خلاصه داستان: تای، یک کتانی خاص و منحصربهفرد اما سادهلوح، هیچ شناختی از زندگی بیرون از جعبهی مخملی راحتش ندارد. پس از آنکه خواهرش توسط یک کلکسیونر مشکوک دزدیده میشود، تای مجبور میشود راهی شهر نیویورک شود تا او را پیدا کرده و نجات دهد. در این ماجراجویی، تای با گروهی از کفشهای رنگارنگ و متفاوت آشنا میشود که از هر سبک و سلیقهای هستند و به او کمک میکنند تا شجاعت بیرون آمدن از جعبهاش و پیدا کردن همکفش واقعیاش را به دست آورد.
خلاصه داستان: باغبانی میانسال به همراه همسرش در خانهای دنج در دامنه تپهای سرسبز زندگی میکند. او با عشق و صبوری از باغ کوچکش مراقبت میکند و هر روز با تغییر فصلها، زیباییهای تازهای را در آن مییابد. اما آرامش این زندگی ساده با ورود مالک جدیدی که قصد ساختوساز در آن منطقه را دارد، به هم میریزد. باغبان که به این سرزمین وابسته است، در برابر تغییرات مقاومت میکند و در این مسیر با چالشهایی روبهرو میشود که روابط او با همسر و همسایگانش را تحت تأثیر قرار میدهد. او در تلاش است تا تعادلی میان عشق به طبیعت و نیازهای مدرن پیدا کند.
خلاصه داستان: هر سال، نخستوزیر بهطور مخفیانه فهرستی از افراد را تهیه میکند که برای منافع دولت خطرناک تلقی میشوند و باید حذف شوند. سرژ شوستر، یکی از مقامات ارشد نزدیک به ریاستجمهوری، بهطور غیرمنتظرهای درگیر این توطئه شوم میشود و خودش به هدف اصلی تبدیل میگردد. او که با مرگ قریبالوقوع و رازی خطرناک مواجه است، باید از خانوادهاش محافظت کند. در این میان، تنها کسی که میتواند به او کمک کند، باغبان مرموز خانهشان یعنی لئو است. لئو با مهارتهای پنهان خود، وارد یک بازی مرگبار با عوامل دولتی میشود و تلاش میکند تا سرژ و خانوادهاش را از نقشهای هولناک نجات دهد. این درگیری پرتنش، مرز میان اعتماد و خیانت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: آدام، موسیقیدانی منزوی و افسرده، در شبهای خلوت دیترویت زندگی میکند و با اشتیاقی وسواسگونه به جمعآوری سازهای قدیمی و ضبط موسیقی مشغول است. او که از پوچی زندگی مدرن و رفتارهای انسانها به ستوه آمده، با اِو، معشوقه دیرینهاش که قرنهاست او را میپرستد، تماس میگیرد. اِو از طنجه به دیدار او میشتابد تا او را از ورطه نابودی نجات دهد. با رسیدن اِو، آرامش نسبی به خانه بازمیگردد، اما حضور ناگهانی اِوا، خواهر کوچکتر و بیپروای اِو، تعادل شکننده آنها را بر هم میزند. اِوا با هوسهای ویرانگرش، راز آنها را به خطر میاندازد و آدام و اِو را به سفری پرمخاطره میکشاند؛ سفر به سوی آیندهای نامعلوم برای بقای عشقی که قرنهاست شعلهور مانده است.
خلاصه داستان: هیونسو و سو-جین تازه ازدواج کردهاند. بهطور ناگهانی، هیونسو شروع به صحبت در خواب میکند: «یه نفر اینجاست.» از آن شب به بعد، هر بار که به خواب میرود، به فرد دیگری تبدیل میشود و هیچ خاطرهای از شب قبل ندارد. این وضعیت، سو-جین را دچار اضطراب شدیدی میکند؛ او مدام نگران است مبادا هیونسو در خواب به خانوادهاش آسیب بزند و به همین دلیل دیگر نمیتواند حتی لحظهای آرام باشد. او برای نجات زندگی مشترکشان و پیدا کردن راهی برای متوقف کردن این کابوسها، دست به تحقیقی پیچیده میزند.
خلاصه داستان: در آخرین روز از نخستین مأموریت سرنشیندار به مریخ، یکی از اعضای پایگاه «تانتالوس» باور دارد که کشفی خارقالعاده انجام داده است: شواهد فسیلشدهای از حیات باکتریایی. او که نمیخواهد افتخار این کشف نصیب گروه پشتیبانی شود، برخلاف دستورات عمل کرده و برای جمعآوری نمونههای بیشتر، بدون مجوز به مأموریتی انفرادی میرود. اما حفاریای که قرار بود معمولی باشد، به فاجعه میانجامد؛ زمین سست فرو میریزد و او به شکافی عمیق سقوط میکند. همکارانش که از این حادثه ویران شدهاند، تلاش میکنند پیکرش را بازیابی کنند. اما وقتی یکی دیگر نیز ناپدید میشود، آنها کمکم به این نتیجه میرسند که شکل حیاتی که کشف کردهاند، ممکن است خطرناکتر از آن باشد که تصور میکردند.