خلاصه داستان: داستان فیلم درباره دو جوان ایلیاتی است که پس از یک ترور نافرجام، به اعدام محکوم میشوند. یکی از آنها فرزند اسفندیار ایلخانی و دیگری فرزند مراد میرشکار است که در پایتخت با معرکهگیری روزگار میگذراند. اسفندیار به مادران آنها میگوید که فرزندانشان هنگام فرار از زندان کشته شدهاند، اما حقیقت چیز دیگری است. این فیلم با نگاهی به آیینها و باورهای عشایری، روایتی از انتقام، بخشش و پیوندهای خانوادگی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: شعبدهبازی به نام جلال در یکی از اجراهای خیابانی خود با چالشهای غیرمنتظرهای روبرو میشود که زندگی او و همسرش را دستخوش تغییرات جدی میکند. او که در تلاش برای بهبود وضعیت مالی و عاطفی خانواده است، ناگهان با موقعیتهای طنزآمیز و گاه تلخی مواجه میشود. این فیلم روایتی از عشق، امید و تلاش برای بقا در میان مشکلات روزمره است.
خلاصه داستان: دو جوان که با یک باند خرید و فروش ارز همکاری دارند، هنگام انتقال محمولهای از ارز قاچاق، ساکی حاوی چهل و پنج هزار پوند را از دست مأموران در میربایند. وسوسهی ثروت ناگهانی آنها را بر آن میدارد تا نقشهای بکشند و پول را برای خود بردارند. اما اعضای باند که متوجه خیانت میشوند، به تعقیب آنها میپردازند و یکی از آن دو را به ضرب چاقو از پا در میآورند. در حالی که آنها درگیر این ماجرای پرتنش هستند، پلیس نیز در تعقیب آنهاست. در نهایت، پیش از آنکه دستشان به نفر دوم برسد، همگی در دام قانون گرفتار میشوند و بازی مرگبار آنها با شکست به پایان میرسد.
خلاصه داستان: جان کیتینگ، معلم جدید ادبیات انگلیسی در مدرسهی نخبهپرور ولتون، با روشهای غیرمتعارف خود دانشآموزان را تشویق میکند تا به صدای درونشان گوش دهند و زندگی را از منظری تازه ببینند. او با شعرهایی از والت ویتمن و رابرت فراست، آنان را به «لحظه را غنیمت شمردن» دعوت میکند. گروهی از پسران، مخفیانه انجمن شاعران مرده را احیا میکنند و در غاری دورافتاده گرد هم میآیند تا شعر بخوانند و رویاهایشان را به اشتراک بگذارند. نیل پری، یکی از اعضای مشتاق، با فشار پدرش برای پزشک شدن دستوپنجه نرم میکند و در مسیر هنر و آزادی قدم میگذارد. این سفر پرشور، آنان را با پیامدهای انتخابهایشان روبهرو میکند و مرز میان پیروی از سنت و دنبالکردن اشتیاق را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: ستوان فرانک دربین جونیور، کارآگاه دستوپاچلفتی پلیس لسآنجلس، مأمور میشود تا از جان ملکه الیزابت دوم در جریان سفرش به آمریکا محافظت کند. اما وقتی توطئهای برای ترور او طراحی میشود، فرانک با روشهای غیرمتعارف و اشتباهات مهلکش وارد یک ماجرای پرماجرا میشود. او در این مسیر عاشق جین اسپنسر، دستیار زیبای یک تاجر مرموز، میشود و باید همزمان با توطئهای پیچیده روبهرو شود. فرانک که همیشه همهچیز را به هم میریزد، بهطور تصادفی پرده از نقشهای شوم برمیدارد که میتواند صلح جهانی را به خطر بیندازد. این فیلم کمدی اکشن با شوخیهای بصری و دیالوگهای مسخره، یکی از آثار کلاسیک ژانر پارودی است.
خلاصه داستان: سالواتوره توتو کودکی عاشق فیلم و سینماست. تنها تفریح او رفتن به سینما و بازی با نگاتیوهاست. این موضوع باعث شکلگیری رابطهای عمیق بین او و آلفردو آپاراتچی تنها سینما پارادیزو میشود. آلفردو به او الفبای سینما را میآموزد و دوستی آنها در طول سالها، با فراز و نشیبهایی همراه است. این دوستی، عشق توتو به سینما را شعلهورتر میکند و او را به مسیر فیلمسازی میاندازد. اما عشق و انتخابهای زندگی، او را از زادگاهش و از آلفردو دور میکند. سالها بعد، با خبر درگذشت آلفردو، خاطرات شیرین و تلخ کودکی و نوجوانی در ذهن سالواتوره تداعی میشود و او به روستای خود بازمیگردد. این بازگشت، او را با گذشتهای روبهرو میکند که نهتنها سرنوشت او، بلکه معنای عشق، فداکاری و سینما را در زندگیاش دگرگون کرده است.