خلاصه داستان: نخستوزیر بریتانیا و رئیسجمهور آمریکا، دو رهبر قدرتمند اما رقیب، در جریان یک نشست بینالمللی به دام گروهی تروریستی میافتند که قصد دارد با گروگانگیری آنها، نظم جهانی را به هم بریزد. در حالی که تیمهای امنیتی دو کشور به دنبال راهی برای نجات آنها هستند، این دو سیاستمدار که عادت به همکاری ندارند، مجبور میشوند برای بقا به یکدیگر اعتماد کنند. در این فرار پرهیجان و چندملیتی، آنها با کمک نوئل، مأمور باهوش سازمان MI6، تلاش میکنند تا از مهلکه بگریزند و توطئهای را که جهان آزاد را تهدید میکند، خنثی کنند. در این مسیر، اختلافات قدیمی کنار میرود و اتحادی غیرمنتظره شکل میگیرد که هم خندهدار است و هم نفسگیر.
خلاصه داستان: کودکی با سرپیچی از تابوی باستانی سوت زدن در غروب، وحشتی شوم را که به شخصیتی نفرینشده که همان اشتباه را مرتکب شده گره خورده است، آزاد میکند. او که گرفتار نفرینی گریزناپذیر است، به مسابقهای مرگبار با زمان پرتاب میشود - زیرا اگر شکست بخورد، کابوس به واقعیت جدید او تبدیل خواهد شد.
خلاصه داستان: گروهی از کماندوهای نیروهای ویژه در جریان یک مأموریت محرمانه، توسط یک فضاپیمای ناشناس ربوده میشوند. آنها پس از به هوش آمدن درون سفینهای عظیم، درمییابند که طعمهی یک نژاد بیگانهی بیرحم شدهاند که برای بقای خود آنها را شکار میکند. حال این سربازان آموزشدیده باید در محیطی بیگانه و خصمانه، با تکیه بر مهارتهای رزمی و غریزهی بقا، علیه دشمنی فرازمینی وارد نبردی نابرابر شوند و راهی برای بازگشت به زمین بیابند.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک، قحطی جهانی زمین را درنوردیده و جوامع انسانی در هرجومرج فرو رفتهاند. هیلی فریمن و خانوادهاش از نوادگان کشاورزان آفریقایی-آمریکایی هستند که پس از جنگ داخلی در مناطق روستایی کانادا ساکن شدند. آنها در مزرعهای دورافتاده زندگی میکنند و برای بقا و محافظت از زمینشان میجنگند. اما شبهنظامیان خشن و بیرحمی که به دنبال تصرف زمینهای حاصلخیز هستند، به آنها حمله میکنند. هیلی که رهبری خانواده را بر عهده دارد، باید برای حفظ میراث و آینده فرزندانش بجنگد. او در این مسیر با چالشهای اخلاقی و جسمی بسیاری روبهرو میشود و باید تصمیمهای سختی بگیرد. این درام هیجانانگیز، داستانی درباره مقاومت، بقا و معنای خانواده در جهانی است که نظم آن فروپاشیده است.
خلاصه داستان: در جهانی که میلیاردها سال پس از نابودی انسانها، تنها بازماندههای تمدن به صورت دیجیتال به حیات خود ادامه میدهند، یک بویه اقیانوسی و یک ماهواره فضایی به شکلی اتفاقی در فضای آنلاین با یکدیگر آشنا میشوند. آنها که هرگز با مفهوم زندگی و احساسات انسانی آشنا نبودهاند، با جستجو در دادههای باقیمانده از زمین، سعی میکنند معنای عشق، تنهایی و هویت را درک کنند. این آشنایی به تدریج به یک رابطه عمیق تبدیل میشود و آنها را به سفری در گذشته و حال سیاره ما میبرد. در این میان، پرسشهای بنیادینی درباره چیستی وجود و عشق مطرح میشود. «عاشقم باش» روایتی فلسفی و احساسی است که مرزهای داستانگویی سنتی را جابهجا میکند.
خلاصه داستان: پنج سال پس از آنکه جاتین رامداس به مقام سروزیر ایالت کرالا رسید، تصمیم او برای همپیمانی با نیروهای فرقهگرا به رهبری بالراج بابا باجرانگی، باعث میشود استفن ندومپالی ملقب به خورشی ابراهیم به همراه دستیار وفادارش زاید مسعود بازگردد تا ایالت زادگاهش را نجات دهد و حسابهای ناتمام را تسویه کند. این بازگشت، درگیریهای تازهای را رقم میزند و گذشتهای پنهان را روایت میکند.