خلاصه داستان: داستان فیلم ریشه در خون در بستر مبارزات سیاسی پیش از انقلاب اسلامی ایران روایت میشود. حجت، جوانی انقلابی، به همراه رسول برای انتقال پیام و سازماندهی علیه قانون کاپیتولاسیون از روستایی به روستای دیگر سفر میکند. در این مسیر، او با چالشهای امنیتی و انسانی متعددی روبهرو میشود که وفاداری و شجاعتش را به آزمون میکشد. همزمان، نیروهای امنیتی رژیم در تعقیب آنها هستند و هر لحظه خطر دستگیری و شکنجه وجود دارد. حجت در میان این کشمکشها، با انتخابهای دشواری میان آرمانهایش و حفظ جان خود و همراهانش مواجه میشود. فیلم با نگاهی واقعگرایانه به فضای پرالتهاب آن دوران، تصویری از ایستادگی و فداکاری نسل جوان ارائه میدهد.
خلاصه داستان: داستان پسر جوانی به نام مجید است که به همراه مادر و ناپدریاش که مرتب او را کتک میزند زندگی میکند. مجید تصمیم میگیرد در کامیون آقا جواد سوار شود و از آنجا فرار کند، اما وقتی آقا جواد متوجه میشود حسابی او را سرزنش میکند و به خانه بازمیگرداند. مجید که دچار مشکل عاطفی شدیدی شده است با یک درخت درد و دل میکند. وقتی آقا جواد پی به این موضوع میبرد رابطه صمیمانهای با مجید برقرار میکند.
خلاصه داستان: روزی روزگاری در آمریکا روایت زندگی «نودلز»، گانگستر یهودی بروکلین، از نوجوانی تا پیری است. او و دوستانش در دوران منع مصرف الکل به دنیای جنایت قدم میگذارند و با رهبری «مکس»، امپراتوری کوچکی میسازند. اما خیانت، عشق و پشیمانی سرنوشت آنها را تغییر میدهد. سی سال بعد، نودلز که از آن ماجراها فرار کرده بود، به بروکلین بازمیگردد تا با سایههای گذشتهاش روبهرو شود. این فیلم حماسی به کارگردانی سرجیو لئونه، با روایت غیرخطی، دوران طلایی گانگسترهای آمریکا را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: وینود کومار، ویراستار جوان و آرمانگرای یک روزنامه، پس از نوشتن مقالهای علیه سیاستمدار قدرتمند وارهان، از کار اخراج میشود و به ناچار به محلهای فقیرنشین نقل مکان میکند. او در آنجا با افراد خلافکار و اوضاع نابسامان اجتماعی روبهرو میشود و تلاش میکند با روزنامهنگاری خود، فساد و بیعدالتی را افشا کند. در این مسیر، با دختری به نام سودها آشنا میشود و عشقی تازه در زندگیاش شکل میگیرد. اما دشمنان او دست از تعقیب برنمیدارند و وینود باید میان اصول اخلاقی و خطرات شخصی، راهی دشوار را برگزیند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۰، میامی بهشت پناهندگان کوبایی است. تونی مونتانا، جنایتکار کوچک تبعیدی، با وعده زندگی بهتر به آمریکا میآید، اما به سرعت وارد دنیای خشن مواد مخدر میشود. او با جاهطلبی بیرحم و خشونت بیامان، از یک ظرفشوی حقیر به پادشاه بیرقیب کارتل کوکائین فلوریدا تبدیل میشود. اما ثروت و قدرت بیحد، او را به دشمنان زیادی بدل میکند و پارانویا و خیانت، زندگی افسانهای او را به ورطه سقوط میکشاند. این فیلم حماسی، روایت سقوط یک انسان است که در دنیای پول و قدرت، همه چیز را از دست میدهد.
خلاصه داستان: شرکت هگ متوجه مقدار زیادی هروئین پنهان شده در یک کامیون میشود. ریشه این داستان به یک سناتور میرسد که به طور ظاهری در دادگاه تحت پیگرد قانونی است. در این میان، مأموری جوان به نام رضا مأموریت مییابد تا پرونده را پیگیری کند. او در مسیر تحقیق با موانع و توطئههای بسیاری روبهرو میشود و تلاش میکند پرده از این معما بردارد.