خلاصه داستان: گروهی از دوستان که در یک منطقهٔ دورافتاده با یک مار کوچک برخورد میکنند، با رفتار نسنجیدهٔ خود خشم نیرویی ماوراءالطبیعه را برمیانگیزند. پس از این اتفاق، هر یک از آنها بهطور جداگانه تسخیر شده و با پدیدههایی وحشتناک روبهرو میشوند. آنها در حالی که تلاش میکنند از این وضعیت رهایی یابند، رازهایی از گذشته را کشف میکنند که به موجودی باستانی به نام جن مرتبط است. این فیلم ترسناک و معمایی، فضایی پرتنش را با بازیهای قابل قبول ارائه میدهد.
خلاصه داستان: جونگ-یون در یک شب بارانی با غریبهای به نام جون-وو روبرو میشود که با آرامشی عجیب به او میگوید تنها شش ساعت دیگر زنده خواهد ماند. او که ابتدا این هشدار را یک شوخی یا تهدید میپندارد، اما با گذشت زمان و رخ دادن اتفاقاتی غیرقابل توضیح، درمییابد که شاید این مرد واقعاً آینده را میبیند. جونگ-یون برای یافتن حقیقت، تصمیم میگیرد جون-وو را تعقیب کند، اما هر قدم او را به معمایی عمیقتر میکشاند. آیا جون-وو فرستادهای برای نجات اوست یا نقشهای شوم در سر دارد؟ این تعقیب و گریز نفسگیر، مرز میان واقعیت و توهم را محو میکند و جونگ-یون را با پرسشی بزرگ روبرو میسازد: آیا میتوان سرنوشت را تغییر داد؟
خلاصه داستان: خانوادهای به قصد گذراندن تعطیلاتی آرام به جزیرهای دورافتاده سفر میکنند، اما به محض ورود متوجه میشوند که ساکنان محلی رفتار عجیبی دارند و رازی تاریک در دل جزیره نهفته است. جشنواره محلی که به نظر میرسد به افتخار یک قربانی باستانی برگزار میشود، سرنخهایی از یک قاتل سریالی را فاش میکند. این خانواده که با فریب و ترس روبهرو شدهاند، باید برای نجات جان خود بجنگند و راهی برای فرار از این جزیره پیدا کنند. ترکیب شوخیهای تند و لحظات پرتنش، داستانی را میسازد که در آن مرز بین کمدی و وحشت محو میشود و هر لحظه ممکن است اتفاقی غیرمنتظره رخ دهد.
خلاصه داستان: بیست و پنج سال پس از فروپاشی محیطزیست که زمین را غیرقابل سکونت کرده است، مادر، پدر و پسر در پناهگاه مجلل خود محبوس شدهاند، جایی که تلاش میکنند با چنگ زدن به آداب روزمره زندگی، امید و حس عادی بودن را حفظ کنند—تا اینکه ورود یک غریبه، دختر، روال خوشحالکننده آنها را بر هم میزند. با افزایش تنشها، وجود ظاهراً ایدهآلشان شروع به فروپاشی میکند.
خلاصه داستان: اولیویا پس از مرگ نامزدش، در تلاش است تا زندگی را از نو آغاز کند. او به همراه دوستانش برای یک سفر کوتاه به خانهای جنگلی در دوردست میرود تا کمی آرامش پیدا کند. اما اولین شب اقامت، اولیویا را در وان حمام، با مچدستهای بریده و در آستانه غرق شدن پیدا میکنند. دوستانش وحشتزده تصور میکنند او اقدام به خودکشی کرده است، اما اولیویا با تمام وجود اصرار دارد که شخصی ناشناس به او حمله کرده و قصد کشتن او را داشته است. با بدتر شدن اوضاع و بروز اتفاقاتی مرموز، اعتماد میان دوستان از بین میرود و راز تاریکی در دل جنگل برملا میشود. آیا اولیویا قربانی یک حمله واقعی است یا ذهن آشفته او توهمی مرگبار ساخته است؟
خلاصه داستان: یک حماسهی جنایی پرهیجان که زندگی یک واحد نخبه از اداره کلانتر لسآنجلس و ماهرترین گروه سارقین بانک در ایالت را دنبال میکند، در حالی که این قانونشکنان سرقتی بهظاهر غیرممکن از بانک فدرال رزرو را برنامهریزی میکنند.