خلاصه داستان: مارا، استاد جوان نویسندگی خلاق، با مشکلاتی در زندگی زناشوییاش با یک موسیقیدان تجربی دستوپنجه نرم میکند. روزی، مت، نویسندهای کاریزماتیک و رها از قیدوبند که از گذشتهاش میشناسد، بهطور اتفاقی وارد دانشگاه او میشود. وقتی همسر مارا بهطور غیرمنتظرهای برنامهاش را برای رساندن او به یک کنفرانس خارج از شهر لغو میکند، مت تصمیم میگیرد او را در این سفر همراهی کند. در طول مسیر، تنشی پنهان که در رابطه نامشخص آنها جریان دارد، کمکم شدت میگیرد.
خلاصه داستان: پسری دچار کابوسهای وحشتناکی میشود که در آنها هیولایی درون کمد کمین کرده است. اما در میان ترسهایش، پدرش نیمهشب ظاهر میشود تا به او کمک کند با وحشتهایش روبهرو شود. با این حال، پسر کمکم به ماهیت واقعی این ظاهر شدنها شک میکند و ناچار میشود با حقیقتی تلخ دربارهی سرنوشت پدرش و نیروی شومی که او را تهدید میکند، روبهرو شود.
خلاصه داستان: گرالت از ریویا، شکارچی جهشیافتهی هیولا، مأمور میشود تا حملات پیدرپی در یک روستای ساحلی را بررسی کند. اما او ناخواسته درگیر نزاعی کهن میان انسانها و پریان دریا میشود. حال او باید برای حل این معما، پیش از آنکه دشمنی میان دو پادشاهی به جنگی تمامعیار تبدیل شود، به دوستان قدیمی و جدید خود تکیه کند.
خلاصه داستان: لینی، زنی که آرزوی مادر شدن را در سر میپروراند، پس از فروپاشی رابطهاش و نابودی برنامههایش برای تشکیل خانواده، تصمیمی جسورانه و غیرمنتظره میگیرد: او یک شکمبند بارداری میخرد و خود را باردار نشان میدهد. این دروغ که در ابتدا فقط یک راه فرار از فشارهای اجتماعی و پرسشهای اطرافیان به نظر میرسد، زندگی او را در مسیری پر از موقعیتهای طنزآمیز و در عین حال تأثیرگذار قرار میدهد. در این میان، او با مردی روبهرو میشود که گویی همه ویژگیهای یک شریک ایدهآل را دارد و عشق به تدریج در دل هر دو جوانه میزند. اما این رابطهی تازه با چالشی بزرگ روبهروست: لینی باید حقیقت را فاش کند یا به دروغ خود ادامه دهد. این درام کمدی، با نگاهی تازه به مفاهیم مادری، هویت و پذیرش خود، داستانی جذاب و سرگرمکننده را روایت میکند که تماشاگران را با خود همراه میسازد.
خلاصه داستان: کاینا، زنی معمولی در اواخر بیستسالگی، شغلی ثابت و رابطهای پایدار با دوستپسرش، جیمیونگ، دارد. با این حال، به جای احساس رضایت، همواره با تردید، سردرگمی و اضطراب روبهرو است. در حالی که با مشکلات روابط شخصی و دشواریهای زندگی دستوپنجه نرم میکند، سرانجام تصمیم میگیرد برخلاف مخالفت اطرافیان، خانهاش را ترک کرده و راهی نیوزیلند شود.
خلاصه داستان: پیتر، پدری که در میانه یک جدایی پرفرازونشیب از همسرش کارلا به سر میبرد، برای گذراندن تعطیلات به همراه فرزندانش به خانه روستایی دوردست خود میرود. اما آرامش این سفر کوتاه مدت است؛ صبح روز بعد، او متوجه میشود که فرزندانش ناپدید شدهاند. در حالی که وحشت و ناامیدی او را فرا میگیرد، پیتر با پای خود وارد یک ماجراجویی خطرناک و نفسگیر میشود و در جستجوی پاسخی برای این معمای تاریک، به گذشته و رازهای پنهان زندگیاش پی میبرد. او باید برای یافتن فرزندانش با ترسهای خود روبهرو شود و به حقیقتی دست یابد که همه چیز را تغییر میدهد.