خلاصه داستان: با افزایش تنشها بین کره شمالی و جنوبی، یک هلیکوپتر آمریکایی در خاک کره شمالی سقوط میکند. بازماندگان باید با یکدیگر همکاری کنند تا از یک متخصص غیرنظامی فناوری محافظت کرده و بدون کمک نیروهای نظامی آمریکا، راهی برای نجات پیدا کنند.
خلاصه داستان: فیلم «نفت آباد» به کارگردانی کمال تبریزی، روایتی مستندگونه از زندگی روزمره و تأثیرات صنعت نفت بر شهر آبادان است. این اثر با نگاهی اجتماعی و تاریخی، به بررسی تحولات شهری و انسانی در یکی از مهمترین مراکز نفتی ایران میپردازد. از طریق مصاحبهها و تصاویر آرشیوی، تلاش میکند تا ارتباط عمیق بین نفت و هویت فرهنگی ساکنان را نشان دهد. بازیگرانی چون حامد بهداد و رضا ناجی در این مستند حضور دارند و روایت را غنیتر میکنند. «نفت آباد» با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره، به مخاطب فرصت میدهد تا از دریچهای تازه به تاریخ معاصر ایران نگاه کند. این فیلم ترکیبی از مستند و درام است و تلاش میکند تا تصویری واقعبینانه از چالشها و امیدهای مردم آبادان ارائه دهد.
خلاصه داستان: در این مجموعه، ده نماهنگ شاد و آموزنده برای کودکان ارائه شده است. هر قسمت با یک ترانه و فضایی رنگارنگ، مفاهیم ساده و پایهای مانند الفبای فارسی، ایام هفته، نقش پدر و مادر، نوروز و هفتسین، گندمزار، مهدکودک، خوشآمدگویی به جشن، فصل زمستان و عشق به ایران را به زبانی کودکانه آموزش میدهد. اجرای گرم و صمیمی نسرین پوربافرانی همراه با ملودیهای شاد، فضایی لذتبخش و مناسب برای خردسالان و خانوادهها فراهم کرده است.
خلاصه داستان: وحید، نوجوانی که به تازگی پدرش را بر اثر کرونا از دست داده، با مادری روبهروست که از بیماری حاد روانی رنج میبرد. او در تنهایی و بیپناهی، مسئولیت نگهداری از مادر را بر دوش میکشد و در این مسیر با فشارهای روحی و اجتماعی بسیاری دستوپنجه نرم میکند. هر روز برای او چالشی تازه است؛ از تأمین نیازهای ساده زندگی تا مواجهه با نگاه اطرافیان. این فیلم روایتی صمیمی و تأثیرگذار از بلوغ اجباری، ایثار و معنای واقعی خانواده در بحرانهای مدرن ارائه میدهد. داستان بدون اسپویل، بر تلاشهای روزانه وحید برای حفظ ظاهر یک زندگی عادی متمرکز است؛ در حالی که دنیای درونی او سرشار از آشوب و سردرگمی است. لحظات ناب و بیادعای فیلم، مخاطب را با پرسشهای عمیقی درباره مسئولیت، عشق و رهایی تنها میگذارد.
خلاصه داستان: چهار دوست تصمیم میگیرند برای یافتن گنجی پنهان وارد خانهی مورگان شوند. آنها کشف میکنند که پیش از استقلال، این خانه متعلق به یکی از کارمندان بریتانیایی به نام مورگان بوده است. اما آنچه در ادامه رخ میدهد، قابل پیشبینی نیست.
خلاصه داستان: دیوید دان، نگهبان امنیتی با تواناییهای خارقالعاده، به دنبال کوین وندل کرامب، مردی با بیستوچهار شخصیت متفاوت، میگردد. در این میان، الایجا پرایس، نابغهای با استخوانهای شکننده، که سالها در پی اثبات وجود ابرقهرمانان است، از سایه بیرون میآید. هر سه سرانجام در یک مؤسسه روانپزشکی کنار هم قرار میگیرند و با دکتری روبهرو میشوند که مدعی است باورهای آنها توهمی بیش نیست. این برخورد آنها را به آزمونی برای تعریف واقعیت و قدرت تبدیل میکند و مرز میان خیال و واقعیت را محو میسازد. ماجرایی که از «سنگشکن» و «شکاف» آغاز شده بود، به پایانبندی حماسی و شگفتانگیزی میرسد.