خلاصه داستان: جیسون بورن، مأمور سابق سازمان سیا که از فراموشی رنج میبرد، همچنان در جستجوی هویت واقعی خود است. او پس از وقایع فیلم قبلی، به مسکو میرود تا با دختر یکی از قربانیان خود روبرو شود و سپس با سرنخهایی که از گذشته به دست میآورد، به لندن، پاریس، مادرید و تانگیر سفر میکند. در این مسیر، بورن متوجه میشود که برنامه «بلکبریار» جایگزین برنامه «تردستون» شده و او همچنان هدف ترور است. او با کمک نیکی پارسونز، همکار سابقش، و یک روزنامهنگار انگلیسی به نام سایمون راس، سعی میکند حقیقت را دربارهی طرحهای سازمان سیا و نقش خودش در آنها کشف کند. تعقیب و گریزهای نفسگیر، هویتهای جعلی و توطئههای پیچیده، او را به یک نبرد نهایی در نیویورک میکشاند، جایی که باید با مدیر برنامه بلکبریار، نوا وایزن، روبرو شود. بورن در تلاش است تا گذشتهی پنهان خود را بازسازی کند و در عین حال، از شر کسانی که او را به عنوان یک تهدید میبینند، خلاص شود.
خلاصه داستان: در شهر اسپرینگفیلد، هومر سیمپسون پس از نجات یک خوک کوچک به نام اسپایدر پیگ، به طور ناخواسته زنجیرهای از رویدادها را آغاز میکند که منجر به آلودگی شدید دریاچه شهر میشود. این اتفاق خشم سازمانهای دولتی را برمیانگیزد و شهر توسط یک گنبد شیشهای محاصره میشود. در این میان، خانواده سیمپسون، به ویژه بارت، با بحرانهای تازهای مواجه میشوند. هومر که از رفتار خانوادهاش خسته شده، تصمیم میگیرد به آلاسکا نقل مکان کند، اما به زودی متوجه میشود که باید برای نجات شهر و خانوادهاش برگردد. این انیمیشن سینمایی بر اساس سریال محبوب سیمپسونها ساخته شده و ماجراجوییهای طنزآمیز این خانواده زردپوست را در مقیاسی بزرگتر روایت میکند.
خلاصه داستان: در آستانهٔ انتخابات ریاستجمهوری فرانسه، پاریس در تبوتاب شورشها و درگیریهای خیابانی است. در این میان، گروهی از جوانان خردهجنایتکار پس از یک سرقت نافرجام که به کشتهشدن یکی از اعضا میانجامد، برای فرار از دست پلیس به حومهٔ شهر پناه میبرند و در مسافرخانهای دورافتاده اقامت میکنند. اما این مسافرخانه به دست خانوادهای نئونازی و آدمخوار اداره میشود که قصد دارند مهمانان ناخوانده را قربانی آیینهای وحشیانهی خود کنند. دختر جوان گروه، با شجاعت و مقاومت، باید برای بقا با این خانوادهی دیوانه بجنگد و از چنگال آنها بگریزد.
خلاصه داستان: هری پاتر در پنجمین سال تحصیلی خود در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز، با چالشهای تازهای روبرو میشود. وزارت سحر و جادو که بازگشت لرد ولدمورت را انکار میکند، هری و آلبوس دامبلدور را تحت فشار قرار میدهد. دولورس آمبریج، بازرس جدید وزارت، به هاگوارتز فرستاده میشود و به تدریج قدرت را در مدرسه به دست میگیرد. هری که از تنهایی و بیاعتمادی رنج میبرد، با همکاری دوستانش رون و هرمیون، گروهی مخفی به نام ارتش دامبلدور تشکیل میدهد تا به دانشآموزان دفاع در برابر هنرهای تاریک بیاموزد. در همین حال، کابوسهای هری او را به سمت نبوت مرموزی هدایت میکند که سرنوشت او و ولدمورت را به هم پیوند میدهد. نبرد حماسی در وزارت سحر و جادو میان اعضای محفل ققنوس و مرگخواران به اوج میرسد و فداکاریهای بزرگی رقم میخورد.
خلاصه داستان: زنی با مشکلات فراوانی مواجه میشود و درست وقتی که بیشترین نیاز را به کمک دارد، توسط فردی ناشناس یاری میشود. این اتفاق سرآغاز ماجراهایی میشود که زندگی او را دستخوش تغییر میکند. در میان این تحولات، او با شخصیتهایی روبرو میشود که هر کدام رازهایی در دل دارند. فیلم خواهرخوانده به کارگردانی بهروز حسینزاده، داستانی درباره امید، اعتماد و ارتباطات انسانی است. حامد بهداد، رامسین کبریتی و عباس امیری از بازیگران اصلی این اثر هستند. روایت با نگاهی به زندگی روزمره، چالشهای شخصیتها را در بستری از روابط خانوادگی و اجتماعی دنبال میکند. این فیلم با فضای صمیمی و داستانی ساده، توجه مخاطبان را به خود جلب کرده است.
خلاصه داستان: عطیه، نویسنده و مجری یک برنامه خانوادگی رادیو، هر روز به سؤالات شنوندگان درباره زندگی زناشویی پاسخ میدهد. او بیمار است و پزشکان به او گفتهاند تنها چهار ماه دیگر زنده است، و دو ماه از آن گذشته. او راضی به عمل جراحی نمیشود. به پیشنهاد همسرش، برای زیارت به مشهد میروند. اما او افسرده و درگیر مناسبات خود و همسرش است تا اینکه در حرم به دختری برمیخورد که مادرش را گم کرده. عطیه دخترک را به قسمت گمشدگان میسپرد، اما دوباره پس میگیرد. آرامش میکند، برایش غذا میخرد، کفش و لباس نو تهیه میکند و در نهایت به وقت بیماری کودک، خطر متهم شدن به دزدی را به جان میخرد و به فوریتهای پزشکی حرم مراجعه مینماید. عطیه که شاید به خاطر نزدیکی به مرگ ارتباطش با خدا کمرنگ شده و هر بار که میخواهد به زیارت برود، با ذهنی آشفته توانایی این کار را در خود نمیبیند، پس از کمک به دخترک مشتاقانه به زیارت میشتابد.