خلاصه داستان: ریحانه زنی جوان و مستقل است که به دلیل اختلافهایش با همسرش، تصمیم میگیرد خانه را ترک کند و به خانه پدری بازگردد. اما در آنجا نیز با مخالفت برادرش مواجه میشود که به دلیل مشکلات مالی، قصد دارد او را وادار به ازدواج با مردی دیگر کند. ریحانه که تن به این اجبار نمیدهد، راهی خانه خواهرش میشود؛ اما گویی آرامش در هیچیک از این خانهها نصیب او نمیشود و او باید با چالشهای تازهای دستوپنجه نرم کند. داستان فیلم روایتگر تلاش زنی برای یافتن استقلال و احترام در جامعهای سنتی است.
خلاصه داستان: رشید بختی معلم دبستان در روستایی نزدیک تهران، زندگی آرامی با همسرش ایران و فرزندشان دارد. اما با بروز دردهای کلیوی برای ایران، زندگی آنها دستخوش بحران میشود؛ هزینه سنگین عمل جراحی فراتر از توان مالی رشید است. او در تلاش برای تأمین هزینهها، با مشکلات و موانع متعددی روبهرو میشود که او را به مسیرهای دشوار میکشاند. فیلم «عبور از غبار» با نگاهی واقعگرایانه به معضلات طبقه کارگر و نقش آموزش، روایتگر تلاشهای انسانی برای حفظ خانواده و کرامت است. پوران درخشنده، کارگردان فیلم، با حساسیت خاصی به جزئیات زندگی روزمره و روابط انسانی میپردازد و بازیگرانی چون خسرو شکیبایی و افسر اسدی در این اثر به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: در یک درگیری میان نیروهای انتظامی و قاچاقچیان، یک افسر کشته میشود. سروان یوسف پیر بلوچ، پسرعموی مقتول، برای رسیدگی به پروندهای به منطقه بلوچستان منتقل میشود. او با کمک خانواده عمویش به مبارزه با اشرار و قاچاقچیان میپردازد. در پی حوادثی که رخ میدهد، خانوادهاش از هم میپاشد و پیر بلوچ خود را به عنوان یکی از سردستههای قاچاقچیان جا میزند. او سرانجام به محل اختفای جلال، سرکرده قاچاقچیان که عامل قتل پسرعمویش نیز بوده، پی میبرد و با یاری نیروهای انتظامی، قاچاقچیان را گرفتار میکند.
خلاصه داستان: فرشته، دانشجوی رشته سینما، برای یافتن موضوعی برای پایاننامه خود با عاطفه، دختر نوجوانی که والدینش از هم جدا شدهاند، آشنا میشود. او که به عنوان مربی خصوصی وارد زندگی عاطفه شده، در جریان تدریس، با دنیای درونی این دختر و چالشهای روحی او به دلیل طلاق والدینش روبهرو میشود. فرشته تصمیم میگیرد فیلمی درباره تأثیر طلاق بر کودکان و نوجوانان بسازد و در این مسیر، با واکنشهای متفاوت عاطفه و اطرافیانش مواجه میشود. داستان به مرور، لایههای پنهان این تأثیرات را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: رستم، گروهبان بازنشسته ارتش، پس از پایان جنگ تحمیلی با آسیبهای روحی عمیق به زادگاهش بازمیگردد. او که سالها درگیر خشونت و فرمانبرداری بوده، حالا در جامعهای آرام و بیتفاوت احساس بیگانگی میکند. رستم با دیدن بیعدالتیها و فساد اطرافش، سعی میکند با همان روحیه نظامی، نظم را برقرار کند، اما درگیریهای درونی و بیرونی او را به مسیری پرتنش میکشاند. این فیلم روایتگر تلاش انسانی است که نمیتواند با آرامش پس از جنگ کنار بیاید و در جستجوی هویتی تازه، با گذشتهاش روبهرو میشود.
خلاصه داستان: در تابستان ۱۹۵۵ در مونتگمری، آلاباما، اودسا کاتر، خدمتکار سیاهپوست، و همسرش هربرت، در تلاشاند تا زندگی خود را در میان تنشهای نژادی پیش ببرند. در همین حال، میریام تامپسون، زن خانهدار سفیدپوست و همسرش نورمن، که از طبقه مرفه جامعه هستند، از تحریم اتوبوسهای شهری که توسط جامعه سیاهپوستان آغاز شده، بیخبرند. وقتی اودسا تصمیم میگیرد در اعتراض شرکت کند و از سوار شدن به اتوبوس خودداری کند، مجبور میشود هر روز مسافت طولانی تا محل کارش را پیاده طی کند. میریام که تحت تأثیر این اتفاق قرار گرفته، برخلاف مخالفت همسر و اطرافیانش، به اودسا پیشنهاد میدهد که او را با ماشین برساند. این همکاری ساده، به تدریج مرزهای نژادی و اجتماعی را در هم میشکند و دو زن را به درکی عمیقتر از عدالت و همبستگی میرساند. فیلم روایتی آرام اما تأثیرگذار از انسانیت در برابر تعصب است.