خلاصه داستان: مایکل کورلئونه، اکنون در دهه شصت زندگی خود، به دنبال مشروعیتبخشی به امپراتوری مافیایی خانواده کورلئونه است. او با سرمایهگذاری در امور خیریه و کلیسا، تلاش میکند تا گذشته جنایی خود را پشت سر بگذارد و نام خانواده را پاک کند. اما دشمنان قدیمی و جدید، از جمله وینسنت، برادرزاده جسور و بیپروای مایکل، و دون آلتوبلو، یک تاجر قدرتمند، نقشههای او را تهدید میکنند. در همین حال، مری، دختر مایکل، عاشق وینسنت میشود و این رابطه عاطفی، تنشهای درون خانواده را افزایش میدهد. مایکل در تلاش برای حفظ قدرت و خانوادهاش، وارد یک بازی خطرناک سیاسی و مالی میشود که سرانجام به تراژدیهایی غیرمنتظره ختم میشود.
خلاصه داستان: باردوک، جنگجوی طبقه پایین سایان، با پیشگویی مرگ سیاره خود مواجه میشود و در تلاش بیهوده برای متوقف کردن فریزا، امپراتور کهکشان، از نابودی سیاره وگتا برمیآید. او در حالی که با یورش ارتش فریزا به سیاره وگتا روبرو میشود، قدرت پنهان خود را بیدار میکند و با شجاعتی بینظیر به مصاف فریزا میرود. در همین حال، پسرش کاکاروتو (که بعدها گوکو نامیده میشود) را در سفینهای کوچک به سمت زمین میفرستد تا نسل سایانها ادامه یابد. این فیلم پیشدرآمدی بر مجموعه دراگون بال زد است و سرنوشت باردوک و تأثیر او بر آینده گوکو را نشان میدهد. روایتی حماسی از سرنوشت، پدری و امید که طرفداران دنیای دراگون بال را به عمق داستانهای فرعی این فرنچایز میبرد.
خلاصه داستان: فیلم رفقای خوب روایت زندگی هنری هیل، نوجوانی که از کودکی شیفته زندگی گنگستری در محله ایتالیایی-آمریکایی بروکلین است و به تدریج وارد دنیای جرایم سازمانیافته میشود. او با جیمی کانوی، دزد حرفهای، و تامی دویتو، خلافکاری تندخو، همدست میشود و در کنار هم دست به سرقتهای بزرگ میزنند. هنری با کارن، دختری یهودی از خانوادهای محترم، ازدواج میکند و زندگی دوگانهای را آغاز میکند. اما با گذشت زمان، اعتیاد به مواد مخدر، سوءظنهای پلیس و خیانتهای درونی باند، دنیای او را به هم میریزد. این فیلم با نگاهی بیپرده و واقعگرایانه، جذابیت و در عین حال زوال اخلاقی دنیای گنگستری را به تصویر میکشد و بر اساس داستان واقعی هنری هیل ساخته شده است.
خلاصه داستان: پیتون وستلیک، دانشمندی نابغه، در حال کار بر روی فرمولی برای تولید پوست مصنوعی است. تبهکارانی به رهبری رابرت دیوراند به آزمایشگاه او حمله کرده و او را به طرز وحشیانهای مضروب میکنند. پیتون که به طرز معجزهآسایی از مرگ نجات یافته، بر اثر سوختگی شدید چهرهاش را از دست میدهد و دچار اختلال روانی میشود. او با استفاده از پوست مصنوعی، نقابهایی میسازد که میتواند ظاهر دیگران را تقلید کند، اما این پوست فقط برای ۹۹ دقیقه دوام میآورد. پیتون که حالا خود را «مرد تاریکی» مینامد، در تلاش است تا از کسانی که زندگیاش را نابود کردهاند، انتقام بگیرد و در عین حال از معشوقهاش جولی محافظت کند.
خلاصه داستان: کارول هانیکات، زن جوانی که در قطار به سمت ونکوور سفر میکند، به طور اتفاقی شاهد گفتگوی دو مرد میشود که بعداً به یک قتل مرتبط میشوند. او که از ترس جان خود به جنگلهای تندرا کانادا پناه برده، پس از مدتی توسط معاون دادستان لسآنجلس، رابرت کالفیلد، پیدا میشود. کالفیلد تلاش میکند او را متقاعد کند که برای شهادت در دادگاه علیه یک رئیس مافیایی بازگردد. اما در راه بازگشت، آنها در قطاری با چند قاتل مأمور حذف هانیکات روبرو میشوند. در این قطار، هر واگن میتواند به دام مرگ تبدیل شود و اعتماد تنها راه بقاست. کالفیلد و هانیکات باید در فضایی پرتنش و محدود، نقشههای دشمن را خنثی کنند و زنده به مقصد برسند.
خلاصه داستان: افسر پلیس جان مکلین برای استقبال از همسرش هالی به فرودگاه دالس واشنگتن میرود. در حالی که منتظر فرود هواپیماست، گروهی از تروریستهای نظامی به رهبری سرهنگ استوارت کنترل فرودگاه را به دست میگیرند و قصد دارند یک دیپلمات آمریکای لاتینی را آزاد کنند. مکلین که تنها و بدون سلاح است، باید در میان برف و کولاک و با استفاده از هوش و شجاعت خود، نقشه تروریستها را خنثی کرده و جان مسافران از جمله همسرش را نجات دهد. او در این مسیر با موانعی از جمله بیاعتمادی پلیس محلی و نیروهای امنیتی روبهرو میشود.