خلاصه داستان: محمدجواد حلیمی، کارمند ساده دولت، پس از سالها اجارهنشینی با نان شب خانوادهاش آلونکی در حاشیه پایتخت به نام «هرتآباد» دست و پا میکند. اما در شب دوم سکونت، دزدی به خانه آنها میزند که حلیمی وی را دستگیر میکند. این حادثه سرآغاز ماجراهایی است که زندگی او و خانوادهاش را در محلهای حاشیهای و پر از مشکلات اجتماعی روایت میکند. فیلم به نقد فقر و نابرابری میپردازد و با طنزی تلخ، شرایط سخت زندگی در حاشیه شهر را به تصویر میکشد. داستان همچنین به روابط انسانی، امید و تلاش برای بقا در میان ناملایمات میپردازد.
خلاصه داستان: پس از بمباران شهرستان در جریان جنگ، پدر و مادر چهار برادر کشته میشوند و اثری از پیکر آنها باقی نمیماند. هادی (کارگردان سینما)، جعفر (پزشک)، حسن (مهندس) و جلال (دلال) برای یافتن حقیقت به زادگاهشان بازمیگردند و با خانهٔ ویران خود روبهرو میشوند. هر یک از برادران با نگاهی متفاوت به گذشته و آینده، درگیر خاطرات و مسئولیتهای تازهای میشوند. این فیلم روایتی از تلاش برای بازسازی زندگی در میان ویرانههای جنگ و یافتن معنایی تازه برای خانواده و همبستگی است.
خلاصه داستان: تهران، سال ۱۹۴۸. زوج جوانی یهودی به نامهای دانیال و همسرش مونس تصمیم میگیرند به کشور تازهتأسیس اسرائیل مهاجرت کنند. اما درخواست آنها به دلیل پروندهها و اسنادی که علیه عموی دانیال، یعقوب، وجود دارد و او را به خیانت متهم میکند، رد میشود. مأمور صهیونیستیای به نام یزگِل محل زندگی یعقوب را پیدا کرده و او را با ضربات چاقو به قتل میرساند. یکی از همسایههای یعقوب که شاهد این جنایت است، موضوع را به دانیال اطلاع میدهد و او درگیر ماجرایی پیچیده و پرخطر میشود. دانیال در جستجوی حقیقت، با موانع و توطئههای بسیاری روبهرو میشود و برای نجات خانواده و روشن کردن حقیقت، باید تصمیمهای سختی بگیرد.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ تحمیلی، ارتباط خط کمین با نیروهای خودی توسط دشمن قطع شده و احتمال سقوط منطقه بسیار زیاد است. مقابله و مقاومت نیروها در مقابل دشمن نیازمند حضور دیدهبانی است که بتواند آتش سنگین توپخانه را هدایت کند. عارفی برای پیوستن به خط کمین و انجام این مأموریت حیاتی، باید از مسیری عبور کند که زیر آتش شدید دشمن عراقی قرار دارد. او با وجود خطرات فراوان، عازم این سفر پرمخاطره میشود تا با جانفشانی، راه را برای نجات نیروهای خودی باز کند. فیلم دیده بان روایتی از ایثار و شجاعت در شرایط دشوار جنگی است.
خلاصه داستان: در این قسمت از ماجراهای سوپرمن، کلارک کنت با تهدیدی تازه از سوی لکس لوتر روبهرو میشود؛ لکس با استفاده از یک موی سوپرمن، موجودی هستهای به نام «مرد هستهای» میسازد تا کنترل تسلیحات جهانی را به دست گیرد. سوپرمن که از خطر جنگ هستهای هراس دارد، تلاش میکند با اقدام خود، سلاحهای هستهای جهان را نابود کند، اما این تصمیم پیامدهای پیچیدهای برای او و بشریت دارد. در همین حال، او با لیس، خبرنگار جوانی که عاشق او شده، و نیز با تهدیدهای جدیدی از فضا مواجه میشود. داستان بر تعارض میان آرمانهای صلحطلبانه سوپرمن و واقعیتهای سیاسی و نظامی جهان تمرکز دارد و او را در موقعیتی اخلاقی قرار میدهد که باید بین قدرت خود و مسئولیت جهانیاش توازن برقرار کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره یک خلبان عراقی است که در جریان جنگ تحمیلی، هواپیمایش توسط ارتش ایران سرنگون میشود و او با چتر نجات در کوههای کانی مانگا در کردستان فرود میآید. دو گروه به دنبال دستگیری او هستند: نیروهای ایرانی و گروهی از کردها که با ایرانیها مخالفند. در این میان، یک چوپان کرد او را پیدا میکند و به خانهاش میبرد. تعامل میان خلبان اسیر و چوپان و خانوادهاش، به تدریج به رابطهای انسانی تبدیل میشود که مرزهای دشمنی و جنگ را زیر سؤال میبرد. فیلم با نگاهی انسانی به پیامدهای جنگ و مفهوم میهماننوازی، فضایی تأملبرانگیز خلق میکند.