خلاصه داستان: در فیلم نفرت، دو برادر به نامهای آرجون و ویکرام پس از مرگ مادرشان در یک حادثه مشکوک، تصمیم میگیرند انتقام بگیرند. آنها فقط نام قاتل را میدانند: «آمریت». این جستجوی انتقام جویی آنها را به دنیای جنایت و خشونت میکشاند، جایی که با افراد خطرناکی روبهرو میشوند. در این مسیر، آنها با دختری به نام کجال آشنا میشوند که رازهایی از گذشته را فاش میکند. داستان با تعلیق و پیچشهای غیرمنتظره همراه است و قهرمانان را به آزمون وفاداری، عدالت و عشق میکشاند.
خلاصه داستان: مارتی مکفلای که به تازگی از سفر به گذشته بازگشته، دوباره توسط دکتر امت براون به آینده فرستاده میشود تا از به زندان افتادن پسرش در آینده جلوگیری کند. اما در طول این سفر، اوضاع خرابتر از آن چیزی میشود که انتظارش را داشت. مارتی و دکتر در سال ۲۰۱۵ با نسخههای پیرتر خودشان و خانوادهشان روبهرو میشوند و باید با تغییرات خطرناکی که در زمان رخ داده، مقابله کنند. بازگشت به آینده ۲ با ترکیب علمی-تخیلی، ماجراجویی و کمدی، دنبالهای جذاب و پرپیچوخم است که دنیای زمانپیمایی را پیچیدهتر و هیجانانگیزتر میکند. با تغییرات متعدد در خط زمانی، مارتی و دکتر باید هرج و مرجی را که خودشان ایجاد کردهاند، مرتب کنند و به زمان درست بازگردند.
خلاصه داستان: یک تیم از هنرهای رزمی از ایالات متحده برای شرکت در یک مسابقه بینالمللی به کره جنوبی سفر میکند. این تیم متشکل از جنگجویانی با پیشینههای متفاوت است که باید اختلافات شخصی خود را کنار بگذارند و برای افتخار کشورشان متحد شوند. الکس گرید، شخصیت اصلی، با گذشتهای پر از تراژدی دست و پنجه نرم میکند و در این مسیر با مربی سختگیر تیم، کاپیتان کوری، روبرو میشود. تمرینات فشرده و رقابت نفسگیر با تیم قدرتمند کره جنوبی، هر یک از اعضا را به چالش میکشد. این فیلم داستان اراده، دوستی و غلبه بر موانع شخصی را روایت میکند.
خلاصه داستان: نمو، پسر بچهای کنجکاو، هر شب کابوس لوکوموتیوی دودزا را میبیند که او را تعقیب میکند. یک روز، سیرک عجایب به شهرشان میآید و نمو را به سرزمین خواب دعوت میکند. او در آن سرزمین جادویی با پادشاه مهربان و هیولاهای بامزه آشنا میشود. اما کنجکاوی بیش از حد او باعث میشود درِ ممنوعه را باز کند و خوابهای شیرین را به کابوسهایی تاریک تبدیل کند. حالا نمو باید با کمک دوستانش، طلسم را بشکند و سرزمین خواب را نجات دهد.
خلاصه داستان: جواد، نوجوانی که پدرش در زندان به سر میبرد، در روز عید یک ماهی قرمز کوچک به دست میآورد و آن را به خانه میآورد. مادرش او را سرزنش میکند و میگوید نگه داشتن ماهی در خانهای که پدر در زندان است، شگون ندارد و باید آزادش کند. جواد که برای به دست آوردن ماهی با یکی از همسالانش درگیر شده بود، با اکراه ماهی را از خانه بیرون میبرد. در همین حال، پدر او از زندان آزاد میشود و به خانه بازمیگردد. داستان فیلم با نگاهی لطیف و انسانی، تلاشهای جواد برای رها کردن ماهی و مواجهه او با واقعیتهای زندگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: طوبی زنی ساده و بیآلایش است که همراه همسرش از جنوب کشور به تهران میآید تا زندگی تازهای را آغاز کند. اما همسر او درگیر قاچاق مواد مخدر است و طوبی ناخواسته در این ماجرا گرفتار میشود. در جریان جابجایی مواد، او دستگیر و به هفت سال زندان محکوم میشود. در غیاب طوبی، همسرش نمیتواند زندگی را اداره کند و این جدایی، آزمونی سخت برای هر دوی آنهاست. فیلم روایتی از تنهایی، عذاب وجدان و تلاش برای رهایی از گذشته است.