خلاصه داستان: پس از از دست دادن مادر عزیزش، مردی همه چیز را به خطر میاندازد تا به افتخار او یک رستوران ایتالیایی راهاندازی کند؛ جایی که آشپزهای آن نُنّاها — یعنی مادربزرگهای واقعی — هستند.
خلاصه داستان: سه خواهر برای سومین عروسی مادرشان که دو بار بیوه شده به خانهشان بازمیگردند. اما مادر و دخترانش با کمک گروهی رنگارنگ از مهمانان غیرمنتظره عروسی، مجبور میشوند گذشته را مرور کنند و با آینده روبرو شوند.
خلاصه داستان: در جنوب ایتالیا، مری، زن جوانی که به نونزیو جنایتکار وابسته است، میخواهد از رابطهی سمیشان خارج شود اما از عواقب آن میترسد. رابطهی عاشقانهی او با جولیو، یک مربی سوارکاری جدید، او را به یافتن شجاعت سوق میدهد. مری با وجود هشدارهای میشل، دوست دوران کودکیاش و شریک نونزیو، عشق به جولیو را انتخاب میکند. نونزیو که احساس میکند به او خیانت شده، نقشهی انتقام میکشد. داستانی از عشق و خون که در آن عناصر واقعی و ویرانگر، عشق و دوستی به نظر میرسند.
خلاصه داستان: کت، یک معلم کمدی بداهه است که کمکم دارد به این فکر میکند که آیا شانس موفقیتش را از دست داده است یا نه. وقتی یک پلیس مخفی به او نقشی مهم در زندگیاش پیشنهاد میدهد، او دو نفر از شاگردانش را استخدام میکند تا با جعل هویت مجرمان خطرناک، به دنیای تبهکاران لندن نفوذ کنند. این مأموریت مخفی که قرار است زندگی او را متحول کند، خیلی زود به یک بازی پرخطر تبدیل میشود. کت و شاگردانش باید در حالی که هویت جعلی خود را حفظ کردهاند، با خطرات پیشبینینشدهای روبهرو شوند. هر قدم اشتباه میتواند نه تنها مأموریت را به خطر بیندازد، بلکه جان آنها را نیز تهدید کند. در این مسیر، مرز بین واقعیت و نقشبازی کمرنگ میشود و کت باید تصمیم بگیرد که آیا حاضر است برای رسیدن به رویای خود، همه چیز را فدا کند.
خلاصه داستان: هپی گیلمور، ستاره سابق هاکی که با ضربههای عجیبش دنیای گلف را متحول کرد، سالهاست از مسابقات حرفهای کناره گرفته و زندگی آرامی را در پیش گرفته است. اما وقتی دخترش به کلاسهای باله نیاز پیدا میکند و هزینهها بالا میرود، هپی تصمیم میگیرد دوباره به میادین گلف برگردد. او با همان انرژی و شور همیشگی، با رقبای قدیمی و جدیدی روبهرو میشود و در مسیر قهرمانی، با چالشهای خانوادگی و شخصی زیادی دست و پنجه نرم میکند. هپی در این بازگشت، نه تنها به دنبال پیروزی است، بلکه میخواهد ثابت کند که هنوز هم میتواند به آرزوهایش برسد و پدر خوبی برای دخترش باشد.
خلاصه داستان: دو زن هنگام مرتب کردن وسایل دوست مرحومشان، نوارهای VHS را پیدا میکنند که صحنههای ناآشنا و ترسناکی را نشان میدهد که هر کدام آنها را به دام یک موجود مرموز و بدخواه میکشاند.