خلاصه داستان: یک زندانی به نام رضا که سالهاست به دلیل یک اشتباه ناخواسته در زندان به سر میبرد، برای شرکت در مراسم عروسی دخترش درخواست مرخصی میکند. رئیس زندان با اکراه موافقت میکند اما یک مأمور لباس شخصی به نام ناصر را مأمور همراهی و مراقبت از او میکند. رضا در طول این مرخصی کوتاه با چالشهای متعددی روبهرو میشود؛ از دیدار با خانواده و دوستان قدیمی گرفته تا مواجهه با گذشتهای که هنوز او را رها نکرده است. ناصر نیز که در ابتدا تنها به وظیفه اداری خود فکر میکند، به تدریج با داستان زندگی رضا آشنا میشود و رابطهای انسانی میان آن دو شکل میگیرد. این فیلم روایتی احساسی از عشق پدرانه، امید به زندگی و فرصتهای دوباره است.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره الی، روایتگر گروهی از دوستان قدیمی است که برای گذراندن تعطیلاتی کوتاه به کنار دریای خزر سفر میکنند. احمد (شهاب حسینی) که سالها در آلمان زندگی کرده، به ایران بازگشته و دوستانش تصمیم میگیرند همسری برای او پیدا کنند. به همین منظور، سپیده (گلشیفته فراهانی) مربی مهدکودک، الی (ترانه علیدوستی) را به این سفر دعوت میکند. در طول سفر، روابط و تنشهای پنهان میان شخصیتها آشکار میشود. ناگهان الی در ساحل ناپدید میشود و جستجو آغاز میگردد. هر یک از شخصیتها به گونهای با این حادثه روبهرو میشوند و رازهایی از گذشتهشان برملا میگردد. فشار روانی و احساس گناه، جمع را به سمت قضاوتهای اخلاقی و انکار حقیقت سوق میدهد. فیلم با نگاهی تلخ به جامعه طبقه متوسط ایران، مرز میان حقیقت و دروغ را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: کریستین براون، کارمند بانک، برای جلب نظر رئیساش در انتخاب معاون جدید، درخواست تمدید مهلت زنی مسن و کولی به نام سیلویا گانوش را رد میکند. همان شب، سیلویا در پارکینگ به کریستین حملهور میشود و با کندن یک دکمه از لباساش، نفرینی بر او جاری میکند. کریستین که ابتدا این ماجرا را جدی نمیگیرد، بهزودی با نشانههای وحشتناکی روبهرو میشود: رویاهای کابوسوار، وقوع حوادث ماوراءطبیعی و ملاقات با موجودی شیطانی که هر روز قویتر میشود. او برای نجات جانش نزد یک پیشگو میرود و درمییابد تنها راه نجات، قربانی کردن موجودی دیگر به جای خودش است. اما هر انتخابی عواقب اخلاقی سنگینی دارد و زمان کوتاه است. کریستین باید میان نجات خود یا دیگران یکی را برگزیند و با تاریکیترین بخش وجودش روبهرو شود.
خلاصه داستان: کارل فردریکسن، پیرمردی تنها و سرسخت که در خانهای کوچک در میان آسمانخراشهای شهر زندگی میکند، پس از مرگ همسرش الی، تصمیم میگیرد رویای دیرینه آنها را عملی کند: سفر به آبشار بهشت در آمریکای جنوبی. او با اتصال هزاران بادکنک رنگی به خانهاش، آن را به پرواز درمیآورد. اما ناخواسته راسل، پیشآهنگی خوشبرخورد و پرحرف، را نیز با خود همراه میکند. این دو در سفری پرماجرا با یک پرنده کمیاب به نام کوین و سگ سخنگویی به نام داگ آشنا میشوند و با چالشهای غیرمنتظرهای روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: لری دیلی که قبلاً به عنوان نگهبان شیفت شب موزه تاریخ طبیعی آمریکا فعالیت می کرد، اکنون به یک تاجر موفق تبدیل شده است. او هنگام بازگشت به شهر متوجه می شود که موزه تعطیل شده و بسیاری از اشیای عتیقه موجود در آن به مؤسسه اسمیتسونین منتقل شده اند. لری برای نجات دوستان باستانی خود راهی واشنگتن می شود و با راز جدیدی روبه رو می شود: در اسمیتسونین، موجودات تاریخی به دلیل تبلت جادویی اخیراً کشف شده زنده می شوند، اما این بار دشمنی قدرتمند و حیله گر به نام کاهونسر، فرعون باستانی مصر، نقشه ای برای تسخیر جهان با استفاده از قدرت تبلت دارد. لری با کمک آمیلیا ارهارت، خلبان پیشگام، و سایر شخصیت های تاریخی، باید جلوی نقشه شوم فرعون را بگیرد و بار دیگر نظم را به موزه بازگرداند.
خلاصه داستان: در فرانسهٔ اشغالشده در جریان جنگ جهانی دوم، گروهی از سربازان یهودیتبار آمریکایی به رهبری ستوان آلدو رِین، معروف به «پستفطرتها»، با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان نازیها دست به عملیات چریکی میزنند. همزمان، شوشانا درایفوس، دختر جوان یهودی که خانوادهاش توسط سرهنگ هانس لاندا، معروف به «شکارچی یهودیان»، قتلعام شدهاند، با هویتی جعلی در پاریس سینمایی را اداره میکند. سرنوشت این دو گروه با برنامهٔ یک افسر اطلاعاتی بریتانیایی و همچنین نقشهٔ شوشانا برای انتقام از نازیها در یک شب نمایش فیلم در سینمای او گره میخورد.