خلاصه داستان: جایش، جوانی کمجسارت و سربهزیر، در خانوادهای مردسالار در یک روستای هند زندگی میکند. او که به تازگی پدر شده است، درمییابد همسرش دوباره باردار است و خانوادهاش به دلیل تعصبهای جنسیتی، قصد دارند جنین دختر را سقط کنند. جایش که به آرامی عاشق دختر کوچکش شده و از بیعدالتیای که در حق زنان میشود به تنگ آمده، برای نخستین بار در زندگیاش تصمیم میگیرد در برابر سنتهای غلط خانواده و جامعه بایستد. او با کمک همسر و دخترش، نقشهای جسورانه میچیند تا هم نجاتبخش فرزندش باشد و هم صدای اعتراضش را به گوش همه برساند؛ سفری پرماجرا که او را به مردی واقعی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: حسین مرادی، کارگر شصتسالهی آبادانی، در شرکت کشتیسازی مجبور است به ناچار تعدادی از همکارانش را بنا به خواست کارفرما اخراج کند. اما اینبار تصمیم میگیرد با قرعهکشی، شانسی برای برخی از کارگرها فراهم آورد. در این میان یکی از کارگران به اخراج خود اعتراض کرده و با حسین درگیر میشود. چند روز بعد، وقتی نوهی پسری حسین به دنیا میآید، فرزندانش دو بلیت سفر به هند را به او و مادرشان هدیه میدهند. چند شب پس از جشن، دو فرد مسلح به خانهی حسین حمله میکنند و اموال نقدی و هدیههای شب جشن را به سرقت میبرند. حالا حسین و خانوادهاش به همان کارگر معترض که تهدیدشان کرده بود مشکوک میشوند. این فیلم داستانی خانوادگی و اجتماعی را روایت میکند که در آن پای یک سفر رویایی به هند در میان است.
خلاصه داستان: والری لی، دانشجوی کالج و گیمر حرفهای، به دلیل تبعیض جنسیتی از سوی رقبای مرد تیم بازیهای ورزشی الکترونیکی دانشگاه، از تیم جدا میشود. او بهزودی متوجه میشود که این تصمیم بر ادامه تحصیل و مدرک دانشگاهیاش تأثیر منفی میگذارد. والری برای نجات آینده خود، دست به یک شرط جسورانه میزند: او باید یک تیم تمامزنانه بسازد و در یک مسابقات مهم بازی ویدیویی پیروز شود. او با چند دختر گیمر همفکر، که هرکدام مهارتها و شخصیتهای متفاوتی دارند، تیمی صمیمی و پرانرژی تشکیل میدهد. آنها با چالشهای فنی و روحی فراوانی روبهرو میشوند و در مسیر آمادهسازی، دوستیهای تازهای شکل میگیرد. در نهایت، والری و تیمش باید ثابت کنند که مهارت و پشتکار، به جنسیت وابسته نیست و در دنیای رقابتی بازیها، هر کسی میتواند یک زندگی اضافه به دست آورد.
خلاصه داستان: آیدا پس از ده سال حبس، عفو میشود و به سراغ پدرش میرود تا تنها دخترش سحر را که پیش اوست ببیند. اما پدرش میگوید که سحر سالها پیش در یک حادثه جان باخته است. آیدا که به این خبر باور ندارد، جستجویی بیقرارانه را آغاز میکند و در این مسیر با رازهایی روبهرو میشود که زندگیاش را دگرگون میکند. او در این راه با افرادی آشنا میشود که هر کدام بخشی از حقیقت را میدانند. آیا آیدا میتواند به دخترش برسد؟
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ جهانی دوم، یک گروهان کوچک و زبده از سربازان آفریقایی-آمریکایی ارتش ایالات متحده، مأموریتی غیررسمی و پرخطر را در پشت خطوط دشمن آغاز میکنند. هدف آنها یافتن فرمانده گمشدهشان، سرهنگ کین، است که در جریان یک عملیات شناسایی توسط نیروهای آلمانی اسیر شده است. این سربازان که به تانکهای شرمن مجهز هستند، باید از میان مناطق اشغالشده و میدانهای مین عبور کنند، با کمینهای دشمن و آتش سنگین توپخانه روبهرو شوند و به اعماق خاک فرانسه نفوذ کنند. در این مسیر، آنها نهتنها با دشمن بیرونی، بلکه با تردیدها و ترسهای درونی خود نیز دستوپنجه نرم میکنند. هر لحظه ممکن است جانشان را از دست بدهند، اما وفاداری به فرمانده و میهن، آنها را به پیش میراند. آیا آنها قادر خواهند بود در دل تاریکی جنگ، سرهنگ کین را نجات دهند و از این مأموریت مرگبار جان سالم به در ببرند؟
خلاصه داستان: نیکولاس شاو، مأمور عملیاتی بازنشسته ارتش آمریکا، پس از سالها خدمت، حالا به تیمی سری و غیررسمی پیوسته است که وظیفهاش حذف تهدیدهای خطرناک در سراسر جهان است. اما مأموریت جدید او در یک شهر پرآشوب، با پیچیدگیهایی غیرمنتظره روبهرو میشود: شاو درمییابد که یک توطئه بزرگتر از آنچه تصور میکرد، او و همتیمیهایش را هدف گرفته است. او باید بین وفاداری به تیم و کشف حقیقت، یکی را انتخاب کند و در شرایطی که هر لحظه ممکن است به دام بیفتد، با تکیه بر مهارتهای رزمی و تجربه نظامی خود، برای نجات خود و بیگناهان وارد یک بازی مرگبار شود.