خلاصه داستان: مون، زن جوانی که از کودکی نابینا بوده، پس از پیوند قرنیه بینایی خود را به دست میآورد. اما هدیهای که دریافت کرده با رازی تاریک همراه است: او اکنون ارواح و موجودات فراطبیعی را میبیند که دیگران قادر به دیدن آنها نیستند. این توانایی جدید زندگی او را به کابوسی تبدیل میکند و مون را به جستجویی برای کشف هویت اهداکننده قرنیه و راز مرگ او میکشاند. او در این مسیر با دکتر وین، روانپزشک خود، همراه میشود و درمییابد که ارتباطی عمیق میان این پدیدههای وحشتناک و گذشته اهداکننده وجود دارد. فیلم چشم داستانی است درباره مرز باریک میان دنیای زندگان و مردگان و هزینهای که برای دانستن حقیقت باید پرداخت.
خلاصه داستان: راج، جوانی هندی که در آمریکا بزرگ شده، برای دیدار با پدرش که هرگز ندیده به لندن سفر میکند. او در کمال تعجب متوجه میشود پدرش، راجش میدلتون، یک تاجر بسیار ثروتمند و معروف است. اما راجش که از وجود فرزندی بیخبر بوده، او را باور نمیکند و برای اثبات هویت خود، راج مجبور میشود با هویت جعلی به عنوان خدمتکار وارد خانه پدری شود. در این میان، او عاشق دختری به نام سانجانا میشود که خودش نیز درگیر ماجراهای عاطفی و خانوادگی است. راج در تلاش برای اثبات هویت واقعیاش و نزدیک شدن به پدر، با چالشهای طنزآمیز و موقعیتهای پیچیدهای روبهرو میشود.
خلاصه داستان: مگ آلتمن، مادر جوانی که پس از جدایی از همسرش به همراه دختر نوجوانش سارا به خانهای تاریخی در منهتن نقل مکان میکند، در همان شب اول با سه سارق مواجه میشود که هدفشان یافتن گنجی پنهان در طبقات بالاست. مگ و سارا برای نجات جان خود به اتاق امن خانه پناه میبرند، اما این اتاق که برای محافظت ساخته شده، به دام مرگباری تبدیل میشود. در حالی که دزدها برای دستیابی به گنج تلاش میکنند، مگ باید با هوش و شجاعت خود از دخترش محافظت کند. فیلم با تعلیقی نفسگیر، تلاش برای بقا و رابطه مادر و دختری را در دل یک شب پر از خطر به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: گروهی از سربازان بریتانیایی برای یک مانور آموزشی به جنگلهای دورافتاده اسکاتلند اعزام میشوند. آنها در میانه راه با گروهی دیگر از نیروهای ویژه مواجه میشوند که قتلعام شدهاند و تنها یک بازمانده زخمی دارد. بازمانده درباره موجوداتی مرموز و وحشی هشدار میدهد و آنها به زودی در محاصره موجوداتی خونخوار و فراطبیعی قرار میگیرند. سربازان در یک خانه متروکه پناه میگیرند و برای بقا میجنگند.
خلاصه داستان: در دوران یخبندان، زمانی که زمین پوشیده از یخ و برف است و حیوانات در حال کوچ به مناطق گرمترند، ماموت بدخلقی به نام «منی» با تنبلی پرحرفی به نام «سید» و ببر دندانخنجری به نام «دیگو» آشنا میشود. این سه نفر که هیچکدام در ابتدا تمایلی به همکاری ندارند، ناگهان خود را در برابر یک مسئولیت بزرگ میبینند: بازگرداندن نوزاد انسان گمشده به پدرش. مسیر بازگشت پر از خطرات طبیعی و شکارچیان است و در طول این سفر، هر یک از آنها مجبور میشوند با ترسها و تعصبات خود روبهرو شوند. دیگو که در ابتدا نقشهای شوم در سر دارد، بهتدریج پیوندی عمیق با گروه پیدا میکند. منی نیز که از تنهایی رنج میبرد، درس بزرگ دوستی و همدلی را میآموزد. این انیمیشن کلاسیک با طنزی شیرین و شخصیتهای دوستداشتنی، داستانی درباره همکاری، فداکاری و معنای واقعی خانواده را روایت میکند.
خلاصه داستان: ویر، مردی جوان، در آستانه ازدواج با مژگان است، اما خاطرات مبهم و پریشانی از گذشتهاش او را رها نمیکنند. او که از تکرار این رویاها و تصاویر پراکنده به تنگ آمده، تصمیم میگیرد برای یافتن حقیقت به بمبئی سفر کند. در آنجا با امکیش کومار آشنا میشود و به تدریج درمییابد که گذشتهای کاملاً متفاوت از آنچه تصور میکرده داشته است. او با زنی به نام ثنائی مواجه میشود که ادعا میکند همسر اوست و پرده از رازهایی برمیدارد که زندگی ویر را زیر و رو میکند. حال او باید میان عشق کنونی و حقیقت پنهان گذشتهاش یکی را برگزیند و با خاطراتی که او را فرامیخوانند روبرو شود.