خلاصه داستان: بیستوهشت هفته پس از شیوع ویروس مرگبار خشم، ساکنان جزایر بریتانیا نبرد خود را در برابر این یورش از دست دادهاند، چرا که ویروس همه را در آنجا از بین برده است. شش ماه بعد، گروهی از آمریکاییها با این باور که خطر پایان یافته، جرأت میکنند قدم به این جزایر بگذارند. اما خیلی زود آشکار میشود که این بلای خانمانسوز همچنان زنده است و در کمین قربانیان بعدی نشسته است.
خلاصه داستان: فیلم رویا یا حقیقت داستان پسر بچهای به نام نانهه را روایت میکند که در شهر تاریخی جیسلمیر هند زندگی میکند. او برای تأمین معاش خانوادهاش، با شتر خود به گردشگران سواری میدهد و آرزوی بزرگ شدن و موفقیت در دل دارد. ماجراهای او با یک توریست خارجی و یک سگ وفادار، مسیر زندگیاش را تغییر میدهد. این فیلم ترکیبی از لحظات کمدی و احساسی است که ارزش خانواده و دوستی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دیوید و اِمی فاکس، زوج جوانی که رابطهشان رو به سردی رفته، در میان یک جاده خلوت در دل شب با خرابی ماشین مواجه میشوند. ناچار به توقف در مسافرخانهای دورافتاده به نام «وایومینگ نایت» میشوند. به نظر میرسد مدیر مسافرخانه با آنها رفتار عجیبی دارد و اتاقی که به آنها داده میشود، ساده و قدیمی است. آنها نوار ویدئویی در اتاق پیدا میکنند و با تماشای آن متوجه میشوند که فیلمهای ترسناکی که در آنجا میبینند، در همان اتاقها و با مسافران قبلی ضبط شده است. وحشت زمانی کامل میشود که متوجه میشوند خودشان سوژه بعدی این فیلمهای وحشتآفرین هستند. حالا آنها باید برای بقا بجنگند و از مسافرخانهای که به دامگاه تبدیل شده، فرار کنند. هر گوشه این مکان میتواند دوربین مخفی داشته باشد و هیچکس جز خودشان به آنها کمک نمیکند.
خلاصه داستان: در سالهای دور، گروهی از وایکینگها به سواحل آمریکای شمالی میرسند تا دهکدههای بومیان را غارت کنند. در میان کشتیِ درهمشکستهی آنها، پسری کوچک تنها بازمانده است که توسط زنی از قبیلهی بومی پیدا و بزرگ میشود. سالها بعد، او که حالا «رهجو» نام گرفته، با هویتی دوگانه میان دو جهان سرگردان است: خون وایکینگ در رگهایش جاری است، اما قلبش با قبیلهای که او را بزرگ کرده، میتپد. وقتی وایکینگها برای نابودی کامل بومیان بازمیگردند، رهجو باید میان میراث وحشیانهی نیاکان خود و وفاداری به خانوادهای که برگزیده، یکی را انتخاب کند. او با تکیه بر مهارتهای جنگی و آشنایی با هر دو فرهنگ، رهبری دفاع از قبیله را بر عهده میگیرد. نبردی حماسی آغاز میشود که در آن رهجو نه تنها برای بقا، بلکه برای هویت خود میجنگد.
خلاصه داستان: سال ۴۷۶ میلادی، امپراتوری روم در آستانه فروپاشی است. رومولوس آگوستوس، آخرین امپراتور نوجوان روم، پس از خیانت و سقوط روم، توسط عموی خائنش اوستس به زندان میافتد. اما با کمک اوریلیوس، فرمانده وفادار ارتش روم، و همراهی میرا، یک جنگجوی هندی، و همچنین یک راهب مرموز به نام آمبروزین، رومولوس از چنگال دشمنانش میگریزد. آنها سفری پرمخاطره را به سوی بریتانیا آغاز میکنند تا آخرین امپراتور روم را به پناهگاه امنی برسانند و راز شمشیر افسانهای را کشف کنند. در طول این سفر، رومولوس جوان با خطرات بسیاری روبهرو میشود و در مسیر بلوغ، معنای واقعی شجاعت و رهبری را میآموزد.
خلاصه داستان: مستر بین، شخصیت معروف و دستوپاچلفتی، در یک قرعهکشی، برندهٔ سفر به فرانسه میشود. او با دوربین فیلمبرداریاش عازم پاریس میشود، اما از همان ابتدا ماجراهای عجیبی آغاز میشود. او بهطور تصادفی با پسر جوانی به نام استپان آشنا میشود و بعد از یک سلسله اتفاقات، پدر استپان (یک کارگردان روسی) را از دست میدهد. مستربین و استپان برای پیدا کردن پدر، به سفری پرماجرا در فرانسه میروند. در این میان، مستربین با یک بازیگر زن آمریکایی به نام سابین نیز آشنا میشود. این سفر پر از سوءتفاهمها و لحظههای خندهدار است و در نهایت همهٔ شخصیتها در جشنواره فیلم کن به هم میرسند.