خلاصه داستان: والری لی، دانشجوی کالج و گیمر حرفهای، به دلیل تبعیض جنسیتی از سوی رقبای مرد تیم بازیهای ورزشی الکترونیکی دانشگاه، از تیم جدا میشود. او بهزودی متوجه میشود که این تصمیم بر ادامه تحصیل و مدرک دانشگاهیاش تأثیر منفی میگذارد. والری برای نجات آینده خود، دست به یک شرط جسورانه میزند: او باید یک تیم تمامزنانه بسازد و در یک مسابقات مهم بازی ویدیویی پیروز شود. او با چند دختر گیمر همفکر، که هرکدام مهارتها و شخصیتهای متفاوتی دارند، تیمی صمیمی و پرانرژی تشکیل میدهد. آنها با چالشهای فنی و روحی فراوانی روبهرو میشوند و در مسیر آمادهسازی، دوستیهای تازهای شکل میگیرد. در نهایت، والری و تیمش باید ثابت کنند که مهارت و پشتکار، به جنسیت وابسته نیست و در دنیای رقابتی بازیها، هر کسی میتواند یک زندگی اضافه به دست آورد.
خلاصه داستان: آیدا پس از ده سال حبس، عفو میشود و به سراغ پدرش میرود تا تنها دخترش سحر را که پیش اوست ببیند. اما پدرش میگوید که سحر سالها پیش در یک حادثه جان باخته است. آیدا که به این خبر باور ندارد، جستجویی بیقرارانه را آغاز میکند و در این مسیر با رازهایی روبهرو میشود که زندگیاش را دگرگون میکند. او در این راه با افرادی آشنا میشود که هر کدام بخشی از حقیقت را میدانند. آیا آیدا میتواند به دخترش برسد؟
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ جهانی دوم، یک گروهان کوچک و زبده از سربازان آفریقایی-آمریکایی ارتش ایالات متحده، مأموریتی غیررسمی و پرخطر را در پشت خطوط دشمن آغاز میکنند. هدف آنها یافتن فرمانده گمشدهشان، سرهنگ کین، است که در جریان یک عملیات شناسایی توسط نیروهای آلمانی اسیر شده است. این سربازان که به تانکهای شرمن مجهز هستند، باید از میان مناطق اشغالشده و میدانهای مین عبور کنند، با کمینهای دشمن و آتش سنگین توپخانه روبهرو شوند و به اعماق خاک فرانسه نفوذ کنند. در این مسیر، آنها نهتنها با دشمن بیرونی، بلکه با تردیدها و ترسهای درونی خود نیز دستوپنجه نرم میکنند. هر لحظه ممکن است جانشان را از دست بدهند، اما وفاداری به فرمانده و میهن، آنها را به پیش میراند. آیا آنها قادر خواهند بود در دل تاریکی جنگ، سرهنگ کین را نجات دهند و از این مأموریت مرگبار جان سالم به در ببرند؟
خلاصه داستان: نیکولاس شاو، مأمور عملیاتی بازنشسته ارتش آمریکا، پس از سالها خدمت، حالا به تیمی سری و غیررسمی پیوسته است که وظیفهاش حذف تهدیدهای خطرناک در سراسر جهان است. اما مأموریت جدید او در یک شهر پرآشوب، با پیچیدگیهایی غیرمنتظره روبهرو میشود: شاو درمییابد که یک توطئه بزرگتر از آنچه تصور میکرد، او و همتیمیهایش را هدف گرفته است. او باید بین وفاداری به تیم و کشف حقیقت، یکی را انتخاب کند و در شرایطی که هر لحظه ممکن است به دام بیفتد، با تکیه بر مهارتهای رزمی و تجربه نظامی خود، برای نجات خود و بیگناهان وارد یک بازی مرگبار شود.
خلاصه داستان: فرن پس از از دست دادن همسرش و تعطیلی کارخانهٔ گچسازی در شهر کوچک امپایر در نوادا، تنها دارایی خود را در یک ون بارگذاری میکند و به دل جادهها میزند. او به جمع عشایر مدرن آمریکا میپیوندد؛ افرادی که پس از بحران اقتصادی ۲۰۰۸ خانه و کاشانهشان را از دست دادهاند و با کارهای فصلی و سفر در پهنهٔ غرب آمریکا، معنای تازهای برای زندگی مییابند. در این مسیر، فرن با شخصیتهای رنگارنگی آشنا میشود که هر یک داستانی از رنج و امید دارند. فیلم روایتی لطیف و تأملبرانگیز از تنهایی، همبستگی و جستجوی آزادی در دنیایی است که هیچچیز ماندگار نیست.
خلاصه داستان: خلبانی به نام برودی تورنس، کاپیتان باتجربهٔ یک هواپیمای مسافربری، در شب سال نو در حال پرواز از سنگاپور به توکیو است. پس از عبور از یک طوفان سهمگین، هواپیما دچار نقص فنی جدی میشود و او مجبور میشود در جزیرهای دورافتاده در فیلیپین فرود اضطراری کند. منطقه تحت کنترل شورشیان مسلح است و تورنس و مسافرانش به سرعت به گروگان گرفته میشوند. تورنس که در گذشته سابقه نظامی دارد، با کمک یکی از مسافران به نام لوئیس گاسپار که محکوم سابقهدار است، نقشه فراری جسورانه طراحی میکند. آنها باید با شورشیان بجنگند و مسافران را نجات دهند، در حالی که تیمی از تکاوران نیز برای آزادی آنها اعزام میشود. فیلم هواپیما یک اکشن نفسگیر با صحنههای تعلیقی است که درباره بقا، شجاعت و همکاری در شرایط بحرانی است.