خلاصه داستان: پیتر، مأمور سابق سیا که پس از یک مأموریت نافرجام، هویتی تازه برای خود ساخته و در انزوا زندگی میکند، با بازگشت ناگهانی زنی از گذشته خود به نام سوفی، به دنیای خطرناکی که فکر میکرد برای همیشه ترک کرده است بازگردانده میشود. سوفی اطلاعات حساسی درباره یک برنامه عملیات سیاه سرکش در اختیار دارد و هر دو هدف یک قاتل بیرحم قرار میگیرند. پیتر که مجبور است برای محافظت از سوفی و کشف حقیقت، مهارتهای فراموششده خود را دوباره به کار بگیرد، در یک بازی مرگبار بقا گرفتار میشود. او باید در میان توطئهها و خیانتها، گذشته تاریک خود را بپذیرد و با خطراتی که از هر سو او را تهدید میکند، روبرو شود.
خلاصه داستان: در حالی که لندن زیر آب سیل فرو رفته است، زنی اولین فرزند خود را به دنیا میآورد. چند روز بعد، او و نوزادش مجبور میشوند خانه خود را به دنبال امنیت ترک کنند. آنها از طریق یک کشور جدید خطرناک به سمت شمال میروند و از جایی به نقطه دیگر پناه میبرند.
خلاصه داستان: سالوادور مالو، کارگردان کهنسال سینما، در اوج بیحوصلگی و انزوا به سر میبرد. بدنش از درد مزمن مینالد و دیگر رغبتی به ساخت فیلم ندارد. بازپخش یکی از آثار قدیمیاش در موزه، او را با بازیگر نقش اصلی آن، آلبرتو کرسو، آشتی میدهد. این دیدار، خاطرات کودکی و مادرش ژاکین را در روستای بومیشان زنده میکند. سالوادور در میان گذشته و اکنون، درگیر رابطهای پیچیده با مردی به نام فدریکو میشود. او در بازگشتی دوباره به درون خود، با تصمیمهایی که در طول زندگی حرفهای و شخصیاش گرفته، روبهرو میشود. درد و شکوه، روایتی لایهلایه از خودآگاهی، مرور خاطرات، التیام زخمهای کهنه و جستجوی رستگاری هنری است.
خلاصه داستان: «چهارم جولای» داستان جف، یک پیانیست جاز است که با الکلیسم دستوپنجه نرم میکند و در آستانهی پنجاهسالگی، برای شرکت در مراسم سالانهی چهارم جولای به خانهی خواهرش در ماساچوست برمیگردد. او در این جمع خانوادگی، با خواهر و برادرهایش، همسر سابقش و خاطرات گذشته روبرو میشود. در طول این تعطیلات، تنشهای پنهان و رازهای قدیمی خانواده سطح میگیرد و جف مجبور میشود با واقعیتهای زندگیاش و رابطهی پیچیدهاش با پدرش مواجه شود. این فیلم کمدی-درام، روایتی شخصی و صمیمی از بهبودی، بخشش و معنا یافتن دوباره در روابط خانوادگی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: هوگارت هیوز، پسر بچهای نه ساله در سال ۱۹۵۷، با یک ربات غولپیکر فضایی در جنگلهای اطراف شهر راکول آشنا میشود. ربات که به دلیل سقوط از فضا حافظهاش را از دست داده، در ابتدا ترسناک به نظر میرسد، اما هوگارت خیلی زود پی میبرد که او موجودی مهربان و بیآزار است. این دوستی مخفیانه شکل میگیرد و هوگارت به ربات یاد میدهد که دنیای انسانها را درک کند. در همین حال، مأمور کنت منسلی، مأمور دولت که به دنبال ربات است، به راکول میآید و به تدریج به وجود او پی میبرد. هوگارت برای محافظت از دوست جدیدش، او را در انبار آهنی پنهان میکند. اما وقتی ارتش و رسانهها درگیر میشوند، ربات باید تصمیم بگیرد که آیا یک سلاح است یا یک قهرمان. این انیمیشن سینمایی، داستانی تأثیرگذار درباره دوستی، هویت و انتخاب است که در دل آن پیامی ضدجنگ نهفته است.
خلاصه داستان: راشمی، دختر جوانی از خانوادهای ثروتمند، در یک شرطبندی ناگهان با بدهی ۵۰۰ پوندی مواجه میشود. او که از پدرش کمک میخواهد، پاسخی غیرمنتظره میشنود: پول درآوردن کار سختی نیست. این جمله ساده، راشمی را به مسیری میکشاند که در آن باید خودش دست به کار شود و شغلی پیدا کند. اما دنیای کار و تلاش برای کسی که همیشه در رفاه زندگی کرده، پر از چالشها و موقعیتهای پیشبینینشده است. او در این راه با آدمهای متفاوتی روبهرو میشود و مجبور است تصمیمهایی بگیرد که زندگیاش را تغییر میدهد. «اعتراف» داستانی دربارهی پشتکار، کشف خود و معنای واقعی موفقیت است؛ روایتی ساده اما تأثیرگذار که با نگاهی طنزآمیز به مسائل جدی، تماشاگر را همراه میکند.