خلاصه داستان: رخشانه زنی است در آستانه میانسالی که در سالهای جوانی با ایوب پارسا ازدواج کرده و صاحب پسری به نام حمید شده است. وقتی حمید دو ساله بود، ایوب به جبهه میرود و دیگر برنمیگردد. پس از مدتی خبر شهادت او میرسد و خانواده تصمیم میگیرد رخشانه را به عقد داوود برادر ایوب درآورد. سالها از این ماجرا گذشته و آنها صاحب دختر بچهای دبستانی هستند و حمید در آستانه ازدواج است. در این وضعیت از کمیته مفقودین خبر میرسد که ایوب زنده است و به زودی به وطن برمیگردد. این خبر که در ابتدا همه را شوکه میکند، به تدریج واکنشهای مختلفی را بین اعضای خانواده برمیانگیزد؛ داوود نگران از دست دادن همسرش است، به خصوص از زمانی که دوستان قدیمی پدر مرحومش به او گوشزد میکنند که پس از آگاهی از زنده بودن همسر اول، همسر دوم به زن نامحرم میشود. حمید که در ابتدا قادر به هضم این واقعیت نیست، به کمک نامزدش با چراغانی کردن محله، خود را برای استقبال از پدر آماده میکند. مادر سالمند و فرتوت ایوب و داوود خوشحال است، اما رخشانه بر سر دوراهی دشواری قرار میگیرد.
خلاصه داستان: در فیلم پاور رنجرهای قدرتمند مورفین: یکبار و همیشه، تیم اصلی رنجرها پس از سالها با تهدیدی آشنا از گذشته روبرو میشوند که صلح جهانی را به خطر میاندازد. ریتا ریپالسا، جادوگر شرور، بار دیگر با نقشهای مرگبار بازمیگردد و رنجرها را وادار میکند تا برای نجات زمین متحد شوند. این بار، اعضای جدید و قدیمی تیم کنار هم قرار میگیرند تا میراث قهرمانان مورفین را زنده نگه دارند. در بحبوحه این بحران جهانی، آنها باید بر اختلافات گذشته غلبه کنند و نشان دهند که قدرت واقعی در اتحاد و ایثار است. نبردی حماسی در راه است که سرنوشت بشریت به آن وابسته است.
خلاصه داستان: در کلن افسانهای، الفکینزها کوتولههایی بودند که شبها مخفیانه به صنعتگران کمک میکردند تا اینکه ۲۰۰ سال پیش توسط همسر بدخواه یک خیاط از شهر رانده شدند. حالا نسل جدیدی از الفکینزها در زیرزمینها زندگی میکنند و هلم، دختر جوان و کنجکاو، برخلاف سنت قبیلهاش آرزوی دیدن دنیای آدمها را دارد. او به همراه دوستانش از مخفیگاه بیرون میزند و با یک نانوای تنها و غمگین آشنا میشود. هلم با کشف راز شیرینیپزی و کمک به نانوا، درمییابد که تفاوتها نه تنها ترسناک نیستند، بلکه میتوانند به پلهایی برای دوستی و همکاری تبدیل شوند. این ماجراجویی شیرین، آنها را به سفری میبرد که در آن طعم واقعی زندگی و همدلی را میچشند.
خلاصه داستان: پوشپا راج، رانندهای جوان و جاهطلب در جنگلهای انبوه چنداندراگیری در جنوب هند، با مشاهده تجارت پرسود قاچاق چوب صندل سرخ، پا به این دنیای پرخطر میگذارد. او با هوش و جسارت خیابانی خود بهسرعت در این باند نفوذ میکند و با رقبا و مأموران قانون درگیر میشود. در مسیر قدرت، با سریمولو، دختری روستایی، آشنا میشود و میان عشق و جاهطلبی گرفتار میآید. درگیریها با باندهای رقیب و پلیس بالا میگیرد و پوشپا برای حفظ موقعیت خود دست به کارهای خطرناکی میزند. فیلم «پوشپا: ظهور» روایتگر ظهور یک شخصیت خلافکار از طبقه پایین به قدرت است، با سکانسهای اکشن نفسگیر و موسیقیهای ماندگار.
خلاصه داستان: آقاخرم، حسابدار بازنشستهای است که برای گذران زندگی به مسافرکشی درونشهری روی آورده است. او که مردی خسیس و محتاط است، روزی با تاجر فرشی آشنا میشود که شیفته خودروی قدیمی و فرسوده او میشود. این آشنایی، ماجراهای شیرین و غیرمنتظرهای را برای آقاخرم رقم میزند و او را در موقعیتهایی قرار میدهد که پیش از این تجربه نکرده است. فیلم «به من نگو قراضه» با نگاهی طنزآمیز به ارزشهای زندگی، روابط انسانی و نگاه جامعه به پدیدههای به ظاهر فرسوده میپردازد.
خلاصه داستان: تام نیکولز، کارآگاه کهنهکار و بیحوصلهٔ پلیس، درگیر پروندهٔ قتل سامر السویک، مشاور املاک جوانی میشود که در خانهای که برای فروش عرضه کرده بود، به طرز وحشیانهای کشته شده است. همزمان با پیچیدهتر شدن پرونده و پیدا شدن سرنخهای متناقض، تام باید با بحرانهای زندگی شخصی خود، از جمله جدایی از همسرش و رابطهٔ سرد با پسرش، نیز دستوپنجه نرم کند. در این میان، کارآگاه جوانی به نام جودی به او کمک میکند و هر دو با دنیای پنهان و پر از راز خانوادهٔ السویک و پلیسهای فاسد شهر مواجه میشوند. حقیقت آنقدرها هم که به نظر میرسد ساده نیست و تام در مسیر عدالت، مجبور است باورهایش را زیر سؤال ببرد.