خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۶ میلادی، چهار سال پس از وقایع وحشتناک کلیسای سنت کارتا در فرانسه، یک کشیش در یک مدرسه شبانهروزی به قتل میرسد. به نظر میرسد نیروی شیطانی دوباره در حال گسترش است و پای خواهر آیرین (تیسا فارمیگا) را به میان میکشد. او با همراهی خواهر دبرا به این مدرسه میرود تا با والاک، راهبهٔ شیطانی، روبرو شود. با کشف نشانهها و وقوع رویدادهای فراطبیعی، آیرین درمییابد که این موجود باستانی در جستجوی یک شیء مقدس است و نقشهای شوم برای تحقق پیشگویی دارد. او باید با ایمان و شجاعت، در برابر شیطانی که چهرهٔ راهبه به خود گرفته است، ایستادگی کند و رازهای گذشته را برای نجات همه آشکار سازد.
خلاصه داستان: «عدالت مقتضی» داستان وکیلی به نام جیک کارتر را روایت میکند که گذشتهای پرفرازونشیب در ارتش دارد. او که زندگی آرامی را در کنار همسر و دخترش آغاز کرده، به ناگاه با فاجعهای روبهرو میشود: همسرش به قتل میرسد و دخترش ربوده میشود. در حالی که پلیس در بنبست قرار دارد و شواهد کافی برای یافتن عاملان جنایت ندارد، جیک تصمیم میگیرد خودش وارد عمل شود. او با تکیه بر مهارتهای رزمی و دانش نظامیاش، به تعقیب باندی میرود که مسئول این جنایت هستند. در این مسیر، او با موانع حقوقی، خیانتهای پنهان و درگیریهای خشونتباری روبهرو میشود که مرز میان عدالت و انتقام را برای او محو میکند. او باید در حالی که دخترش در خطر است، بین اصول قانونی و حس انتقام یکی را انتخاب کند و برای نجات تنها خانواده باقیماندهاش از هیچ تلاشی فروگذار نکند.
خلاصه داستان: نیت گیبسون، مرد جوانی با آیندهای روشن، بر اثر یک بیماری ناگهانی دچار فلج از گردن به پایین میشود. او که در ناامیدی و افسردگی به سر میبرد، با یک میمون کاپوچین به نام جیجی آشنا میشود. جیجی به عنوان حیوان کمکرسان آموزش دیده و به نیت کمک میکند تا استقلال از دست رفته را باز یابد. این همراهی غیرمنتظره، پیوندی عمیق بین آن دو ایجاد میکند و مسیر زندگی نیت را به کلی دگرگون میسازد. اما این رابطه با چالشهایی از سوی جامعه و سیستم حقوقی نیز مواجه میشود و نیت باید برای حفظ همراه خود و اثبات حقش بجنگد.
خلاصه داستان: تس، نوجوانی که پس از مرگ ناگهانی خواهر کوچکش زویی در حادثه رانندگی، با احساس گناه و اندوه عمیقی دستوپنجه نرم میکند، تصمیم میگیرد با نوشتن نامهای به زویی، با گذشته خود روبهرو شود. او از پدر بیولوژیکیاش، نیک، که مردی تنبل و دوستداشتنی از طبقه کارگر است و همچنین از دیو، نوجوان بزهکار جذاب همسایه، کمک میخواهد تا راهی برای کنار آمدن با این فقدان پیدا کند. تس در این مسیر با رازهایی درباره خانواده و خودش مواجه میشود و در نهایت یاد میگیرد که عشق و بخشش میتواند التیامبخش دردهای عمیق باشد.
خلاصه داستان: نیکول و مکس پس از یک قرار اول فاجعهبار، تصمیم میگیرند دیگر همدیگر را نبینند. اما وقتی سگهایشان عاشق یکدیگر میشوند، آنها مجبور میشوند برای خوشبختی حیوانات خانگیشان دوباره با هم ملاقات کنند. این آشنایی اجباری، آنها را در موقعیتهای طنزآمیز و احساسی قرار میدهد و به تدریج دیوارهای بینشان فرو میریزد. فیلم «عشق هاپویی» داستانی شیرین و لطیف درباره عشق، دوستی و فرصتهای دوم است که با بازی گرم لوسی هیل و گرانت گاستین، تماشاگر را به دنیای پرماجرای دو انسان و دو سگ میبرد.
خلاصه داستان: ویکتور، پسر جوانی که پدرش را در یک طوفان دریایی از دست داده، همراه با مادری که هنوز در انتظار بازگشت همسرش است، زندگی میکند. مادر او را بسیار لوس و نازپرورده بزرگ کرده است، اما ویکتور با گذشت سالها درمییابد که نشستن و انتظار کشیدن بیفایده است. او تصمیم میگیرد به دریا برود و به عنوان خدمه کشتی، جستجوی پدر گمشدهاش را آغاز کند. در این سفر پرماجرا، ویکتور با موجودات شگفتانگیز و رازهای افسانهای دریا روبهرو میشود و درمییابد که شجاعت و امید، کلید یافتن آن چیزی است که به دنبالش میگردد.