خلاصه داستان: در نمای پایانی فیلمی که در یکی از روستاهای شمال ایران فیلمبرداری میشود، قرار است مرگ پیرمردِ نقش اول، همراه با فرود فرشتهای از بالای درخت تصویربرداری شود. برخلاف سایر سکانسها که در هوای ابری گرفته شدهاند، این صحنه نیازمند هوایی آفتابی است. گروه فیلمبرداری آماده میشود، اما منتظرند تا خورشید از میان ابرها بیرون بیاید و لحظهای که همه انتظارش را میکشند فرا رسد. در این میان، روابط انسانی و چالشهای پشت صحنه، داستانی لطیف و تأملبرانگیز را میسازند.
خلاصه داستان: پارتی روایتگر روزنامهنگار جوانی است که به دلیل انتشار مطلبی در نشریهاش به زندان میافتد. این اتفاق زندگی او و دوستان نزدیکش را دگرگون میکند و آنها را به تکاپو برای آزادیاش میاندازد. در این میان، روابط و وابستگیهای انسانی در بوته آزمایش قرار میگیرد. هر یک از شخصیتها با انگیزهها و محدودیتهای خود روبهرو میشوند و این تلاش جمعی، پرده از لایههای پنهان دوستی و وفاداری برمیدارد. داستان با نگاهی تیزبینانه به جامعه و روابط پیچیده آن، مخاطب را با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: بهمن فرمانآرا در این فیلم، داستان کارگردان پیری را روایت میکند که پس از بیست سال سکوت، سفارشی از تلویزیون ژاپن دریافت میکند تا فیلمی درباره مراسم تدفین خودش بسازد. او در حالی که با مرگ و تنهایی دستوپنجه نرم میکند، به خاطرات گذشته، عشقهای از دست رفته و معنای زندگی میپردازد. فیلم، روایتی تأملبرانگیز از مواجهه انسان با پایان زندگی و بازبینی هویت هنری و شخصی است.
خلاصه داستان: رضا تهرانی، جوانی که به توزیع فیلمهای ویدئویی قاچاق مشغول است، بهتدریج توسط دندانپزشکی به نام باقری به دنیای توزیع مواد مخدر کشیده میشود. او در مسیر این تحول، با چالشهای اخلاقی و اجتماعی متعددی روبهرو میشود و روابطش با اطرافیان، از جمله خانواده و دوستان، دستخوش تغییر میگردد. فیلم «ساقی» به کارگردانی محمدرضا اعلامی، روایتی تلخ از وسوسه و سقوط اخلاقی در بستر جامعه شهری ایران ارائه میدهد. داستان با نگاهی رئالیستی، لایههای پنهان اعتیاد و قاچاق را به تصویر میکشد و سرنوشت رضا را به عنوان نمادی از جوانان درگیر این معضل دنبال میکند. بازی بهرام رادان در نقش رضا، به همراه بهنوش بختیاری و دیگر بازیگران، عمق احساسی اثر را افزایش میدهد.
خلاصه داستان: بهروز که سابقه بیماری روانی دارد، همراه با خانواده برادرش زندگی میکند. او به طور اتفاقی با زنی به نام شیرین آشنا میشود که از همسرش جدا شده و با دو کودکش زندگی میکند. بین آنها علاقه به وجود میآید و تصمیم به ازدواج میگیرند، اما این تصمیم با واکنشهای متفاوت و چالشهای متعددی از سوی اطرافیان روبهرو میشود. بهروز و شیرین در مسیر عشق خود با موانع اجتماعی و خانوادگی دست و پنجه نرم میکنند و باید میان خواستههای قلبی و واقعیتهای تلخ زندگی تعادلی بیابند. این فیلم به بررسی عمق احساسات انسانی، مفهوم همنفسی و پذیرش تفاوتها میپردازد.
خلاصه داستان: در ادامه ماجراهای فیلم اول، پس از زلزلهای ویرانگر در تهران، مردم در تلاش برای نجات جان خود و خانوادههایشان هستند. در این میان، گروهی از فرصتطلبان سعی میکنند از بحران پیشآمده سوءاستفاده کنند و با کلاهبرداریهای تازه، بار دیگر آوازه رسوایی را بر سر زبانها بیندازند. اما در برابر آنها، افرادی نیز با از خودگذشتگی و تلاش برای کمک به آسیبدیدهگان، جلوی بسیاری از بیعدالتیها را میگیرند. داستان با نگاهی طنزآمیز و انتقادی به رفتارهای اجتماعی در شرایط بحرانی، روایتگر برخوردهای خندهدار و تأملبرانگیز میان شخصیتهای مختلف است.