خلاصه داستان: کاسپر، روح مهربان و دوستداشتنی، برخلاف دیگر ارواح هیچ علاقهای به ترساندن انسانها ندارد. به همین دلیل، مدیران دنیای ارواح او را به مدرسهای ویژه میفرستند تا آموزش ببیند و تبدیل به یک روح ترسناک شود. در این مدرسه، کاسپر با موجودات عجیب و ارواح شیطانی همکلاس میشود و سعی میکند با مهربانی خود، قوانین خشک و ترسناک مدرسه را به چالش بکشد. او در این مسیر با دوستان جدیدی آشنا میشود و ماجراهای هیجانانگیزی را پشت سر میگذارد. اما یک تهدید بزرگ در کمین است و کاسپر باید ثابت کند که مهربانی میتواند قویترین نیرو در برابر تاریکی باشد.
خلاصه داستان: چهار خواهر و برادر به نامهای پیتر، سوزان، ادموند و لوسی، در جریان جنگ جهانی دوم از لندن به خانهی روستایی یک استاد پیر فرستاده میشوند. در حین بازی مخفیکاری، لوسی وارد یک کمد بزرگ میشود و بهطور شگفتآوری خود را در سرزمین برفی و جادویی نارنیا مییابد، جایی که جانوران سخن میگویند و جادوگر سفید، آن سرزمین را در زمستانی بیپایان نگه داشته است. او پس از بازگشت و تعریف ماجرایش، ابتدا با ناباوری برادرانش روبهرو میشود، اما بعداً همهی آنها راهی نارنیا میشوند. در آنجا آنها با شیر بزرگ و مرموزی به نام اصلان روبهرو میشوند که برای نجات نارنیا از سلطهی جادوگر سفید و تحقق یک پیشگویی قدیمی، به کمک آنها نیاز دارد. نبردی حماسی میان خیر و شر درمیگیرد و بچهها نقش مهمی در سرنوشت نارنیا ایفا میکنند.
خلاصه داستان: بازرس «کانرز» (جیسون استاتهام) به همراه یک پلیس تازهکار به نام «دکر» (رایان فیلیپ) فرماندهی عملیاتی علیه گروهی از سارقان بانک را بر عهده دارند. سارقان که سردستهشان فردی به نام «لورنز» (وسلی اسنایپس) است بدون دزدیدن حتی یک پنی از بانک، آنجا را ترک میکنند. اما طولی نمیکشد که مشخص میشود آنها ویروسی را در سیستم بانک وارد کردهاند و از این طریق یک میلیارد دلار را از حسابهای مختلف ربودهاند.
خلاصه داستان: هری پاتر در سال چهارم تحصیل در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز، به طور غیرمنتظرهای توسط جام آتش به عنوان یکی از شرکتکنندگان مسابقات سهجادوگر انتخاب میشود. این مسابقه خطرناک که میان سه مدرسه جادوگری برگزار میشود، هری را با چالشهای مرگبار و موجودات جادویی روبهرو میکند. در همین حال، نشانههایی از بازگشت لرد ولدمورت در جهان جادوگری ظاهر میشود و هری باید با کمک دوستانش رون و هرمیون، راز پشت پرده این مسابقات را کشف کند. در پایان، هری به گورستانی منتقل میشود و شاهد بازگشت کامل ولدمورت به قدرت است.
خلاصه داستان: دکتر عالم، جراح برجستهٔ مغز و اعصاب، مردی است که به دلیل غرق شدن در کار و بیاعتقادی به خدا، رابطهاش را با خانوادهاش، بهویژه پسر نوجوانش سامان، از دست داده است. در شب تولد پسرش، بهطور اتفاقی از بیماری سامان که تومور مغزی است باخبر میشود. سامان که به ستارهشناسی علاقه دارد، برای رصد یک پدیدهٔ نجومی به کویر رفته است. دکتر عالم در جستوجوی پسرش راهی سفری درونی و بیرونی میشود؛ سفر به کویر، به اعماق خاطرات، و به سوی باورهایی که مدتهاست از آنها گریخته است. او در این مسیر با مردمانی ساده و بیآلایش روبهرو میشود و درک میکند که شفا و رستگاری، تنها در چاقوی جراحی نیست.
خلاصه داستان: جوجه کوچولو، جوجهای کوچک و خجالتی در شهر کوچک اودی ویل است که پس از یک حادثه عجیب، ادعا میکند یک تکه آسمان روی سرش افتاده است. اما هیچ کس حرف او را باور نمیکند و او سوژه تمسخر اهالی شهر میشود. یک سال بعد، جوجه کوچولو تلاش میکند با کمک پدرش و دوستانش اعتبار از دست رفته را بازگرداند. اما درست وقتی همه چیز رو به بهبود است، او دوباره با یک تکه آسمان مواجه میشود و این بار مدرکی نیز دارد. جوجه کوچولو و دوستانش باید راز این اتفاق را کشف کنند و شهر را از یک تهدید واقعی نجات دهند. در این مسیر، او یاد میگیرد که شجاعت واقعی یعنی پذیرفتن ترس و ادامه دادن به جلو، حتی اگر دیگران به تو بخندند.