خلاصه داستان: گروهی از جوانان که رویای شهرت دارند، برای رسیدن به محبوبیت در شبکههای اجتماعی، وارد یک بازی خطرناک و مرموز میشوند. آنها با دعوت به یک مکان متروکه، ناگهان خود را در میان موجوداتی فراطبیعی و شیاطینی مییابند که هیچ راه فراری ندارند. هر قدم آنها را به پرتگاه نزدیکتر میکند و مرگ در کمین است. آنها باید با ترسهای خود روبرو شوند و راز پنهان این مکان را کشف کنند تا شاید بتوانند زنده بمانند. اما هر رازی که فاش میشود، آنها را عمیقتر در دام شیاطین گرفتار میکند. این فیلم روایتی پرتنش از تلاش برای بقا در جهانی است که مرز میان واقعیت و کابوس را محو میکند و نشان میدهد که شهرت ممکن است بهایی بسیار سنگین داشته باشد.
خلاصه داستان: گروهی از کمپکنندگان در دل جنگلهای تاریک، شب را در سکوت به صبح میرسانند، اما ناگهان صدای گریه و نالهای زنانه در فضا میپیچد. صدایی که از افسانههای قدیمی به گوش میرسد و کسی جرئت نمیکند به آن نزدیک شود. با بیدار شدن از خواب، آنها خود را در میان مه غلیظ و فضایی وهمآلود مییابند و متوجه میشوند که خشم لا لورونا، روح زنی که فرزندانش را از دست داده، آنها را احاطه کرده است. هر یک از اعضای گروه باید با ترسهای درونیشان روبهرو شوند و راهی برای فرار از این کابوس بیابند، اما هر لحظه، نالهها نزدیکتر میشود و سایههای مرموز در میان درختان جابهجا میشوند. آیا آنها میتوانند از خشم این افسانه کهن جان سالم به در ببرند؟
خلاصه داستان: وقتی کشور همسایه، ورائگوآ، به طور ناگهانی به کوراسائو و آروبا حمله میکند، دولت هلند کاملاً غافلگیر میشود. این درگیری به سرعت شدت مییابد. سه نیروی جوان نیروی دریایی باید تصمیم بگیرند که چه کار درستی باید انجام دهند.
خلاصه داستان: مردی خانوادهدوست و فداکار دچار وسواس نجات جان قربانیان تصادف در پیچ خطرناک مقابل خانهاش میشود — وسواسی که ممکن است همه چیز را از او بگیرد.
خلاصه داستان: داستان فیلم خواب زمستانی انسانها درباره یک خواهر و برادر است که در خوابی زمستانی و طولانی فرو میروند. اما تنها خواهر از این خواب بیدار میشود و با دنیایی روبرو میشود که مرز میان انسان و حیوان در آن محو شده است. او در این دنیای تازه و ناشناخته، به دنبال برادر گمشدهاش میگردد و در این مسیر با پرسشهای عمیقی درباره هویت، طبیعت و بقا دست و پنجه نرم میکند. این اثر با فضاسازی خاص خود، تجربهای تاملبرانگیز و متفاوت را برای مخاطب رقم میزند.
خلاصه داستان: پس از بازگشت به محل کار با برنامهای ترکیبی (حضوری و دورکاری)، دو همکار که فقط با نامهای خانم دوشنبه و آقای سهشنبه یکدیگر را میشناسند، شروع به فرستادن یادداشتهای دوستانه میکنند؛ و همین آغازگر یک رابطه عاشقانه اداری میشود.