خلاصه داستان: داستان فیلم درباره درک وینیارد (ادوارد نورتون) است، یک جوان سفیدپوست اهل ونیز بیچ، کالیفرنیا که به دلیل نفوذ پدرش و شرایط اجتماعی به یک نئونازی متعصب تبدیل میشود. او پس از کشتن دو جوان سیاهپوست که قصد سرقت ماشینش را داشتند، به سه سال زندان محکوم میشود. در زندان، درک با واقعیتهای تازهای روبرو میشود و به تدریج از ایدئولوژی نفرتانگیز خود فاصله میگیرد. پس از آزادی، او تلاش میکند برادر کوچکش دنی (ادوارد فرلونگ) را نیز از این مسیر خطرناک دور کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم فرار از ترس درباره هسکل، یک جنایتکار حرفهای است که مأموریت مییابد یک ون امنیتی را برای رئیسش بدزدد. اما وقتی نقشه با شکست مواجه میشود، یک پسر نوجوان ناخواسته شاهد ماجرا میشود. هسکل اکنون با دو مشکل روبروست: از یک سو باید نقشه را تکمیل کند و از سوی دیگر پسرک را خاموش نگه دارد. این در حالی است که پلیس نیز در تعقیب اوست. فیلمی پرتعلیق و هیجانانگیز که مخاطب را تا پایان با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: فیلم روزی که هوا ایستاد به کارگردانی نادر ابراهیمی، روایتگر روزی است که در منطقهای وسیع و پرجمعیت، هوا ناگهان از حرکت بازمیایستد و وارونگی سنگین و پایداری رخ میدهد. مسئولان شهری از ترس ایجاد وحشت عمومی، تصمیم میگیرند خبر این پدیده عجیب را از مردم پنهان کنند. اما با گذشت زمان، عوارض این وارونگی هوا بر زندگی روزمره و سلامت شهروندان آشکار میشود. داستان به بررسی واکنشهای انسانی در برابر بحرانی ناشناخته و تنش میان حقیقت و مصلحتاندیشی میپردازد.
خلاصه داستان: در بحبوحه عملیات روز دی در جنگ جهانی دوم، کاپیتان جان میلر و گروهان او مأموریتی خطرناک را دریافت میکنند: یافتن و بازگرداندن سرباز جیمز رایان، تنها بازمانده از چهار برادر یک خانواده، به خانه. این مأموریت در دل خاک فرانسه و در میان آتش سنگین دشمن، آنها را به سفری پرمخاطره میکشاند. هر یک از اعضای گروه با تردیدهای اخلاقی و فداکاریهای شخصی روبرو میشوند و ارزش یک زندگی در برابر بسیاری را به چالش میکشند. فیلم با نمایش بیپرده خشونت جنگ، تأثیر عمیقی بر بیننده میگذارد و پرسشهایی درباره وظیفه، انسانیت و بهای آزادی مطرح میکند.
خلاصه داستان: جف لبوفسکی، مردی تنبل و عاشق بولینگ که در لسآنجلس زندگی میکند، به دلیل اشتباه هویتی با یک میلیونر همنام خود، وارد ماجرایی پیچیده میشود. دو مرد ناشناس به خانه او حمله کرده و فرش او را خیس میکنند و او برای جبران این بیحرمتی، به سراغ میلیونر میرود. در این مسیر، او با دوستانش والتر و داندی در باشگاه بولینگ همراه میشود و با شخصیتهای عجیبی مانند مود، دختر هنرمند میلیونر، و جکی تری، نیهیلیست آلمانی، روبرو میگردد. داستان با گروگانگیری، دزدی و توطئههای مختلف پیش میرود و لبوفسکی بزرگ تلاش میکند تا زندگی تباه خود را سامان دهد.
خلاصه داستان: در یک کلونی مورچهها، هر ساله گروهی از ملخها به رهبری هوپر، بخش بزرگی از آذوقه جمعآوریشده را به زور میگیرند. فلیک، مورچهای خلاق و متفاوت، برای نجات کلونی تصمیم میگیرد گروهی از حشرات مبارز را استخدام کند. او به اشتباه گروهی از حشرات ضعیف و نالایق سیرک را به عنوان سرباز به کلونی میآورد. این حشرات ناچارند نقش مبارز را بازی کنند و در این میان، فلیک با ایدههای نوآورانهاش سعی در مقابله با ملخها دارد. داستان با طنز و ماجراجویی، اهمیت همکاری و اعتماد به نفس را به تصویر میکشد.