طرف مینیمویها دریافت میکند و برای کمک به آنها راهی سرزمینشان میشود، بیخبر از آنکه مالتازارد شرور نقشه کشیده تا با استفاده از آرتور به دنیای انسانها برود. آرتور در این ماجراجویی خطرناک باید با دوستانش همراه شود و از قدرتهای تازهاش برای نجات هر دو جهان استفاده کند.
خلاصه داستان: در نیواورلئان سال ۱۹۲۶، تیانا، دختر پیشخدمت سختکوش، رویای باز کردن رستوران خودش را در سر میپروراند. پس از یک مهمانی که در آن لباس شاهزاده میپوشد، با قورباغهای سخنگو به نام شاهزاده ناوین آشنا میشود که ادعا میکند طلسم شده است. او از تیانا میخواهد با بوسیدنش طلسم را بشکند، اما اتفاق غیرمنتظرهای رخ میدهد و تیانا نیز به قورباغه تبدیل میشود. حال این دو باید با کمک یک کروکودیل خوشذوق و یک کرم شبتاب رمانتیک، راهی سفری پرخطر در باتلاقهای لوئیزیانا شوند تا طلسم را بشکنند و به آرزوهایشان برسند.
خلاصه داستان: آقای فاکس به همراه همسر و فرزندانش در دامنهی یک تپه در همسایگی خانوادههای گورکن، خز و خرگوش زندگی میکند. فاکس هر شب به یکی از سه مزرعهدار پایین تپه دستبرد میزند. یک روباه باهوش نمیتواند در برابر بازگشت به رفتارهای دزدیاش از مزرعه مقاومت کند و سپس باید به جامعهاش کمک کند تا از انتقام کشاورزان جان سالم به در ببرد. تا اینکه کشاورزها به نامهای باگیس، بانس و بین تصمیم میگیرند به کمک هم روباه را به دام بیندازند و...
خلاصه داستان: نورما و آرتور لوییس زوجی هستند که در حومه شهر ریچموند، ویرجینیا، با پسر کوچکشان والتر زندگی میکنند. نورما معلم مدرسه است و آرتور در ناسا به عنوان مهندس کار میکند. زندگی آرام آنها با رسیدن یک بسته مرموز درب منزل تغییر میکند. داخل بسته یک جعبه چوبی با یک دکمه قرمز قرار دارد. روز بعد، مردی به نام استیوارد با صورتی ناقص به آنها مراجعه میکند و پیشنهاد عجیبی میدهد: اگر دکمه را فشار دهند، یک میلیون دلار نقد دریافت میکنند، اما در همان لحظه فردی ناشناس در جایی از جهان خواهد مرد. آنها ۲۴ ساعت فرصت دارند تا تصمیم بگیرند. این معضل اخلاقی، آنها را وارد ماجرایی میکند که مرز بین درست و نادرست را محو میسازد.
خلاصه داستان: در میانه شورش خشونتبار زندانی در اسپانیا، خوآن اولیورا، وکیل تازهکاری که برای اولین روز کاری خود به زندان رفته، ناگهان خود را در میان آشوب مییابد. برای نجات جانش، او هویت خود را پنهان کرده و وانمود میکند یکی از زندانیان جدید است. با رهبری زندانی کاریزماتیک به نام مادره، شورش ابعاد سیاسی و رسانهای پیدا میکند. خوآن هرچه بیشتر در این دنیای تاریک فرو میرود، مرز میان قانون و جنایت، انسانیت و وحشیگری برایش محو میشود. این فیلم اسپانیایی پرتنش، داستانی از بقا، فساد و تغییر هویت را روایت میکند که تا آخرین لحظه بیننده را میخکوب نگه میدارد.