خلاصه داستان: جو دیرت، یک نظافتچی با مدل موی عجیب (مولت)، شلوار جین اسیدشور و رویایی بزرگ، به دنبال پیدا کردن پدر و مادری است که وقتی تنها هشت سال داشت و در یک پارک کارواننشین بزرگ میشد، او را در گرند کنیون رها کردند. حالا، در حالی که آهنگهای ون هیلن را با صدای بلند در ماشین کوچک اما تقویتشدهاش پخش میکند، جو با خوشبینی همیشگیاش به تنهایی راهی سفری میشود تا خانوادهاش را پیدا کند.
خلاصه داستان: گروهی متشکل از هفت مرد جوان و جسور که شیفته اکروبات بازی هستند، با شکستن استخوانهای خود از ساختمانهای بلند بالا میروند و به شکل مارپیچ از بامی به بام دیگر میپرند. یک روز صبح که این گروه برای رقابت به یکی از ساختمانهای مرتفع میروند، با صحنهای غیرمنتظره روبهرو میشوند: پسری جوان برای نجات از دست زورگویان محله، در میان داربستهای ساختمان گیر افتاده و جانش در خطر است. یاماکازیها که به قانون نانوشتهای وفادارند و هرگز از تواناییهای خود برای منافع شخصی استفاده نمیکنند، با معضلی اخلاقی مواجه میشوند. آنها باید میان حفظ اصول قدیمی گروه و نجات جان یک انسان، یکی را برگزینند. این انتخاب سرآغاز ماجراهایی پر از هیجان، تعلیق و درگیری با قانون است، جایی که هر پرش و حرکتی میتواند آخرین باشد و معنای واقعی دوستی و شجاعت به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره جیووانی، یک روانکاو موفق در شهری ساحلی در ایتالیا، و خانوادهاش است. او با همسرش پائولا و دو فرزندش، آندرهآ و ایرنه، زندگی آرامی دارد. اما یک روز، آندرهآ در یک حادثه غرقشدگی جان خود را از دست میدهد. این فاجعه زندگی خانواده را زیر و رو میکند. جیووانی که همیشه به دیگران کمک میکرد، حالا در مواجهه با غم خودش درمانده است. هر یک از اعضای خانواده به شیوهای متفاوت با سوگ کنار میآیند: پائولا در افسردگی فرو میرود، ایرنه عصبانی و منزوی میشود، و جیووانی درگیر احساس گناه و پرسشهای بیپاسخ میشود. در این میان، نامهای از سوی دوست دختر ناشناس آندرهآ میرسد که زندگی آنها را دگرگون میکند و آنها را به سفری برای التیام و بازسازی روابطشان میبرد.
خلاصه داستان: فیلم ضد انحصار داستان مایلو هافمن، یک برنامهنویس جوان و بااستعداد را روایت میکند که به تازگی از دانشگاه فارغالتحصیل شده و رویای راهاندازی یک شرکت اینترنتی را در سر میپروراند. گری وینستون، مدیرعامل کاریزماتیک و قدرتمند یک شرکت نرمافزاری بزرگ به نام NURV، مایلو را به همکاری دعوت میکند. مایلو که مجذوب فرصتهای پیشرو شده، به تیم گری میپیوندد، اما به تدریج متوجه میشود که گری برای حفظ انحصار خود در بازار، دست به اقدامات غیرقانونی و خطرناکی میزند. مایلو باید میان موفقیت شغلی و اخلاقیات خود یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: در آیندهای نهچندان دور، ژاپن در بحران اقتصادی و اجتماعی فرو رفته و دولت برای کنترل نوجوانان، قانونی وحشیانه به نام «بتل رویال» را اجرا میکند. هر سال، یک کلاس از دانشآموزان سال نهم بهطور تصادفی انتخاب میشوند و به جزیرهای متروکه فرستاده میشوند؛ آنها قلادههایی به گردن دارند که در صورت تخلف منفجر میشود. هر یک از آنها سلاحی دریافت میکند، از چاقو و کمان تا تفنگ، و باید در مدت سه روز یکدیگر را بکشند تا تنها یک نفر زنده بماند. شويا ناناهارا و نوریکو ناکاگاوا، دو دانشآموز با پیشینهای پیچیده، بهجای جنگیدن برای بقا، سعی میکنند راهی برای شکستن قوانین و نجات همکلاسیهایشان بیابند. در این میان، معلم سابق آنها، کیتانو، که خود ناظر بازی است، با بیرحمی و خشونت تمام، آنها را به وحشیگری ترغیب میکند. فیلم با روایتی پرتعلیق، مرز میان بقا و انسانیت را به چالش میکشد و تصویری تلخ از جامعهای میدهد که جوانان را قربانی میکند.
خلاصه داستان: کوزکو، امپراتور جوان و خودشیفته پادشاهی باستانی اینکا، با برنامهریزی وزیر خیانتکارش، ایزما، به موجودی عجیب تبدیل میشود: یک لاما. ایزما که قصد داشت با سمی مهلک از شر امپراتور خلاص شود، در نتیجه اشتباه خدمتکارش کرانک، نقشهاش ناکام میماند و کوزکو به شکل لاما درمیآید. حالا کوزکو که از قصر دور افتاده، با پاچا، روستایی مهربان و خانوادهاش آشنا میشود. پاچا که به دلیل ظلم کوزکو از روستایش رانده شده، ابتدا تمایلی به کمک ندارد، اما با اصرار کوزکو و در ازای بازگرداندن روستا، قبول میکند او را به قصر برگرداند. در این سفر پرماجرا، کوزکو باید یاد بگیرد که امپراتور خوبی باشد و از خودخواهی دست بردارد، در حالی که ایزما و کرانک نقشههای تازهای برای نابودی او طراحی میکنند.