خلاصه داستان: فاتح سینگ، افسر سابق نیروهای ویژه هند، پس از سالها زندگی آرام در یک شهر کوچک، با حادثهای تلخ مواجه میشود: دختری جوان قربانی یک باند جرایم سایبری شده و جان خود را از دست میدهد. این اتفاق او را برمیانگیزد تا دوباره به میدان بازگردد. او در جستجوی عاملان این جنایت، با شبکهای پیچیده از هکرها، کلاهبرداران و مافیای اینترنتی روبهرو میشود که نهتنها هویت مردم را میدزدند، بلکه جان آنها را نیز به خطر میاندازند. فاتح با کمک یک متخصص فناوری، پا به دنیای تاریک جرایم سایبری میگذارد و در مسیری خطرناک قرار میگیرد. او باید میان قانون و عدالت، و گذشته و حال خود تعادل برقرار کند. هرچه به حقیقت نزدیکتر میشود، دشمنان قدرتمندتری در برابر او صف میکشند. این مبارزه نهتنها جسمی، بلکه ذهنی و فناورانه است و فاتح باید از تمام مهارتهای نظامی و هوش خود استفاده کند تا جلوی فاجعهای بزرگتر را بگیرد.
خلاصه داستان: گرو که زندگی تازهای را با همسرش لوسی و سه دخترخواندهاش آغاز کرده، حالا به عنوان مأمور اتحادیه ضد جنایت مشغول به کار است. اما با شکست در دستگیری بالتازار برت، یک شرور سابق کودکستیز که الماس بزرگ دزدیده، گرو و لوسی از کار اخراج میشوند. در همین حین، گرو متوجه میشود برادر دوقلویش درو را دارد که برعکس او مویی بلوند دارد و وارث امپراتوری خانوادگی آنهاست. مینیونها هم به دنبال زندگی شرورانهتر، از گرو جدا میشوند. گرو و درو برای بازپسگیری الماس و اثبات لیاقت خود به بالتازار برت روبرو میشوند، در حالی که لوسی تلاش میکند با دخترها ارتباط برقرار کند.
خلاصه داستان: کانگ هیون، مأمور سابق اطلاعات کره جنوبی که به دلیل سوء رفتار به تیم عملیات ویژه یاکشا تبعید شده، در چین با رهبر این گروه، جی هون، آشنا می شود. جی هون با نام مستعار «یاکشا» - روحی اهریمنی که از گوشت انسان تغذیه می کند - شناخته می شود و در منطقه مرزی بین کره، چین و روسیه، عملیات های مخاطره آمیزی را مدیریت می کند. وقتی تحقیقات فساد، کانگ هیون را به این گروه می کشاند، او درگیر بازی پیچیده ای از جاسوسی، خیانت و عملیات های خطرناک می شود. همکاری اجباری این دو مأمور، آن ها را به قلب توطئه ای می برد که نه تنها زندگیشان، بلکه ثبات منطقه را تهدید می کند.
خلاصه داستان: میلیاردر عجیب و جنجالی، مایلز برون، گروهی از دوستان قدیمی خود را به جزیرهای خصوصی و لوکس در یونان دعوت میکند تا یک مهمانی آخر هفته برگزار کند. اما این گردهمایی که قرار بود پر از خوشگذرانی و رازگشایی باشد، به یک معما تبدیل میشود؛ زیرا یکی از مهمانان به قتل میرسد. در این میان، کارآگاه زبده، بنویت بلانک، که بهطور غیرمنتظرهای در این جزیره حضور دارد، وارد پرونده میشود و با زیرکی خاص خود، لایههای پنهان روابط، دروغها و انگیزههای هر یک از شخصیتها را کنار میزند. داستانی پر از پیچشهای هوشمندانه که در فضایی پر زرق و برق و طنز تلخ روایت میشود و مخاطب را تا لحظه آخر درگیر نگه میدارد.
خلاصه داستان: هریس، افسر اطلاعاتی سیا، بخشی از تیمی است که وظیفه انتقال بازداشتشدگان را برای بازجویی بر عهده دارد. او به همراه همکارانش در یک عملیات جابهجایی، متوجه میشود که در یک سناریوی پیچیده و خطرناک گرفتار شده است. پس از قتل مافوقش، هریس ناخواسته به قتل یک زندانی متهم میشود و به سرعت به هدفی برای تیمی از مأموران سیا تبدیل میشود که برای بازگرداندن او فرستاده شدهاند. این تیم توسط یک مأمور دوگانه بیرحم رهبری میشود. هریس باید در حالی که از حقیقت بیگناهی خود دفاع میکند، از دست تعقیبکنندگانش فرار کند و پرده از توطئهای بردارد که فراتر از تصور اوست. او برای بقا، باید به غرایز خود اعتماد کند و در دنیایی از فریب و بیاعتمادی، راهی برای اثبات بیگناهی خود بیابد.
خلاصه داستان: هریس، افسر اطلاعاتی سیا، در مأموریتهایی برای بازداشت و جابجایی اتباع خارجی به منظور بازجویی شرکت دارد. هنگامی که مافوق هریس به قتل میرسد، او ناگهان خود را قربانی قتل یک زندانی مییابد و باید از دست تیمی از مأموران که برای دستگیری او فرستاده شدهاند، فرار کند. این تیم توسط یک مأمور دوگانه بیرحم رهبری میشود و هریس باید در حالی که حقیقت را جستجو میکند، از هر سو تحت تعقیب باشد.